جلسه ده
حکم حکومتی و حکم غیر حکومتی
۱۳۸۹/۰۷/۱۷
جدول محتوا
کلام امام(ره)
انظار و آراء مختلف را در باب حکم حکومتی بیان کردیم و معلوم شد حکم حکومتی یا حکمُ الحاکم غیر از حکم اولی و غیر از حکم ثانوی است، اکنون میخواهیم ببینیم نظر امام(ره) جزء کدامیک از این انظار و آراء محسوب میشود؟ آیا نظر امام(ره) این است که حکم حکومتی غیر از حکم اولی و ثانوی است یا نظر دیگری دارند؟ ما همانطور که قبلا وعده دادیم باید کلام امام را بررسی کنیم و به جهت اینکه در کلمات امام تعبیرات متفاوتی به کار رفته و ایشان به صراحت در این موضوع اظهار نظر نکردهاند باید آن را توجیه کنیم.
امام(ره)در سه موضع در رابطه با حکم حکومتی عباراتی دارند که به نگاه بدوی بین آنها تنافی وجود دارد، ابتدا آن سه کلام را بیان میکنیم و بعد نظر تحقیق را بیان خواهیم کرد.
موضع اول: ایشان در جایی تصریح کردهاند که حکم حکومتی از نوع حکم ثانوی است.
موضع دوم: در جای دیگری گفتهاند که احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد، معنای این سخن امام این است که احکام ثانویه توسط همه فقها به صورت افتاء بیان میشود و این نیازی به حکم ندارد، اصلا مساله حکم حاکم غیر از حکم ثانوی است.
موضع سوم: همچنین در موضع دیگرامام فرمودهاند که حکومت که شعبهای از ولایت مطلقه رسول الله است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه حتی نماز،روزه و حج است [۱] یا در جواب نامهای امام فرمودهاند ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اولیه است. [۲]
بنا بر این امام سه نوع تعبیر دارند: یک جا در فتوای تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی امام میفرمایند این حکم ثانوی است و در جای دیگری فرمودهاند احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد یعنی اینکه حکم حاکم غیر از حکم ثانوی است. در موضع سوم هم به نوعی بیان کردند که حکم حکومتی از احکام اولیه است. به عبارت دیگر یک جا میگویند حکم حکومتی حکم ثانوی است، جای دیگر میگویند حکم ثانوی نیست و جای دیگر میگویند حکم اولی است.
ادعای ما این است که از مجموع کلمات امام(ره) استفاده میشود که اصل حکومت و ولایت از احکام اولیه است یعنی همانطوری که نماز، روزه، حج، صوم و خمس واجب شده و حکم وجوب روی این طبایع بار شده حکومت و تشکیل حکومت هم واجب شده است. اصل حکومت به عنوان یک مساله لازم و ضروری برای زندگی اجتماعی بشر متعلق حکم شرعی وجوب قرارگرفته، یعنی خداوند تبارک و تعالی همانطوری که فرموده است الصلاه واجبه همچنین فرموده الولایه واجبه؛ اصل حکومت و ولایت در عداد سایر احکام اولیه و چه بسا ایشان تعبیر به مقدم هم کرده، اما اجمالا اصل حکومت یک حکم اولیه است.
شاید به این تعبیر اشکال شود که منظور از اینکه حکم حکومتی از احکام اولیه است، این است که اصل ولایت حکم اولی محسوب میشود، و این بدان معنا است که اعتبار الهی دارد؛ نه اینکه یک حکم اولی آن باشد. اما در جواب از این اشکال خواهیم گفت که اعتبار شرعی و الهی هم به نوعی بازگشتش به همان حکم اولی است، حکم اولی هم یک حکمی است که اعتبار الهی دارد و صادر از خداوند تبارک و تعالی است.
سوال: منظور از اینکه احکام ثانوی ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارند چیست؟ …
استاد: آنچه از این کلام فهمیده میشود این است که دستورات حاکم حکم ثانوی نیست یعنی اینکه دستورات حاکم یک جنس دیگری است والا بقیه علما هم بر اساس عناوین ثانویه حکم میدهند. ایشان میخواهد تمیز دهد و فرق بگذارد بین فقیه حاکم با سایر فقهیان و در مقام این نیست که بگوید این حکم اولی است یا ثانوی بلکه در مقام این است که ولی فقیه وقتی حکم میکند مثل سایر فقیهان که فتوایی بر اساس عناوین ثانویه میدهند نیست گرچه آن قابل نقض هست و این قابل نقض نیست.
ایشان در این مقام نیست که بگوید اعمال ولایت و اصل حکومت یک حکم اولی است یا حکم ثانوی است، بلکه میخواهد بگوید جنس دستوراتش یک جنس دیگر است.توجه داشته باشید تاکید روی احکام ثانویه است.
به عبارت دیگر وقتی میگوید احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارند یعنی اینکه احکام ثانویه را هر مجتهدی میتواند استنباط کند ولی آنچه را که فقیه از منظر حکومت و حاکمیت میگوید یک چیز دیگر است و فقیه حتی از غیر از موضع ولایتش میتواند بر اساس عناوین ثانویه حکم ثانوی بدهد.
توجیه کلام امام
اما اینکه ایشان در مورد تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی فرمودهاند یک حکم ثانوی است، ظاهرا بر طبق ممشای مشهور این سخن را گفته، مشهور است که کسانی که به این نوع ولایت قائلند و حکم حاکم را نافذ میدانند به اعتبار این است که این یک حکم ثانوی است و ایشان روی جنبه حکم بودنش تاکید کردهاند در مقابل فتوا؛
اما خود ایشان مسلما حکم حاکم را از قبیل حکم ثانوی نمیدانند چون به صراحت میگویند حکم ثانوی ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و حداقل این است که این سخن یک سخن کلی است وآن را در مورد یک امر جزئی فرموده است در دوران بین این دو حرف مسلما این کلام کلی مقدم است و آنچه که ما قاطعا میتوانیم بگوییم این است که امام حکم حکومتی را یک حکم ثانوی نمیدانند.
نتیجه
حالا آیا این حکم حکومتی که حکم ثانوی نیست، حکم اولی است یا اصلا غیر از این دو است؟
ما از کلمات ایشان استفاده میکنیم که ایشان معتقدند حکم حکومتی غیر از حکم اولی و ثانوی است، وقتی این دو جمله را کنار هم میگذاریم این نتیجه حاصل میشودکه حکم حکومتی حکم ثانوی نیست. بله؛اصل حکومت را ایشان حکم اولی میدانند اما به نظر ما امام حکم حکومتی را غیر از حکم اولی و حکم ثانوی میدانند.
بحث جلسه آینده
بررسی کلام شهید صدر