درس خارج اصول

خارج اصول؛ جلسه شصت و ششم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل دوم: روایات

جلسه ۶۶ – PDF جلسه شصت و ششم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل دوم: روایات – روایت اول: حدیث رفع –بررسی دلالی حدیث رفع – جزء اول: رفع – مطلب سوم: رفع ظاهری یا واقعی؟ – شاهد ششم (کلام شهید صدر) – بعد سلبی (نفی تقریر اول از رفع واقعی) ۱۴۰۴/۱۰/۰۸            خلاصه جلسه گذشته بحث در مطلب سوم، یا جهت سوم مرتبط با واژه «رفع» در حدیث رفع، معطوف به این مسئله بود که آیا مقصود از «رفع» در این حدیث، رفع ظاهری است یا واقعی؟ این بحث از آن جهت طرح گردید که به گمان برخی، تنها در صورتی این حدیث می‌تواند بر برائت دلالت نماید که مراد از رفع، رفع ظاهری

خارج اصول؛ جلسه شصت و پنجم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل دوم: روایات

جلسه ۶۵ – PDF جلسه شصت و پنجم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل دوم: روایات – روایت اول: حدیث رفع –بررسی دلالی حدیث رفع – جزء اول: رفع – مطلب سوم: رفع ظاهری یا واقعی؟ – کلام محقق عراقی : شاهد پنجم و بررسی آن ۱۴۰۴/۱۰/۰۷                خلاصه جلسه گذشته بیان شد که شواهدی بر رفع ظاهری در حدیث رفع اقامه شده است. چهار شاهد که سه مورد آن توسط محقق خویی و یک مورد توسط محقق عراقی بیان گردیده بود، مورد بررسی قرار گرفت. شاهد پنجم نیز از سوی محقق عراقی بیان شد و مورد اشکال واقع شد. در جلسه گذشته، هم این شاهد و هم اشکالی که بر آن وارد

خارج اصول؛ جلسه شصت و چهارم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل دوم: روایات

جلسه ۶۴ – PDF جلسه شصت و چهارم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل دوم: روایات – روایت اول: حدیث رفع –بررسی دلالی حدیث رفع – جزء اول: رفع – مطلب سوم: رفع ظاهری یا واقعی؟ – کلام محقق عراقی – شاهد پنجم و بررسی آن ۱۴۰۴/۱۰/۰۶              خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم درباره حدیث رفع از نظر دلالت مطالبی باید مورد رسیدگی قرار بگیرد. مطلب سوم، پیرامون رفع از حیث ظاهری یا واقعی بودن است؛ اینکه «رفع»، رفع ظاهری است یا واقعی؟ این جهت در دلالت حدیث رفع بر مدعا، یعنی برائت، تعیین‌کننده است. چنانکه بیان شد، شواهد و دلایلی برای قول به رفع ظاهری ذکر شده است. تا اینجا، چهار شاهد مورد

خارج اصول؛ جلسه شصت و سوم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل دوم: روایات

جلسه ۶۳ – PDF جلسه شصت و سوم  اصل برائت – ادله برائت – دلیل دوم: روایات – روایت اول: حدیث رفع –بررسی دلالی حدیث رفع – جزء اول: رفع – مطلب سوم: رفع ظاهری یا واقعی؟ – کلام محقق عراقی (دو شاهد دیگر بر رفع ظاهری) – شاهد چهارم و بررسی آن – اشکال اول و دوم و پاسخ آنها ۱۴۰۴/۱۰/۰۲               خلاصه جلسه گذشته مطلب سوم از مباحث مرتبط با جزء اول از اجزاء سه‌گانه‌ حدیث رفع، در خصوص این مسئله بود که آیا مقصود از «رفع» در این روایت، رفع ظاهری است یا واقعی. البته در خود واژه‌ «لایعلمون» نیز این بحث وجود دارد که آیا مراد از «لا یعلمون» عدم علم واقعی است یا ظاهری؛ که

خارج اصول؛ جلسه شصت و دوم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل دوم: روایات

جلسه ۶۲ – PDF جلسه شصت و دوم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل دوم: روایات – روایت اول: حدیث رفع –بررسی دلالی حدیث رفع – جزء اول: رفع – مطلب سوم: رفع ظاهری یا واقعی؟ – بررسی اشکال محقق نایینی به شیخ – بررسی شواهد رفع ظاهری – بررسی شاهد اول و دوم و سوم ۱۴۰۴/۱۰/۰۱                خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم که در مورد حدیث رفع اجزاء سه‌گانه می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد. در بخش نخست، درباره‌ی واژه‌ «رفع» سخن گفتیم و اشاره شد که درباره آن چندین جهت و مطلب باید مورد بررسی قرار بگیرد. مطلب نخست یا جهت اول، مربوط به معنای «رفع» است و اینکه آیا به معنای

خارج اصول؛ جلسه شصت و یکم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل دوم: روایات

جلسه ۶۱ – PDF جلسه شصت و یکم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل دوم: روایات – روایت اول: حدیث رفع –بررسی دلالی حدیث رفع – جزء اول: رفع – مطلب اول: معنای رفع – قول دوم و سوم – مطلب دوم: رفع تشریعی یا تکوینی؟ – مطلب سوم: رفع ظاهری یا واقعی؟ – شواهد رفع ظاهری – شاهد اول، دوم، سوم – کلام شیخ انصاری – اشکال محقق نایینی به اشکال شیخ انصاری ۱۴۰۴/۰۹/۳۰             خلاصه جلسه گذشته عرض شد برای فهم حدیث رفع، باید اجزای سه‌گانه این حدیث به دقت مورد بررسی قرار گیرد. کسانی که به این روایت استدلال نموده‌اند، می‏گویند «رفع» ما لایعلمون یعنی آنچه را که انسان نمی‌داند (مِنَ

خارج اصول؛ جلسه پنجاه و ششم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل اول: کتاب؛ آیه چهارم

جلسه ۵۶ – PDF جلسه پنجاه و ششم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل اول: کتاب – آیه چهارم – بررسی آیه چهارم – اشکال اول، دوم، سوم و بررسی آنها ۱۴۰۴/۰۹/۲۳ خلاصه جلسه گذشته در بررسی ادلّه‌ برائت، تاکنون به سه آیه استناد شده است. این سه آیه مورد بررسی قرار گرفت. آیات اول و سوم بر برائت دلالت دارند، لکن آیه‌ دوم فاقد چنین دلالتی است. آیه چهارم آیه‌ چهارم آیه‌ ۱۴۵ سوره انعام می‌باشد، شیخ انصاری در کتاب رسائل به آن استناد نموده‌اند. همچنین میرزای قمی در قوانین استدلال به این آیه را ذکر کرده‌ و البته از سوی برخی بزرگان نیز مورد اشکال واقع شده است. آیه چنین است: «قُلْ لَا أَجِدُ فِي مَا أُوحِيَ

خارج اصول؛ جلسه پنجاه و پنجم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل اول: کتاب

جلسه ۵۵ – PDF جلسه پنجاه و پنجم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل اول: کتاب – آیه سوم – بررسی آیه سوم – اشکال دوم – احتمالات در آیه  – بررسی اشکال دوم – موید استدلال به آیه سوم ۱۴۰۴/۰۹/۲۲   خلاصه جلسه گذشته بحث در دلالت آیه ۱۱۵ سوره توبه بر برائت بود، تقریب استدلال به این آیه ذکر شد. آیه چنین است: «وَمَا كَانَ اللَّـهُ لِيُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُم مَّا يَتَّقُونَ». عرض شد «ما کان الله» بر اساس نظر مستدِل، به سنت پایدار الهی اشاره دارد، نه به زمان گذشته. «لِيُضِلَّهُمْ» به معنای «لِيُعَذِّبَهُمْ» است و «مَا يَتَّقُونَ» نیز به معنای اوامر و نواهی الهی می‌باشد. بنابراین، معنای آیه این است که

خارج اصول؛ جلسه پنجاه و چهارم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل اول: کتاب

جلسه ۵۴ – PDF جلسه پنجاه و چهارم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل اول: کتاب – آیه سوم – بررسی آیه سوم – اشکال اول و پاسخ آن – اشکال دوم – شرح رساله حقوق – حق صوم – بیان اجمالی ۱۴۰۴/۰۹/۱۹                  آیه سوم آیه سوم که برای اثبات اصل برائت مورد استناد قرار گرفته است، آیه: « وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِلَّ قَوْمًا بَعْدَ إِذْ هَدَاهُمْ حَتَّى یُبَیِّنَ لَهُمْ مَا یَتَّقُونَ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» . معنای این آیه آن است که: «هرگز خداوند متعال قومی را پس از آنکه هدایتشان نمود، گمراه نخواهد کرد، مگر آنکه آنچه را که موجب تقوای ایشان است برایشان بیان کرده باشد؛ زیرا

خارج اصول؛ جلسه پنجاه و سوم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل اول: کتاب

جلسه ۵۳ – PDF جلسه پنجاه و سوم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل اول: کتاب – آیه دوم – بررسی آیه دوم – اشکال به عدم دلالت آیه بر برائت – پاسخ             ۱۴۰۴/۰۹/۱۸      اشکال بیان شد که آیه «لا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» دلالت بر برائت ندارد. اشکالات وارد بر استدلال به این آیه به تفصیل مورد اشاره قرار گرفت و نتیجه آن شد که این آیه نمیتواند در موارد شک در تکلیف، اصل برائت را اثبات نماید. اشکالی که در اینجا مطرح شده، آن است که با استناد به روایتی از امام صادق (ع)، برخی قصد دارند اثبات نمایند که این آیه بر برائت دلالت دارد؛ زیرا بر طبق این روایت، امام صادق

خارج اصول؛ جلسه پنجاهم؛ اصل برائت؛ ادله برائت؛ دلیل اول: کتاب

جلسه ۵۰ – PDF جلسه پنجاهم اصل برائت – ادله  برائت – دلیل اول: کتاب – آیه دوم – بررسی آیه دوم – کلام محقق نایینی درباره احتمال چهارم و بررسی آن – کلام محقق عراقی – بخش اول – بخش دوم ۱۴۰۴/۰۹/۱۵                                            خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم که برخی از آیات قرآن کریم برای جریان اصل برائت در شبهات تحریمیه و وجوبیه که شک در تکلیف است مورد استناد قرار گرفته است. آیه نخست مورد بررسی واقع شد و نتیجه این شد که این آیه می‌تواند به عنوان مستندی برای برائت قرار گیرد. آیه دوم، آیه «لاَ یُکَلِّفُ

خارج اصول – جلسه نود و هشتم – تجری – مباحث اصلی تجری – مقام اول: تجری – مقدمه: قبح فعلی یا فاعلی – دو دیدگاه – حق در مسئله       

جلسه ۹۸ – PDF جلسه نود و هشتم  تجری – مباحث اصلی تجری – مقام اول: تجری – مقدمه: قبح فعلی یا فاعلی – دو دیدگاه – حق در مسئله  ۱۴۰۲/۰۲/۱۸   مباحث اصلی تجری عرض کردیم بحث تجری از سه زاویه قابل بررسی است. کیفیت بحث از تجری بنابراینکه یک مسئله کلامی باشد و بنابراینکه یک مسئله فقهی باشد و بنابراینکه یک مسئله اصولی باشد، اجمالا بیان شد. آنچه که از ابتدای بحث تجری تا اینجا گفتیم دو مطلب بوده: ۱. تنقیح موضوع و دامنه و قلمرو بحث تجری؛ ۲. این مسئله آیا می‎تواند به عنوان مسئله علم کلام یا مسئله علم فقه یا مسئله علم اصول باشد؟ دوتای اول را خیلی اجمالی توضیح دادیم و سومی را به

خارج اصول – جلسه نود و هفتم – تجری – راه اصولی بودن مسئله تجری – بررسی راه دوم – اشکال پنجم و ششم – راه حل سوم  

جلسه ۹۷ – PDF جلسه نود و هفتم تجری – راه اصولی بودن مسئله تجری – بررسی راه دوم – اشکال پنجم و ششم – راه حل سوم    ۱۴۰۲/۰۲/۱۷    خلاصه جلسه گذشته بحث درباره راه دوم از راه‎هایی بود که مسئله تجری را داخل در مسائل علم اصول قرار می‎دهد. گفتیم برای اینکه تجری به عنوان یک مسئله اصولی محسوب شود چند راه پیشنهاد شده است. راه دوم مبتنی بر سه مقدمه بود که عرض شد؛ دیروز چهار اشکال نسبت به این راه بیان شد. برخی از این اشکالات متوجه مقدمه دوم بود و برخی متوجه مقدمه سوم. البته یک اشکال را پاسخ دادیم و گفتیم وارد نیست. علاوه بر اشکالاتی که دیروز بیان شد، نسبت به مقدمه اول

خارج اصول – جلسه نود و پنجم – تجری – راه اصولی بودن مسئله تجری – راه دوم – شرح رساله الحقوق – توضیح جمله «لا قوة الا بالله»    

جلسه ۹۵ – PDF جلسه نود و پنجم  تجری – راه اصولی بودن مسئله تجری – راه دوم – شرح رساله الحقوق – توضیح جمله «لا قوة الا بالله»  ۱۴۰۲/۰۲/۱۳   خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم در مورد اینکه بحث تجری چگونه می‎تواند به عنوان یک مسئله اصولی قلمداد شود، راه‎های متعددی ارائه شده، هدف از این طرق، ارائه تصویری از بحث تجری است که بر اساس آن تجری مسئله اصولی به حساب بیاید. گفتیم برای اینکه یک مسئله‎ای از مسائل علم اصول تلقی شود باید ضابطه مسئله اصولی در آن تحقق پیدا کند، هرچند در مورد این ضابطه نیز اختلاف نظرهایی وجود دارد، اما اینکه نتیجه یک مسئله بتواند در کبرای قیاس استنباط مورد استفاده قرار بگیرد فی الجمله

خارج اصول – جلسه نود و چهارم – تجری – راه اصولی بودن مسئله تجری – راه اول و بررسی آن 

جلسه ۹۴ – PDF جلسه نود و چهارم  تجری – راه اصولی بودن مسئله تجری – راه اول و بررسی آن   ۱۴۰۲/۰۲/۱۲    خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم مسئله تجری از زوایای مختلف قابل بررسی است؛ هم از زاویه فقهی و هم از زاویه کلامی و هم از زاویه اصولی. دو زاویه اول روشن است و تصویر آن نیاز به بحث ندارد؛ اما اینکه تجری بخواهد به عنوان یک مسئله اصولی مطرح شود، نیازمند یک بحث مبسوط‎تری است. راه‎های اصولی بودن مسئله تجری بعضا اصولیین تلاش کردند راه‎هایی برای اینکه این مسئله، یک مسئله اصولی باشد ارائه دهند. برای اینکه یک مسئله بخواهد از مسائل علم اصول باشد، گفتیم باید ضابطه در آن تحقق پیدا کند و ضابطه این است

خارج اصول – جلسه نود و سوم – تجری –قلمرو تجری –مسئله تجری، مسئله‎ای کلامی، فقهی، اصولی 

جلسه ۹۳ – PDF جلسه نود و سوم  تجری –قلمرو تجری –مسئله تجری، مسئله‎ای کلامی، فقهی، اصولی  ۱۴۰۲/۰۲/۱۱   خلاصه جلسه گذشته در آغاز بحث تجری عرض کردیم موضوع بحث و قلمروی آن باید تنقیح شود. بعد از بیان معنای لغوی و اصطلاحی تجری و انقیاد، گفتیم قدر متیقن از تحقق تجری و انقیاد، در بحث قطع است، اما در مورد امارات، اصول عملیه، برخی قواعد، موارد علم اجمالی و امثال اینها، آیا تجری و انقیاد می‎تواند تصویر شود یا خیر؟ دو مورد را بررسی کردیم. در مورد امارات گفته شد چنانچه قائل به مبنای طریقیت در باب حجیت امارات باشیم می‎توان تجری و انقیاد را تصویر کرد. در مورد اصول عملیه نیز عرض کردیم طبق یک مبنا که اصول

خارج اصول – جلسه نود و دوم – تجری – تنقیح موضوع و قلمرو آن

جلسه ۹۲ – PDF جلسه نود و دوم تجری – تنقیح موضوع و قلمرو آن ۱۴۰۲/۰۲/۱۰   تنقیح موضوع و قلمرو تجری اولین مطلبی که در طلیعه بحث از تجری لازم است مورد توجه قرار بگیرد تنقیح موضوع بحث است و بعد از آن پاسخ به چند پرسش که به آنها اشاره خواهیم کرد. اولا باید دید تجری در لغت و اصطلاح به چه معناست و دامنه آن از حیث موضوع تا کجاست؟ به عبارت دیگر تجری را در چه محدوده‎ای می‎توانیم تصویر کنیم؟ آیا فقط در باب قطع تصویر می‎شود یا شامل امارات، اصول عملیه و امثال اینها نیز می‎شود؟ معنای لغوی و اصطلاحی تجری از نظر لغوی معنای تجری معلوم است، جری بر مولا، در مقابل انقیاد که

خارج اصول – جلسه هشتاد و یکم – آثار قطع – یک شبهه در مورد کاشفیت و طریقیت قطع و پاسخ آن

جلسه ۸۱ – PDF جلسه هشتاد و یکم  آثار قطع – یک شبهه در مورد کاشفیت و طریقیت قطع و پاسخ آن ۱۴۰۱/۱۲/۰۸ یک شبهه در مورد کاشفیت و طریقیت قطع شبه ه‎ای درباره طریقیت و کاشفیت قطع باقی‎مانده که آن را نیز باید عرض کنیم و آن اینکه یکی از خصوصیات ذکر شده برای قطع، طریقیت و کاشفیت است. شبه ه‎ای که سابقا نیز برخی اینجا مطرح کردند و به نظر می‎رسد باید بیشتر به آن توجه شود این بود، که اگر قطع طریق به سوی واقع و کاشف تام از واقع است، پس چرا بعضی از اوقات قطع به واقع اصابت نمی‎کند؟ به تعبیردیگر ما مواردی داریم که اشخاص گرفتار جهل مرکبند، یعنی یقین به چیزی دارند در

خارج اصول – جلسه هفتاد و چهارم – آثار قطع – اثر دوم: حجیت قطع –  بررسی کلام صاحب منتقی الاصول – کلام بعض و بررسی آن

جلسه ۷۴ – PDF جلسه هفتاد و چهارم  آثار قطع – اثر دوم: حجیت قطع –  بررسی کلام صاحب منتقی الاصول – کلام بعض و بررسی آن    ۱۴۰۱/۱۱/۲۵          خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم در مورد اثر دوم قطع یعنی منجزیت و معذریت دو اختلاف وجود دارد: ۱. آیا این اثر را می‌توان به عنوان اثر قطع محسوب کرد یا خیر؟ ۲. آیا این از احکام عقلیه محسوب می‎شود یا از احکام عقلائیه؟ جلسه گذشته کلام بعضی از بزرگان را مطرح کردیم، ایشان اینکه هم منجزیت از آثار قطع باشد را انکار کرده و هم می‎گوید عقل حکم به استحقاق عقاب ندارد، ضمن اینکه عقلایی بودن آن را نیز رد می‎کند؛ هم با محقق خراسانی مخالفت