خارج فقه

جلسه نهم – مقدمه­ پنجم: مبادی اجتهاد – علم رجال – مبانی حجیت خبر واحد – مبانی حجیت خبر واحد – حق در مسئله – تذکر اخلاقی

جلسه ۹ – PDF جلسه نهم مقدمه­ پنجم: مبادی اجتهاد – علم رجال – مبانی حجیت خبر واحد – مبانی حجیت خبر واحد – حق در مسئله – تذکر اخلاقی ۱۴/۰۷/۱۳۸۹    خلاصه جلسه گذشته در اجتهاد علوم و اموری مورد نیاز است که بعضی از آنها را بررسی کردیم. یکی از این علوم علم ادبیات عرب می­باشد. درباره نیاز اجتهاد به ادبیات عرب و علم لغت بیان شد که در حد آشنایی لازم است و نیازی به صاحب نظر بودن در این علم نیست. البته در کنار این مطلب عرض شد امام(ره) می­فرماید آشنایی با محاورات عرفی لازم است البته این علم نیست ولی یک امری است که در استنباط تأثیر دارد. علم دوم علم منطق بود که بر

جلسه هشتم – مبادی اجتهاد – کلام محقق خراسانی در لزوم تجزی – مقدمه پنجم: مبادی اجتهاد – علم لغت و ادبیات عرب – علم اصول – علم منطق

جلسه ۸ – PDF جلسه هشتم مبادی اجتهاد – کلام محقق خراسانی در لزوم تجزی – مقدمه پنجم: مبادی اجتهاد – علم لغت و ادبیات عرب – علم اصول – علم منطق ۱۳۸۹/۰۷/۱۳   خلاصه جلسه گذشته بحث در مسئله امکان تجزی تمام شد و عرض کردیم که نه تنها قول به عدم امکان تجزی در اجتهاد باطل است بلکه ما به ملاحظه چندین مطلب می­توانیم قائل شویم به اینکه تجزی در اجتهاد ممکن است. کلام محقق خراسانی در لزوم تجزی مرحوم آخوند در کفایة نه تنها مدعی امکان تجزی در اجتهاد هستند بلکه می­گویند تجزی در اجتهاد لازم و ضروری است یعنی قول به تجزی یک امر لازم و ضروری است. عبارت این است «بل یستحیل حصول إجتهاد مطلق

جلسه هفتم – امکان تجزی دراجتهاد – دلیل دوم بر عدم امکان تجزی – بررسی دلیل دوم – اثبات تجزی در اجتهاد

جلسه ۷ – PDF جلسه هفتم امکان تجزی دراجتهاد – دلیل دوم بر عدم امکان تجزی – بررسی دلیل دوم – اثبات تجزی در اجتهاد ۱۳۸۹/۰۷/۱۱   خلاصه بحث گذشته بحث ما در امکان تجزی در اجتهاد بود که آیا تجزی در اجتهاد ممکن است یا خیر؟ عرض شد که قائلین به عدم امکان تجزی در اجتهاد چند دلیل اقامه کرده­اند. دلیل اول دلیل اول ذکر شد و اشکالاتی که بر دلیل اول به نظر می­رسید بیان شد. به هر حال محصل اشکال دوم این شد که کسانی مدعی تجزی در اجتهاد هستند و این تقسیم را پذیرفته­اند در واقع نمی­خواهند ملکه را تقسیم کنند، آنهایی که اجتهاد را به ملکه تفسیر کرده­اند و می­گویند اجتهاد یعنی ملکه­ای که بواسطه

جلسه ششم – مقدمه چهارم: اقسام اجتهاد – امکان اطلاق و تجزی -مقام اول: امکان اجتهاد مطلق -مقام اول: امکان اجتهاد مطلق -بیان قائلین به عدم امکان – بررسی قول به عدم امکان – کلام صاحب فصول – بررسی کلام صاحب فصول – مقام دوم:امکان تجزی در اجتهاد -ادله قائلین به عدم امکان تجزی در اجتهاد

جلسه ۶ – PDF جلسه ششم مقدمه چهارم: اقسام اجتهاد – امکان اطلاق و تجزی -مقام اول: امکان اجتهاد مطلق -مقام اول: امکان اجتهاد مطلق -بیان قائلین به عدم امکان – بررسی قول به عدم امکان – کلام صاحب فصول – بررسی کلام صاحب فصول – مقام دوم:امکان تجزی در اجتهاد -ادله قائلین به عدم امکان تجزی در اجتهاد  ۱۳۳۸۹/۰۷/۱۰   خلاصه بحث گذشته بحث در اقسام اجتهاد بود، عرض شد که اجتهاد دارای تقسیمات متعددی است. یک تقسیم، تقسیم به اجتهاد بالقوه و اجتهاد بالفعل بود که این­را ما نپذیرفتیم. تقسیم دوم تقسیم به مطلق و متجزی است، مجتهد را به مجتهد مطلق و مجتهد متجزی تقسیم می­کنند. طبق تعریفی که مشهور از اجتهاد دارند و مرحوم آخوند هم

جلسه پنجم – مقدمه سوم: مشروعیت اجتهاد – ادله مشروعیت اجتهاد: دلیل اول – دلیل دوم – مقدمه سوم: اقسام اجتهاد – تقسیم اول: اجتهاد بالقوه و اجتهاد بالفعل

جلسه ۵ – PDF جلسه پنجم مقدمه سوم: مشروعیت اجتهاد – ادله مشروعیت اجتهاد: دلیل اول – دلیل دوم – مقدمه سوم: اقسام اجتهاد – تقسیم اول: اجتهاد بالقوه و اجتهاد بالفعل ۱۳۸۹/۰۷/۰۶   خلاصه بحث گذشته عرض شد قدرت و توانایی استنباط در برخی از تعاریف آمده و در همه نیست، عمده اشکالات ما ناظر به تعریفاتی است که توانایی و قدرت در آنها اخذ شده است. اگر مراد از ملکه آن قوه قدسیه باشد چنانچه بعضی اینطور می­گویند که به واسطه آن قوه قدسیه می­تواند احکام شرعیه را استنباط کند، حتی آن قوه نیز خود اجتهاد نیست چنانکه اشاره کردیم از قول صاحب هدایة المسترشدین. پس اجتهاد یعنی همان استنباط فعلی، اگر در تعریف قدرت و توانایی را

جلسه چهارم-مقدمه دوم: معنای اجتهاد

جلسه ۴ – PDF   جلسه چهارم مقدمه دوم: معنای اجتهاد – بررسی کلام محقق خوئی – تعریف مختار – نکته قابل توجه –حقیقت اجتهاد ۱۳۸۹/۰۷/۰۵   خلاصه جلسه گذشته مشهور متأخرین در مورد اجتهاد تعریفی ارائه داده­اند که به نظر مرحوم آقای خوئی محل اشکال است. محصل اشکال ایشان این بود که اگر ما اجتهاد را به معنای ملکه بگیریم و بگوییم که اجتهاد عبارت است از ملکه­ای که بواسطه آن اقتدار بر استنباط حکم شرعی پیدا می­شود این اجتهاد نمی­تواند عدل احتیاط و تقلید قرار بگیرد و همانند احتیاط و تقلید مؤمّن از عقاب باشد. وجه سخن این است که ملکه اجتهاد و استنباط با سایر ملکات تفاوت دارند، ملکه استنباط وجوداً متوقف بر استنباط نیست اگر چه

جلسه سوم – معنای اجتهاد – بررسی تعریف دوم – بررسی تعریف سوم – اشکال مشترک بر تعاریف ثلاثه

جلسه ۳ – PDF جلسه سوم معنای اجتهاد – بررسی تعریف دوم – بررسی تعریف سوم – اشکال مشترک بر تعاریف ثلاثه ۱۳۸۹/۰۷/۰۴   خلاصه جلسه گذشته از نظر لغوی ریشه اجتهاد از جهد بمعنای وسع و طاقت می­باشد هر چند مشقت ملازم آن است ولی آنچه از قول لغویین بدست می­آید این است که معنای آن وسع و طاقت است که تارة همراه با مشقت است و تارة همراه با مشقت نیست. هرچند معمولاً با مشقت همراه است و نباید بر روی این جهت تأکید کرد که بمعنای مشقت است اگر جَهد باشد و اگر از جُهد باشد بمعنای بذل وسع است، اکثریت اهل لغت بذل الوسع را بیان کرده­اند بغیر از ابن اثیر. اما از جهت اصطلاح عرض

جلسه دوم- ادله قائلین به استقلال اجتهاد و تقلید – دلیل عدم دخول در علم فقه – دلیل عدم دخول در اصول دین – حق در مسئله – مقدمه دوم: معنای اجتهاد – الف) معنای لغوی اجتهاد – نتیجه کلمات اهل لغت – ب) معنای اصطلاحی اجتهاد – بررسی تعریف اول

جلسه ۲ – PDF جلسه دوم ادله قائلین به استقلال اجتهاد و تقلید – دلیل عدم دخول در علم فقه – دلیل عدم دخول در اصول دین – حق در مسئله – مقدمه دوم: معنای اجتهاد – الف) معنای لغوی اجتهاد – نتیجه کلمات اهل لغت – ب) معنای اصطلاحی اجتهاد – بررسی تعریف اول ۱۳۸۹/۰۷/۰۳   خلاصه جلسه گذشته بحث در این بود که آیا مباحث اجتهاد و تقلید بیشتر با علم اصول است تناسب دارد یا با علم فقه؟ و یا اساساً نه در داخل علم اصول است و نه در محدوده علم فقه چنانچه برخی قائل هستند که علم مستقلی است. به نظر ما تناسب بحث اجتهاد و تقلید با فقه بیشتر است گرچه این بحث هم

جلسه اول – مقدمه اول: فقهی بودن بحث اجتهاد و تقلید – اقوال در مسئله – حق در مسئله – دلیل اول – دلیل دوم

جلسه ۱ – PDF   جلسه اول مقدمه اول: جلسه اول – مقدمه اول: فقهی بودن بحث اجتهاد و تقلید – اقوال در مسئله – حق در مسئله – دلیل اول – دلیل دوم ۱۳۸۹/۰۶/۳۱              تذکر اخلاقی «قال الصادق(ع): الخشیة میراث العلم و العلم شعاع المعرفة و قلب الإیمان» خشیت میراث و نتیجه و اثر علم است یعنی در مقابل عظمت پروردگار خشیت و خوف داشتن نتیجه علم است و علمی که موجب این خشیت و خوف نشود و این اثر را نداشته باشد علم نیست. در دنباله روایت دارد که «من حرم الخشیة لا یکون عالماً» کسی که از خشیت محروم است، عالم نخواهد بود. علم از اشعه معرفت و قلب ایمان است

جلسه صد و بیست – طریق چهارم (بینه) و فرع دوم و سوم

جلسه ۱۲۰ – PDF جلسه صد و بیست طریق چهارم (بینه) و فرع دوم و سوم ۱۳۹۱/۰۳/۱۰     تا اینجا درباره سه طریق از طرق ثبوت اجتهاد و اعلمیت بحث کردیم؛ طریق اول علم، طریق دوم اطمینان و طریق سوم خبر ثقه بود. طریق چهارم: بینه این طریق هم در کلمات امام(ره) و هم در عبارت مرحوم سید به عنوان یکی از طرق ثبوت اجتهاد و اعلمیت ذکر شده است. قبل از بررسی ادله حجیت این طریق بیان سه نکته ضروری به نظر می­رسد که باید با توجه به این دو نکته به بررسی ادله حجیت طریق چهارم بپردازیم: نکته اول با توجه به مباحثی که در حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه داشتیم، بدیهی است که این

جلسه صد و نوزدهم – ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(روایات خاصه)

جلسه ۱۱۹ – PDF جلسه صد و نوزدهم ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(روایات خاصه) ۱۳۹۱/۰۳/۰۹     بحث در دلیل پنجم حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه بود؛ عرض کردیم روایات خاصه­ای وجود دارد که به آنها استدلال شده که برای حجیت خبر ثقه. روایت دوم روایتی است از «اسحاق بن عمار عن ابی عبدالله (ع) قال: سئلته عن رجلٍ کان له عندی دنانیر و کان مریضاً» از امام(ع) درباره مردی سؤال کردم که مقداری پول نزد من داشت در حالی که بیمار بود «فقال لی» آن شخص بیمار به من گفت: «إن حدث لی حدثٌ فأعط فلاناً عشرین دیناراً و أعط أخی بقیة الدنانیر» اگر اتفاقی برای من افتاد به فلانی بیست دینار بده و

جلسه صد و هجدهم-ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(سیره عقلاء)

جلسه ۱۱۸ – PDF جلسه صد و هجدهم ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(سیره عقلاء) ۱۳۹۱/۰۳/۰۸     خلاصه جلسه گذشته در مورد دلیل چهارم یعنی سیره عقلائیه بعضی ادعا کرده­اند شارع از این سیره عقلائیه ردع کرده است. رادع اول خبر مسعدة بن صدقة بود؛ عرض شد برای استدلال به این روایت جهت ردع از سیره عقلائیه دو تقریب ذکر شده که اگر رادعیت این روایت نسبت به سیره عقلاء ثابت شود، آن وقت دیگر نمی­توان به سیره عقلاء برای حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات استدلال کرد. علاوه بر این شمول ادله حجیت خبر ثقه نسبت به موضوعات هم مخدوش می­شود لذا بحث از رادع و بررسی رادعیت این روایت یا روایت دیگری که در این

جلسه صد و هفدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۷ – PDF جلسه صد و هفدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۷     عرض کردیم اشکالات چهارگانه­ مرحوم آقای فاضل که به دلیل سوم وارد کرده بودند، صحیح نیست لکن به طور کلی باید ببینیم آیا دلیل سوم یعنی آنچه که مرحوم آقای حکیم فرمودند قابل قبول هست یا نه؟ بررسی دلیل سوم اولاً: به نظر می­رسد اساساً برای شمول ادله حجیت خبر ثقه نسبت به موضوعات نیاز به طریقی که آقای حکیم بیان کرده­اند، نیست؛ ایشان برای اینکه حجیت خبر ثقه در موضوعات را اثبات کنند فرمودند ادله حجیت خبر در احکام کلیه عام است به این بیان که منظور از حکم ما یؤدی الی الحکم الکلی است. عبارت ایشان این بود «و

جلسه صد و شانزدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۶ – PDF جلسه صد و شانزدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۶     خلاصه جلسه گذشته بحث در دلیل سوم یعنی کلام مرحوم آقای حکیم بود؛ عرض کردیم مرحوم آقای فاضل اشکالاتی به استدلال ایشان ایراد کرده­اند. دلیل ایشان بر حجیت خبر ثقه در اجتهاد و مطلق موضوعات خارجیه این بود که ادله حجیت خبر ثقه در احکام کلیه عمومیت دارد و شامل موضوعات خارجیه هم می­شود به این بیان که منظور از حکم در اینجا ما یؤدی الی الحکم الکلی است چه به مدلول مطابقی و چه به مدلول التزامی و این بر موضوعات خارجیه هم منطبق است. بیان این دلیل گذشت و اشکالات چهارگانه آقای فاضل به این دلیل هم ذکر شد.

جلسه صد و پانزدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۵ – PDF جلسه صد و پانزدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۳     تا اینجا دو دلیل بر حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات ذکر کردیم یکی اولویت بود و یکی هم عمل و سیره اصحاب و فقهاء و بزرگان نسبت به روایاتی که متضمن بیان یک حکم شرعی نیستند که این روایات هم نزد آنان معتبر بوده و به آن ترتیب اثر می­دهند. دلیل سوم این دلیل را مرحوم آقای حکیم در کتاب مستمسک بیان کرده است. ایشان از راه دیگری حجیت خبر ثقه نسبت به موضوعات را اثبات می­کند و آن راه عموم ادله­ای است که دلالت بر حجیت خبر ثقه در احکام می­کند؛ ایشان می­فرماید: ادله­ای که حجیت خبر ثقه در

جلسه صد و چهاردهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۴ – PDF جلسه صد و چهاردهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۲     خلاصه جلسه گذشته بحث درباره طرق ثبوت اجتهاد و اعلمیت بود؛ عرض کردیم از مجموع کلمات بزرگان چند طریق برای ثبوت اجتهاد و اعلمیت استفاده می­شود. طریق اول علم و طریق دوم اطمینان بود. نتیجه بحث این شد که نه ذکر اختبار که در عبارت تحریر آمده لازم است و نه ذکر شیاع چرا که اختبار و شیاع اگر مفید علم باشند در طریق اول قرار می­گیند و اگر مفید اطیمنان باشند در طریق دوم قرار می­گیرند و این دو از مصادیق علم و اطمینان هستند لذا نه ذکر اختبار لازم است و نه ذکر شیاع. در بین این دو راه

جلسه صد و سیزدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۳ – PDF جلسه صد و سیزدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۱     بحث در مسئله نوزدهم تحریر الوسیلة بود؛ عرض کردیم امام(ره) در این مسئله سه فرع را بیان می­کنند. فرع اول این بود که راه­های ثبوت اجتهاد و اعلمیت عبارتند از اختبار، شیاع مفید للعلم و بینة؛ این مطلب را مرحوم سید در مسئله بیستم عروة بیان کرده­اند. کلام مرحوم سید مسئله بیستم عروة این است: «یعرف اجتهاد المجتهد بالعلم الوجدانی کما إذا کان المقلد من اهل الخبرة و علم باجتهاد شخصٍ و کذا یعرف بشهادة عدلین من اهل الخبرة إذا لم تکن معارضةً بشهادة آخرین من اهل الخبرة ینفیان عنه الاجتهاد و کذا یعرف بالشیاع المفید للعلم و کذا الاعلمیة تعرف

جلسه صد و دوازدهم – فرع دوم

جلسه ۱۱۲ – PDF جلسه صد و دوازدهم فرع دوم ۱۳۹۱/۲۱/۳۱     عرض کردیم در مسئله هجدهم امام (ره) دو فرع مطرح کرده­اند که فرع اول بیان شد. فرع دوم «کما أنه لو قلد من لم یکن جامعاً من الشرایط و مضی علیه برهةٌ من الزمان کان کمن لم یقلد اصلاً فحاله حال الجاهل القاصر أو المقصر» . امام می­فرمایند: چنانچه از کسی تقلید کند که فی الواقع جامع شرایط نبوده و مدتی هم بگذرد این مثل کسی است که اصلاً تقلید نکرده و وضعیت او مثل وضعیت جاهل قاصر یا جاهل مقصر است. در مسئله هفدهم گفتیم که موضوع بحث کسی است که تقلید از مجتهدی کرده بعد شک می­کند که آیا او جامع شرایط هست یا نه،

جلسه صد و یازدهم – فرع اول (ادله قول عدم جواز بقاء بر تقلید و حق در مسئله)

جلسه ۱۱۱ – PDF جلسه صد و یازدهم فرع اول (ادله قول عدم جواز بقاء بر تقلید و حق در مسئله) ۱۳۹۱/۰۲/۳۰     خلاصه جلسه گذشته بحث در این بود که اگر مجتهدی بعضی از اوصاف و شرایط معتبره در مرجعیت را از دست بدهد آیا بقاء بر تقلید او جایز است یا نه به عبارت دیگر آیا عدول از او به مجتهد دیگری که واجد این اوصاف و شرایط است واجب است یا نه؟ عرض کردیم در این مسئله دو قول وجود دارد بعضی قائل به جواز بقاء بر تقلید و گروهی هم قائل به عدم جواز بقاء بر تقلید این مجتهد می­باشند. ادله گروه اول را ذکر کرده و از قول دوم دو دلیل را بیان کردیم؛

جلسه صد و ده – فرع اول (ادله قول به جواز بقاء بر تقلید و عدم جواز بقاء)

جلسه ۱۱۰ – PDF جلسه صد و ده فرع اول (ادله قول به جواز بقاء بر تقلید و عدم جواز بقاء) ۱۳۹۱/۰۲/۲۷     خلاصه جلسه گذشته بحث در ادله قائلین به عدم جواز بقاء بر تقلید مجتهدی است که بعضی از شرایط و اوصاف معتبره در مرجع تقلید را از دست داده است؛ عرض کردیم موضوع این مسئله عبارت است از اینکه مجتهد وقتی شرایط و اوصاف را از دست داد، مسلماً آراء و فتاوایی که در حال زوال شرایط از او صادر می­شود معتبر نیست بحث در این است که آیا مقلد می­تواند بر تقلید این مجتهد باقی بماند و از فتاوایی که از او در حال وجدان شرایط صادر شده، تقلید کند یا نه؟ گفتیم که قائلین