سایر دروس

شرح رساله حقوق – جلسه چهل و چهارم – عظمت گناه غیبت

جلسه 44 – PDF جلسه چهل و چهارم عظمت گناه غیبت 1399/11/21 خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم اولین حق از حقوق زبان «فَإِكْرَامُهُ‏ عَنِ‏ الْخَنَى‏»، یعنی گرامی داشتن و تکریم زبان از بدزبانی و بدگویی، به معنای عام. بدزبانی مصادیق متعددی دارد؛ گفتیم به برخی از مهم‌ترین مصادیق آن اشاره می‌کنیم. یکی از مهم‌ترین مصادیق بدزبانی، غیبت است. عظمت گناه غیبت درباره حقیقت غیبت مطالبی را عرض کردیم؛ لکن برای اینکه عظمت این گناه و خطرات این گناه بیشتر آشکار شود، یک روایتی را از رسول گرامی اسلام(ص) می‌خوانم: «الْغِيبَةُ أَسْرَعُ‏ فِي‏ دِينِ‏ الرَّجُلِ الْمُسْلِمِ مِنَ الْأَكِلَةِ فِي جَوْفِهِ»؛ رسول گرامی اسلام(ص) می‌فرماید غیبت مخرب بودن و نابودکنندگی‌اش نسبت به دین مرد مسلمان سریع‌تر است از اکله یا آکله؛ اگر

جلسه چهلم – آیه 37 _ بخش اول: تلقی کلمات _ مطلب پنجم: متلقی

جلسه 40 – PDF جلسه چهلم آیه 37 _ بخش اول: تلقی کلمات _ مطلب پنجم: متلقی 1399/11/21   مطلب پنجم: متلقی در بخش اول آیه 37 که درباره تلقی کلمات است، تا اینجا چهار مطلب را ما ذکر کردیم. مطلب پنجم درباره متلقی است. اینکه متلقی آدم است یا آدم و حواء هر دو. بالاخره بر اساس ظاهر آیه «فتقلی آدمُ من ربّه کلمات»، آن کسی که کلمات را تلقی کرد آدم است. در ادامه هم بحث توبه که پیش می‌آید، میفرماید: «فتابَ علیه»، یعنی علی آدم، ضمیر مفرد می‌آید. لذا ظاهرا و به نظر بدوی تلقی کلمات مربوط به آدم است. توبه مربوط به آدم است. آیا این معنایش این است که حواء آن کلمات را تلقی نکرده؟

جلسه سی و نهم – آیه 37 _ بخش اول: تلقی کلمات _ مطلب سوم: تلقی قبل از هبوط یا پس از آن؟ _ مطلب چهارم: کیفیت تلقی

جلسه 39 – PDF جلسه سی و نهم آیه 37 _ بخش اول: تلقی کلمات _ مطلب سوم: تلقی قبل از هبوط یا پس از آن؟ _ مطلب چهارم: کیفیت تلقی 1399/11/20   خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم در آیه 37 دو بخش اصلی مطرح شده، یکی درباره تلقی کلمات و دیگری درباره توبه. این دو بخش اصلی تشکیل دهنده مضمون آیه 37 هستند. بخش اول خودش متضمن چندین مطلب است؛ یعنی ما مطالب گوناگونی را درباره تلقی کلمات باید مطرح کنیم. تا اینجا دو مطلب را متعرض شدیم. یکی درباره حقیقت تلقی بود که اساسا معنای تلقی چیست. و دوم فرق بین تلقی کلمات و تعلیم اسماء بود. مطلب سوم: تلقی قبل از هبوط یا پس از آن؟ مطلب

جلسه دهم – پیشینه مصلحت در فقه اهل سنت _ عوامل رجوع اهل سنت – به مصلحت _ تعریف مصالح مرسله

جلسه 10 – PDF جلسه دهم پیشینه مصلحت در فقه اهل سنت _ عوامل رجوع اهل سنت – به مصلحت _ تعریف مصالح مرسله 1399/11/19   پیشینه مصلحت در فقه اهل سنت در سه جلسه گذشته اشاره ای به پیشینه مصلحت در فقه شیعه داشتیم و در یکی دو جلسه هم پیرامون پیشینه مصلحت در فقه اهل سنت بحث خواهیم داشت. به هر حال نظم منطقی بحث اقتضا می‌کند که به موضوع مصلحت در فقه اهل سنت هم اشاره ای اجمالی داشته باشیم هر چند با توجه به نگاه ویژه ای که در فقه اهل سنت نسبت به مصلحت وجود دارد و خودش رأسا به عنوان یک منبع برای اجتهاد و استنباط شناخته شده یا در قالب برخی از عناوین

جلسه نهم – پیشینه مصلحت در فقه شیعه _ جمع بندی

جلسه 9 – PDF جلسه نهم پیشینه مصلحت در فقه شیعه _ جمع بندی 1399/11/18   خلاصه جلسه گذشته در دو جلسه گذشته که اشاره ای اجمالی و گذرا به پیشینه مصلحت در فقه شیعه داشتیم، مروری سریع بر حضور عنصر مصلحت در ابواب مختلف فقهی و نیز بعضی از کتب فقها کردیم و مطالبی عرض نمودیم. در ادامه و بخش پایانی آن بحث، به رویکرد برخی از فقیهان به مسئله مصلحت در عرصه های مربوط به ولایت و حکومت می‌پردازیم چون حضور عنصر مصلحت در این ساحت و در این عرصه به عنوان مبنای بحث ما و مطالبی که در ادامه خواهیم گفت داشته باشد، بیشتر مد نظر است. پیوند مصلحت و ولایت در کلام فقیهان درست است که

جلسه سی و هشتم – آیه 37 _ بخش اول: تلقی کلمات _ مطلب اول: حقیقت تلقی _ مطلب دوم: فرق تلقی کلمات و تعلیم اسماء

جلسه 38 – PDF جلسه سی و هشتم آیه 37 _ بخش اول: تلقی کلمات _ مطلب اول: حقیقت تلقی _ مطلب دوم: فرق تلقی کلمات و تعلیم اسماء 1399/11/14   قرائت دیگر در آیه بعد از بیان معنای مفردات آیه، نوبت به تفسیر آیه می‌رسد و نکاتی که در بخش های مختلف این آیه باید مورد تعرض واقع شود. قبل از اینکه به بحث تفسیری آیه بپردازیم، فقط اشاه می‌کنم که آیه یک قرائت مشهور دارد و آن همان است که ما در جلسه گذشته خواندیم. «فتلقی آدمُ من ربّه کلمات». لکن یک قرائت غیر مشهور هم در اینجا وجود دارد که می‌گوید: «فتلقی آدمَ من ربّه کلمات» که کلمات فاعل می‌شود و آدم مفعول. یعنی «آدم» می‌شود مفعول

جلسه سی و هفتم – آیه 37 _ ارتباط آیه با آیه قبل و بعد _ مفردات آیه

جلسه 37 – PDF جلسه سی و هفتم آیه 37 _ ارتباط آیه با آیه قبل و بعد _ مفردات آیه 1399/11/13   آیه 37 آیه 37 این است: «فتلقی آدمُ من ربّه کلماتٍ فتابَ علیه إنه هو التواب الرحیم»؛ پس آدم کلماتی را از ناحیه پروردگارش أخذ کرد و سپس او به درگاه خداوند توبه کرد و خداوند هم توبه او را پذیرفت چون خداوند تواب و رحیم است. طبق معمول ارتباط این آیه با آیات قبل را باید مورد اشاره قرار دهیم و پس از بیان مفردات این آیه به تفسیر آن بپردازیم البته آن مقداری که لازم است. ارتباط آیه با آیه قبل و بعد ارتباط این آیه با آیه قبل کاملا روشن است و نیاز به

جلسه هشتم – پیشینه مصلحت در فقه شیعه

در بحث از پیشینه حضور مصلحت در فقه امامیه به بعضی از انظار و آراء در این باره اشاره کردیم و معلوم شد در ابواب مختلف فقهی و در مسائل گوناگون از زمان شیخ مفید به بعد این مسئله مورد توجه بوده و در استنباط و یا به تعبیر دقیق تر و بهتر در تطبیق احکام و فتاوا و اجرای آن‌ها مدخلیت داشته.

شرح رساله حقوق – جلسه چهل و سوم – معنای «اکرامه علی الخَنی» – معنای خَنا – مصادیق «خنا»: 1. غیبت – تعریف اول – تعریف دوم

جلسه 43 – PDF جلسه چهل و سوم معنای «اکرامه علی الخَنی» – معنای خَنا – مصادیق «خنا»: 1. غیبت – تعریف اول – تعریف دوم 1399/11/08 معنای «اکرامه علی الخَنی» امام سجاد(ع) فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُ‏ اللِّسَانِ‏ فَإِكْرَامُهُ‏ عَنِ الْخَنَى وَ تَعْوِيدُهُ الْخَيْرَ وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ…»، پنج حق را برای زبان ذکر کردند که اولین آن «اکرامه عن الخنی». یعنی گرامی بداری زبانت را از خنا. معنای خَنا خنا اگر بخواهیم خلاصه معرفی کنیم عبارت است از بدزبانی. در کتاب‌های لغت عمدتاً خنا را به معنای فحش در کلام دانسته‌اند؛ «الخنا الفحش فی الکلام»، فحش، فَحَشَ یا فَحُشَ. در بعضی از کتاب‌های لغت هم تعبیر القبیح فی الکلام هم گفته شده؛ در لسان العرب، در معجم مقاییس اللغة،

جلسه سی و ششم – آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب پنجم: محدودیت هبوط

جلسه 36 – PDF جلسه سی و ششم آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب پنجم: محدودیت هبوط 1399/11/08   مطلب پنجم: محدودیت هبوط در بخش دوم آیه 36 که درباره هبوط به سوی زمین است، تا اینجا چهار مطلب بیان شد. مطلب پنجم مربوط به محدودیت هبوط است. عرض کردیم که اساسا هبوط پس از سکونت آدم در بهشت، خودش تمثل یک واقعیت و حقیقت است و این در واقع علت خاصی تحقق پیدا کرد. خداوند متعال بر اساس قضای حتمی خودش هدفی را از هبوط آدم به زمین تعقیب می‌کرد و اکنون بر اساس ذیل این آیه می‌خواهد بفرماید این هبوط و استقرار در زمین محدود است و دائمی نیست. فرمود: «و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو

جلسه سی و پنجم – آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب سوم: علت هبوط _ مطلب چهارم: هدف هبوط

جلسه 35 – PDF جلسه سی و پنجم آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب سوم: علت هبوط _ مطلب چهارم: هدف هبوط 1399/11/07   خلاصه جلسه گذشته در بخش دوم آیه 36 که بحث پیرامون هبوط است عرض کردیم مطالبی را باید متعرض شویم. مطلب سوم درباره علت هبوط بود. گفتیم ظاهر آیه این است که علت هبوط آدم عداوت شیطان نسبت به آدمیان و عداوت آدمیان نسبت به یکدیگر است که البته ریشه همه این‌ها همان عداوت شیطان است. یعنی چون بهشت محلی برای عداوت نیست، جای عداوت و بغض نیست، قهرا وقتی این عداوت (بعضکم لبعض عدو) محقق شد، عداوت شیطان با آدم و حوا و زمینه عداوت انسان ها به یکدیگر فراهم گردید، خداوند امر

جلسه سی و چهارم – آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب سوم: علت هبوط     

جلسه 34 – PDF جلسه سی و چهارم آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب سوم: علت هبوط 1399/11/06   خلاصه جلسه گذشته بخش دوم آیه 36 مربوط به مسئله هبوط است گفته شد. پیرامون مسئله هبوط چندین مطلب باید مورد بحث و بررسی قرار گیرد. مطلب اول در مورد داستان سکونت آدم و حوا در بهشت و اینکه بعد از آن هبوط کردند این پرسش مطرح شد که این تمثل چه حقیقت و واقعیتی است. مطلب دوم در این باره بود که آیا امر به هبوط شامل ابلیس هم می‌شود یا خیر و فقط مختص به آدم و حوا است که این هم اجمالا بررسی شد. مطلب سوم: علت هبوط مطلب سومی که به بخش دوم آیه 36

جلسه هفتم – پیشینه مصلحت در فقه شیعه

جلسه 7 – PDF جلسه هفتم پیشینه مصلحت در فقه شیعه 1399/11/05 پیشینه مصلحت در فقه شیعه بحث در معنای لغوی و اصطلاحی مصلحت گذشت و معلوم شد در اصطلاح فقه مصلحت معنایی متفاوت از لغت و عرف ندارد. اما آنچه که لازم است درباره آن سخن بگوییم، پیشینه مصلحت در فقه است. ما این را در دو بخش دنبال می‌کنیم؛ یکی پیشینه مصلحت در فقه امامیه است و دیگری در فقه عامه. به هر حال دانستن سیر تطور حضور مصلحت در علم فقه و نزد فقیهان می‌تواند به ما کمک شایانی کند و مسیر را برای ما هموار کند که آیا اساسا ما می‌توانیم از مصلحت به عنوان یک قاعده نام ببریم یا خیر. در فقه اهل تسنن هم

جلسه ششم – معنای لغوی و اصطلاحی مصلحت

جلسه 6 – PDF جلسه ششم معنای لغوی و اصطلاحی مصلحت 1399/11/04   خلاصه جلسه گذشته در جلسه گذشته پیرامون محدوده کلی حضور مصلحت در عرصه علم فقه مطالبی ایراد شد. البته در جلسات قبل از آن هم به موضوع حضور عنصر مصلحت در عرصه بعضی از علوم مربوط به فقه یا غیر آن اشاراتی داشتیم. محصل آنچه که گفته شد این بود که مصلحت به طور کلی در سه ساحت در عرصه علم فقه می‌تواند مورد بررسی قرار بگیرد. یکی در عرصه استنباط. دیگری در مرحله تطبیق؛ و سرانجام در مرحله اجرا. که البته مرحله تطبیق و اجرا هم قابل تداخل هستند. به هر حال چه دو ساحت و چه سه ساحت برای حضور مصلحت در عرصه علم فقه

شرح رساله حقوق – جلسه چهلم – وجه تقدیم زبان بر سایر اعضا: 1. اشراف زبان بر سایر اعضا – 2. کلام، زیباترین و زشت‌ترین مخلوقات – 3. کلام، منشأ خطاها و گناهان – 4. زبان معیار تقوا

جلسه 40 – PDF جلسه چهلم وجه تقدیم زبان بر سایر اعضا: 1. اشراف زبان بر سایر اعضا – 2. کلام، زیباترین و زشت‌ترین مخلوقات – 3. کلام، منشأ خطاها و گناهان – 4. زبان معیار تقوا 1399/10/03 شرح رسالة الحقوق در مورد حق زبان عرض کردیم که امام سجاد(ع) با بیان حقوق مربوط به زبان شروع کردند؛ «وَ أَمَّا حَقُّ اللِّسَانِ فَإِكْرَامُهُ‏ عَنِ‏ الْخَنَى وَ تَعْوِيدُهُ الْخَيْرَ وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ وَ إِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ الْحَاجَةِ وَ الْمَنْفَعَةِ لِلدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ الْفُضُولِ الشَّنِعَةِ الْقَلِيلَةِ الْفَائِدَةِ الَّتِي لَا يُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّةِ عَائِدَتِهَا وَ يُعَدُّ شَاهِدُ الْعَقْلِ وَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِ وَ تَزَيُّنُ الْعَاقِلِ بِعَقْلِهِ [وَ] حُسْنُ سِيرَتِهِ فِي لِسَانِهِ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ». می‌فرماید

شرح رساله حقوق – جلسه چهل و دوم – سخن گفتن از جنس عمل است

جلسه 42 – PDF جلسه چهل و دوم سخن گفتن از جنس عمل است 1399/10/23 سخن گفتن از جنس عمل است بحث به حقّ اللسان رسید؛ عرض کردیم چرا امام سجاد(ع) زبان را در ذکر و اشاره بر سایر اعضا از هفت عضو مقدم کرد. گفتیم آثار فردی و اجتماعی زبان چیست. نکته دیگری که قبل از توضیح این پنج حق که امام سجاد(ع) ذکر کرده‌اند، لازم است متعرض آن شویم این است که ما باید سخن گفتن را یک عمل و فعل به‌حساب آوریم. تذکر این نکته هم به این دلیل است که در برخی روایات به این نکته تکیه شده و هم به این دلیل است که در تلقی‌ها و فرهنگ‌های مختلف کأن گفتار چیزی جدای از عمل

جلسه سی و سوم – آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب دوم: بررسی شمول امر به هبوط نسبت به شیطان    

جلسه 33 – PDF جلسه سی و سوم آیه 36 _ بخش دوم: هبوط _ مطلب دوم: بررسی شمول امر به هبوط نسبت به شیطان 1399/10/22   خلاصه جلسه گذشته بحث ما در بخش دوم آیه 36 بود. عرض کردیم که بخش دوم درباره هبوط است که با این تعبیر شروع شد: «و قُلنا اهبطوا». درباره هبوط چند مطلب باید ذکر شود. مطلب اول این بود که اساسا داستان سکنی گزیدن آدم در بهشت و بعد هبوط او، تمثل چه حقیقت و واقعیتی است؟ مطلب دوم در این باره بود که هبوط آیا شامل ابلیس و شیطان هم می‌شود یا خیر؟ امر به هبوط در این مقام هر دو را در بر می‌گیرد یا نه؟ گفتیم برخی از بزرگان اهل

جلسه پنجم – مصلحت در عرصه اصول فقه _ مصلحت در عرصه فقه

جلسه 5 – PDF جلسه پنجم مصلحت در عرصه اصول فقه _ مصلحت در عرصه فقه 1399/10/21 خلاصه جلسه گذشته بحث در حضور عنصر مصلحت در برخی از عرصه های علم و دانش اسلامی بود. گفته شد در عرصه اصول فقه بسترهایی برای حضور عنصر مصلحت وجود دارد که البته ما در این مقام در صدد ارائه گزارشی کلی و اجمالی از این وضعیت هستیم. لذا غرض ما ورود به ماهیت این بحث ها و عناوینی که مطرح می‌کنیم نیست. تا اینجا به چهار عرصه و محور برای ورود مصلحت و حضورش در دانش اصول فقه اشاره کردیم. 1. یکی اصل امکان درک مصالح و مفاسد واقعیه بود و اینکه مناطات و ملاکات احکام قابل کشف و قابل درک هستند

جلسه چهارم – مصلحت در عرصه اصول فقه

جلسه 4 – PDF جلسه چهارم مصلحت در عرصه اصول فقه 1399/10/20   مصلحت در عرصه اصول فقه بحث در حضور مصلحت در عرصه های مختلف علوم و دانش های اسلامی بود. در این بخش ما به طور گذرا اشاره اجمالی به حضور مصلحت در دو عرصه کردیم. یکی در عرصه علم کلام و دیگری در عرصه دانش فلسفه. یکی دیگر از عرصه هایی که رد پایی از مصلحت آن هم به نوعی گسترده تر از آنچه که در کلام مطرح شده، مربوط به علم اصول فقه است. تبعیت احکام از مصالح و مفاسد واقعیه یا پیشینی با اینکه در علم اصول فقه و توسط دانشمندان این علم نیز مورد بررسی قرار گرفته، اما در علم اصول فقه به غیر

شرح رساله حقوق – جلسه چهل و یکم – آثار فردی و اجتماعی زبان

جلسه 41 – PDF جلسه چهل و یکم آثار فردی و اجتماعی زبان 1399/10/17 شرح رسالة الحقوق «وَ أَمَّا حَقُ‏ اللِّسَانِ‏ فَإِكْرَامُهُ عَنِ الْخَنَى وَ تَعْوِيدُهُ الْخَيْرَ وَ حَمْلُهُ عَلَى الْأَدَبِ وَ إِجْمَامُهُ إِلَّا لِمَوْضِعِ الْحَاجَةِ وَ الْمَنْفَعَةِ لِلدِّينِ وَ الدُّنْيَا وَ إِعْفَاؤُهُ عَنِ الْفُضُولِ الشَّنِعَةِ الْقَلِيلَةِ الْفَائِدَةِ الَّتِي لَا يُؤْمَنُ ضَرَرُهَا مَعَ قِلَّةِ عَائِدَتِهَا وَ يُعَدُّ شَاهِدُ الْعَقْلِ وَ الدَّلِيلُ عَلَيْهِ وَ تَزَيُّنُ الْعَاقِلِ بِعَقْلِهِ حُسْنُ سِيرَتِهِ فِي لِسَانِهِ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ‏ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ». وجه تقدیم ذکر زبان بر ذکر سایر اعضا در کلمات امام سجاد(ع) را بیان کردیم. بعد از آن شروع می‌کند به بیان حق زبان. آنچه ایشان در این مقام ذکر می‌کند، پنج امر است؛ پنج چیز را به عنوان حق زبان بیان می‌کند