عقد صبی

جلسه ۵۵ – PDF جلسه پنجاه و پنجم احکام عقد – مسأله ۱۱ –  شروط معتبر در عاقد – ترجیح متن تحریر بر عروه در این مسأله – دو پرسش – پرسش اول: بطلان عقد سکران مستند به فقدان عقل یا فقدان قصد – کلام بعضی از بزرگان و بررسی آن ۱۴۰۲/۰۲/۱۱    خلاصه جلسه گذشته در مسأله ۱۱ عرض کردیم امام(ره) سه شرط برای عاقد مجری صیغه ذکر کرده‌اند. شرط سوم، قصد بود؛ فرمودند: عقد ساهی و غالط و سکران و اشباه اینها، به دلیل اینکه قصد در آنها متمشی نمی‌شود، باطل است و «لا اعتبار بعقدهم». اما در مورد عقد زنی که در حال مستی عقد کرده، چنانچه بعد از افاقه و خروج از حال مستی اجازه کند،

خارج فقه – جلسه پنجاهم – احکام عقد – مسأله ۱۱ –  شروط معتبر در عاقد – ادله اشتراط بلوغ – دلیل دوم: روایات – بررسی اشکال محقق خویی به شیخ – استناد محقق خویی به یک موید و بررسی آن

جلسه ۵۰ – PDF جلسه پنجاهم  احکام عقد – مسأله ۱۱ –  شروط معتبر در عاقد – ادله اشتراط بلوغ – دلیل دوم: روایات – بررسی اشکال محقق خویی به شیخ – استناد محقق خویی به یک موید و بررسی آن ۱۴۰۱/۱۲/۱۵ خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم مرحوم شیخ به برخی روایات تمسک کرده‌اند برای بطلان عقد صبی و اینکه اگر صبی مبادرت به اجرای صیغه کند، چه رسد به اینکه استقلالاً بخواهد عقد کند، اثر ندارد و باطل است. بعد ایشان فرمود درست است که در ذیل برخی از این روایات «تحمله العاقلة» وارد شده، اما با توجه به اینکه در برخی دیگر این ذیل وجود ندارد و شرایط حمل مطلق بر مقید موجود نیست، بنابراین به استناد این

خارج فقه – جلسه چهل و چهارم – احکام عقد – مسأله ۱۱ –  شروط معتبر در عاقد – ادله اشتراط بلوغ – دلیل اول: آیه – بررسی دلیل اول – اشکال اول و دوم

جلسه ۴۴ – PDF جلسه چهل و چهارم  احکام عقد – مسأله ۱۱ – شروط معتبر در عاقد – ادله اشتراط بلوغ – دلیل اول: آیه – بررسی دلیل اول – اشکال اول و دوم ۱۴۰۱/۱۲/۰۱ خلاصه جلسه گذشته بحث در ادله اعتبار بلوغ در عقد نکاح بود؛ عرض کردیم به چند دلیل تمسک شده برای اعتبار این شرط در عاقد. دلیل اول، آیه «وَابْتَلُوا الْيَتَامَى حَتَّى إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ» بود. عرض کردیم بحث‌های فراوانی پیرامون این آیه صورت گرفته که البته تفصیل آن باید در جای خودش به آن پرداخته شود؛ لکن آنچه اجمالاً اینجا می‌توان گفت این است که این آیه ثبوتاً چهار وجه در مورد آن متصور است. جلسه گذشته این احتمالات چهارگانه را ذکر کردیم؛ اکثر