جلسه سي
جاعل حكم شرعي ۲ پيامبر اكرم(ص)
۱۳۸۹/۰۸/۱۹
جدول محتوا
خلاصه بحث گذشته
بحث در این بود که آیا پیامبر مکرم اسلام به عنوان جاعل حکم شرعی شناخته میشود یا نه؟ عرض کردیم به استناد آیات و روایات قطعا پیامبر از مقام جعل حکم شرعی برخوردار است و میتواند حکم شرعی را جعل کند. آیات و روایاتی هستند که تفویض جعل حکم به پیامبر از آنها استفاده میشود. ما در مقام اول آیات را ذکرکردیم.
مقام دوم: روایات
اما روایات متعددی وجود دارد که میتوان این اذن را از آنها استفاده کرده که این روایات هم در بحار الانوار [۱] ذکر شده و هم در اصول کافی [۲] که در این باب حدود ده روایت ذکر شده حالا ببینیم نظریه تفویض از این روایات استفاده میشود یا خیر؟ به طور کلی شش نحوه تعبیر در رابطه با این موضوع وجود دارد، یعنی در این روایات شش نحوه تعبیر وجود دارد که ما آنها را بررسی میکنیم.
دسته اول
در بعضی از روایات تفویض به نحو مطلق ذکر شده و نفرموده چه چیزی تفویض شده که روایات اول، دوم، هشتم و نهم تعبیرشان به این نحو است.
۱- روایت اول [۳] که دارای سند قوی است میفرماید: محمد ابن یحیی عن احمد ابن ابی ظاهر عن علی ابن اسماعیل عن صفوان ابن یحیی عن عاصم ابن حمید عن ابی اسحاق نحوی قال دخلت ابی عبدالله(ع) فسمعته یقول: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ» یعنی ادب پیامبر و تربیت پیامبر این است که بر محبت خداوند تربیت شده و در ادامه اشاره به آیه شریفه میکنند« فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ [۴] ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» [۵] که برای تفویض استناد به این آیه میشود و در ادامه میفرمایند« وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» [۶] کسی که از پیغمبر اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است. ادامه حدیث مربوط به تفویض به ائمه است که بعدا مورد رسیدگی قرار میمیدهیم.
پس در این روایت سخن از تفویض است که خدا به پیغمبر (ص) تفویض کرده ولی نفرموده چه چیزی تفویض کرده و به صورت مطلق آمده است.
اما با توجه به قراینی که در روایت هست میتوانیم بگوییم چه چیزی به پیغمبر تفویض شده، به عقیده ما امر و نهی به پیغمبر تفویض شده، و قرینه ما هم استشهاد به آیه «وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» است. آن چیزی که پیغمبر دستور میدهد را اخذ کنید و آن چیزی را که نهی میکند انتهاء داشته باشید. به نظر ما استشهاد به همین آیه متعلق تفویض را برای ما روشن میکند که عبارت است از تفویض امر ونهی.
قرینه دوم که قرینه مهم تر و محکم تری است استشهاد به این آیه شریفه است« وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ» تعبیر به ا طاعۀ الرسول شده و اطاعت یعنی پذیرش دستورات و معصیت یعنی مخالفت با دستورات، پس به پیامبر تفویض دستور دادن و نهی کردن شده است.
پس به نظر ما در روایت اول که تفویض به نحو مطلق ذکر شده به قرینه استشهاد به دو آیه ذکر شده در روایت محدوده تفویض مسئله امر و نهی و دستورات پیغمبر است.
سوال: با توجه به صدر روایت ممکن است تفویض را در محدوده امور اخلاقی بگیریم.
استاد: أَدَّبَ نَبِيَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ یعنی اینکه سرشت پیغمبر و شخصیت پیامبر را بر اساس محبت خودش سامان داده، معنایش این است که سراسر وجود پیغمبر را محبت خدا گرفته و این محبت خدا سرچشمه همه امور است و هر چه هست حب خدا است واگر حب خدا شد هر چه میگوید برای خدا میگوید، آن وقت اخلاقش، علمش، احکامش و دستوراتش همه در راستای محبت خدا است یعنی میخواهد بگوید هوا و هوسی در کار نیست.
سوال: بین بحث دیروز و امروز تفاوت است.(مسئلهای که فرمودید که هر چه پیامبر (ص) میگوید مطابق نفس الامر است. )
استاد : این دو تا بحث است، گاهی میگوییم پیغمبر خودش جعل میکند که در این صورت طبیعتا وقتی میخواهد جعل کند – چون پیامبر به نفس الامر اطلاع دارد و معصوم است و آن نفس نبوی به خاطر سعهای که در آن هست- با توجه به آن مصالح و مفاسد جعل میکند اما گاهی میگوییم پیامبر (ص) جعل نمیکند بلکه پیغمبر فقط تبلیغ احکام مجعوله الهیه را میکند که این دو تا قطعا با هم فرق میکند. در جلسه قبل گفته شد که اگر پیغمبر جعل میکند بر اساس مصالح و مفاسد در نفس الامر است که ما گفتیم در این بحثی نداریم و مسلما اگر پبامبر بخواهد جعل کند بر اساس آن ملاکات است و در آن تردیدی نیست بلکه بحث ما دراین است که خودش جعل میکند یا فقط مبلغ است مثل تبلیغ قرآن،
پس دو قرینه مهم در این روایت هست که امر و نهی به پیغمبر تفویض شده است.
۲- روایت دوم [۷] هم همین تعبیر را دارد که روایت طولانی است. امام(ع) میفرمایند:«… ان الله عزوجل فوض الی سلیمان بن داود فقال: «هذا عطاونا فامنن او امسک بغیر حساب و فوض الی نبیه صلی الله علیه و آله و سلم فقال: «ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا. پس در اینجا هم یک تفویض مطلق آمده که به پیغمبر اختیار داده که هر فرمانی را صادر کند.
۳- اما حدیث هشتم هم همین بیان را دارد به علاوه اینکه در این حدیث علاوه بر بیان تفویض به پیامبر (ص)، میگوید این تفویض محصور در پیامبر و ائمه است یعنی حصر تفویض را هم بیان میکند، «قال ابو عبد الله(ع) لا و الله، ما فوض الی احد من خلقه الا الی رسول الله و الی الائمة . قال عزوجل: « إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللّهُ [۸] » اما در این روایت استشهادی شده که تا حدودی متفاوت از آیه« وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» است یعنی در این روایت هشتم اختیار مطلق امر و نهی را به پیغمبر نداده و میفرماید ما کتاب را نازل کردیم برای اینکه بین مردم حکم کنی بر اساس آن چیزی که خدا تو را میبیند، البته این هم قابل توجیه هست، چون از یک طرف روایت مطلق است و از طرفی استشهاد به این آیه شده که در واقع این آیه یک چهارچوب برای پیغمبر قرار میدهد که مبنا و اساس حکم پیامبر کتاب خدا است، از این گفته این فهمیده نمیشود که پیغمبر از خودش هیچ ندارد، بله؛ پیغمبر بر اساس آنچه که به او ابلاغ میتواند جعل داشته باشد لذا این روایت هم با تفویض مطلق میسازد.
۴- روایت نهم هم مفادش همان مفاد روایت اول است در ذیل این روایت آمد« ثم فوض الیه فقال عز ذکره وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» و در ادامه هم تفویض به ائمه ذکر میشود .
پس دسته اول از روایات روایاتی است که تفویض به پیامبر(ص) در آنها ذکر شده و این تفویض به نحو مطلق است و نفرموده است که چه چیز تفویض شده است.
دسته دوم
دسته دوم روایاتی است که در آنها تصریح شده است به اینکه امر خلق به پیامبر(ص)تفویض شده، به هدف معلوم شدن چگونگی اطاعت خلق؛ یعنی تفویض امر خلق برای معلوم شدن عیار بندگی مردم، عیار تقید و تعبد مردم.
۱- در روایت سوم همین باب آمده : عدۀ من اصحابنا عن احمد بن محمد عن الحجاج عن الثعلبه عن زرارۀ قال سمعت ابا جعفر و ابا عبد الله(ع) یقولان « ان الله عزوجل فوض نبیه امر خلقه لینظر طاعتهم» ثم تلا هذه الایۀ «و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا»
سوال: منظور از امر خلق چیست؟
استاد: منظور امر انسانها و مخلوقات است نه خلق تکوینی. امر آفرینش منظور نیست.
۲- روایت پنجم این باب هم همین بیان را دارد که عن الزارۀ انه سمع ابا جعفر و ابا عبدالله(ع) یقولان: ان الله تبارک و تعالی فوض الی نبیه امر خلقه لینظر کیف طاعتهم ثم تلا هذه الایه «و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا» احتمال اینکه این روایت همان روایت قبلی باشد وجود دارد.
[۱] . بحار الانوار، ج ۱۷، ص ۱، باب سیزدهم، باب وجوب طاعته و حبه و التفويض اليه(ص )
[۲] . اصول کافی، ج۱، کتاب الحجه، باب التفويض الي رسول الله(ص) و الي الائمه(ع) فی امر الدین، ص ۲۶۵ تا ۲۶۸
[۳] .اصول کافی، ج۱، کتاب الحجه، باب التفويض الي رسول الله(ص) و الي الائمه(ع) فی امر الدین، حدیث ۱، ص ۲۶۵
[۷] . ج۱، کتاب الحجۀ، باب التفويض الي رسول الله(ص) و الي الائمۀ(ع) فی امر الدین، حدیث ۲،ص ۲۶۶