دروس

جلسه پنجم-اشکالات راه حل شیخ انصاری در دفع محذور تفویت مصلحت

جلسه ۵ – PDF جلسه پنجم اشکالات راه حل شیخ انصاری در دفع محذور تفویت مصلحت ۱۳۹۰/۰۷/۰۹ خلاصه جلسه گذشته بحث در محذور چهارم مربوط به تعبد به امارات و ظنون بود، گفته شد اشکالی شده که اگر شارع ما را به امارات و ظنون متعبد کند موجب تفویت مصلحت و القاء در مفسده خواهد شد، عرض کردیم راه حل­های متعددی برای رفع این محذور ذکر شده است، اولین راه حل مربوط به شیخ انصاری بود، عرض کردیم ایشان از راه مصلحت سلوکیه خواسته­­اند این مشکل را حل کنند، محصل مدعای ایشان این بود که در نفس سلوک اماره و انطباق عمل بر طبق اماره مصلحتی نهفته است که چنانچه اماره مخالف واقع باشد و مصلحتی از انسان فوت شود

جلسه چهارم-راه حل شیخ برای محذور تفویت مصلحت

جلسه ۴ – PDF جلسه چهارم راه حل شیخ برای محذور تفویت مصلحت ۱۳۹۰/۰۷/۰۶ خلاصه جلسه گذشته بحث در محذور تفویت مصلحت و القاء در مفسده بود، عرض کردیم این محذور، مؤخر از خطاب است یا به عبارت دیگر محذوری است که لازم خطاب است و راه حل آن با راه حل سایر محاذیر متفاوت است، یک راه حلی را مرحوم شیخ انصاری ارائه داده­اند که تحت عنوان مصلحت سلوکیه خواسته­اند این محذور را حل کنند، به نظر ایشان اشکال و محذور در صورت انفتاح باب علم وارد است، ایشان می­­گوید اگر باب علم منفتح باشد وجهی ندارد که شارع ما را متعبد به امارات و طرق کند و امثال خبر واحد و ظواهر را برای ما حجت قرار دهد،

جلسه سوم-محذور چهارم – تفویت مصلحت

جلسه ۳ – PDF جلسه سوم محذور چهارم – تفویت مصلحت ۱۳۹۰/۰۷/۰۵ خلاصه جلسه گذشته محصل راه حل مختار که امام(ره) هم همین راه حل را پذیرفتند این شد که در مورد جمع بین حکم واقعی و ظاهری ما معتقدیم هم حکم واقعی و هم حکم ظاهری فعلی است لکن به واسطه یک مصلحت مهم که همان مصلحت حفظ دین و جلوگیری از انزجار و تنفر مردم نسبت به دین است از حکم واقعی فعلی رفع ید می­شود و حکم ظاهری بر فعلیت خودش باقی می­ماند؛ معنای این سخن این است که شارع خواستار اجرای حکم واقعی نیست و حکم واقعی تبدیل می­شود به چیزی مثل احکام انشائیه؛ یعنی در واقع منظور از این حکم عمل مکلف نیست بلکه آنچه

جلسه دوم-راه حل مختار

جلسه ۲ – PDF جلسه دوم راه حل مختار ۱۳۹۰/۰۷/۰۴ راه حل مختار بحث در بیان وجوه جمع بین حکم واقعی و حکم ظاهری بود، راه حل­های مختلفی توسط بزرگان بیان شده که ما در این راه حل­ها اشکال داشتیم و نوبت رسید به اینکه راه حل مختار در جمع بین حکم واقعی و ظاهری بیان شود، خلاصه این راه حل این است که هم حکم واقعی و هم حکم ظاهری، فعلی است لکن شارع از فعلیت حکم واقعی رفع ید کرده ولی فعلیت حکم ظاهری به قوت خود باقی است مثل متزاحمین که دو حکم متزاحم، فعلی هستند ولی به جهت اینکه احد المتزاحمین اهم و دیگری مهم است و امکان امتثال هر دو وجود ندارد شارع از تکلیف

جلسه یکم-جمع بندی مباحث

جلسه ۱ – PDF جلسه یکم جمع بندی مباحث ۱۳۹۰/۰۷/۰۳ مروری بر مباحث گذشته از آنجا که بحث جمع بین حکم ظاهری و واقعی به مراحل نهایی و پایانی خودش نزدیک شده ناچاریم که این بحث را به انتها برسانیم و بعد بحث بعدی را شروع کنیم، بحث جمع بین حکم ظاهری و واقعی و اصل مسئله مباحث حکم شرعی تقریباً به مراحل پایانی خودش رسیده، بهرحال حیف است این بحث نیمه تمام رها شود بنابراین این بحث را تمام می­کنیم و بعد وارد بحث موضوع علم اصول می­شویم. برای جمع بین حکم واقعی و ظاهری ما راه حل­هایی را ذکر کردیم ولی برای اینکه معلوم شود در چه مرحله­ای از بحث هستیم و راه حلی که ما می­خواهیم اختیار

جلسه صد و بیست – طریق چهارم (بینه) و فرع دوم و سوم

جلسه ۱۲۰ – PDF جلسه صد و بیست طریق چهارم (بینه) و فرع دوم و سوم ۱۳۹۱/۰۳/۱۰     تا اینجا درباره سه طریق از طرق ثبوت اجتهاد و اعلمیت بحث کردیم؛ طریق اول علم، طریق دوم اطمینان و طریق سوم خبر ثقه بود. طریق چهارم: بینه این طریق هم در کلمات امام(ره) و هم در عبارت مرحوم سید به عنوان یکی از طرق ثبوت اجتهاد و اعلمیت ذکر شده است. قبل از بررسی ادله حجیت این طریق بیان سه نکته ضروری به نظر می­رسد که باید با توجه به این دو نکته به بررسی ادله حجیت طریق چهارم بپردازیم: نکته اول با توجه به مباحثی که در حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه داشتیم، بدیهی است که این

جلسه صد و نوزدهم – ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(روایات خاصه)

جلسه ۱۱۹ – PDF جلسه صد و نوزدهم ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(روایات خاصه) ۱۳۹۱/۰۳/۰۹     بحث در دلیل پنجم حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه بود؛ عرض کردیم روایات خاصه­ای وجود دارد که به آنها استدلال شده که برای حجیت خبر ثقه. روایت دوم روایتی است از «اسحاق بن عمار عن ابی عبدالله (ع) قال: سئلته عن رجلٍ کان له عندی دنانیر و کان مریضاً» از امام(ع) درباره مردی سؤال کردم که مقداری پول نزد من داشت در حالی که بیمار بود «فقال لی» آن شخص بیمار به من گفت: «إن حدث لی حدثٌ فأعط فلاناً عشرین دیناراً و أعط أخی بقیة الدنانیر» اگر اتفاقی برای من افتاد به فلانی بیست دینار بده و

جلسه صد و هجدهم-ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(سیره عقلاء)

جلسه ۱۱۸ – PDF جلسه صد و هجدهم ادله حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات خارجیه(سیره عقلاء) ۱۳۹۱/۰۳/۰۸     خلاصه جلسه گذشته در مورد دلیل چهارم یعنی سیره عقلائیه بعضی ادعا کرده­اند شارع از این سیره عقلائیه ردع کرده است. رادع اول خبر مسعدة بن صدقة بود؛ عرض شد برای استدلال به این روایت جهت ردع از سیره عقلائیه دو تقریب ذکر شده که اگر رادعیت این روایت نسبت به سیره عقلاء ثابت شود، آن وقت دیگر نمی­توان به سیره عقلاء برای حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات استدلال کرد. علاوه بر این شمول ادله حجیت خبر ثقه نسبت به موضوعات هم مخدوش می­شود لذا بحث از رادع و بررسی رادعیت این روایت یا روایت دیگری که در این

جلسه صد و هفدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۷ – PDF جلسه صد و هفدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۷     عرض کردیم اشکالات چهارگانه­ مرحوم آقای فاضل که به دلیل سوم وارد کرده بودند، صحیح نیست لکن به طور کلی باید ببینیم آیا دلیل سوم یعنی آنچه که مرحوم آقای حکیم فرمودند قابل قبول هست یا نه؟ بررسی دلیل سوم اولاً: به نظر می­رسد اساساً برای شمول ادله حجیت خبر ثقه نسبت به موضوعات نیاز به طریقی که آقای حکیم بیان کرده­اند، نیست؛ ایشان برای اینکه حجیت خبر ثقه در موضوعات را اثبات کنند فرمودند ادله حجیت خبر در احکام کلیه عام است به این بیان که منظور از حکم ما یؤدی الی الحکم الکلی است. عبارت ایشان این بود «و

جلسه صد و شانزدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۶ – PDF جلسه صد و شانزدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۶     خلاصه جلسه گذشته بحث در دلیل سوم یعنی کلام مرحوم آقای حکیم بود؛ عرض کردیم مرحوم آقای فاضل اشکالاتی به استدلال ایشان ایراد کرده­اند. دلیل ایشان بر حجیت خبر ثقه در اجتهاد و مطلق موضوعات خارجیه این بود که ادله حجیت خبر ثقه در احکام کلیه عمومیت دارد و شامل موضوعات خارجیه هم می­شود به این بیان که منظور از حکم در اینجا ما یؤدی الی الحکم الکلی است چه به مدلول مطابقی و چه به مدلول التزامی و این بر موضوعات خارجیه هم منطبق است. بیان این دلیل گذشت و اشکالات چهارگانه آقای فاضل به این دلیل هم ذکر شد.

جلسه صد و پانزدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۵ – PDF جلسه صد و پانزدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۳     تا اینجا دو دلیل بر حجیت خبر ثقه در مطلق موضوعات ذکر کردیم یکی اولویت بود و یکی هم عمل و سیره اصحاب و فقهاء و بزرگان نسبت به روایاتی که متضمن بیان یک حکم شرعی نیستند که این روایات هم نزد آنان معتبر بوده و به آن ترتیب اثر می­دهند. دلیل سوم این دلیل را مرحوم آقای حکیم در کتاب مستمسک بیان کرده است. ایشان از راه دیگری حجیت خبر ثقه نسبت به موضوعات را اثبات می­کند و آن راه عموم ادله­ای است که دلالت بر حجیت خبر ثقه در احکام می­کند؛ ایشان می­فرماید: ادله­ای که حجیت خبر ثقه در

جلسه صد و چهاردهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۴ – PDF جلسه صد و چهاردهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۲     خلاصه جلسه گذشته بحث درباره طرق ثبوت اجتهاد و اعلمیت بود؛ عرض کردیم از مجموع کلمات بزرگان چند طریق برای ثبوت اجتهاد و اعلمیت استفاده می­شود. طریق اول علم و طریق دوم اطمینان بود. نتیجه بحث این شد که نه ذکر اختبار که در عبارت تحریر آمده لازم است و نه ذکر شیاع چرا که اختبار و شیاع اگر مفید علم باشند در طریق اول قرار می­گیند و اگر مفید اطیمنان باشند در طریق دوم قرار می­گیرند و این دو از مصادیق علم و اطمینان هستند لذا نه ذکر اختبار لازم است و نه ذکر شیاع. در بین این دو راه

جلسه صد و سیزدهم – فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت)

جلسه ۱۱۳ – PDF جلسه صد و سیزدهم فرع اول (راه های ثبوت اجتهاد و اعلمیت) ۱۳۹۱/۰۳/۰۱     بحث در مسئله نوزدهم تحریر الوسیلة بود؛ عرض کردیم امام(ره) در این مسئله سه فرع را بیان می­کنند. فرع اول این بود که راه­های ثبوت اجتهاد و اعلمیت عبارتند از اختبار، شیاع مفید للعلم و بینة؛ این مطلب را مرحوم سید در مسئله بیستم عروة بیان کرده­اند. کلام مرحوم سید مسئله بیستم عروة این است: «یعرف اجتهاد المجتهد بالعلم الوجدانی کما إذا کان المقلد من اهل الخبرة و علم باجتهاد شخصٍ و کذا یعرف بشهادة عدلین من اهل الخبرة إذا لم تکن معارضةً بشهادة آخرین من اهل الخبرة ینفیان عنه الاجتهاد و کذا یعرف بالشیاع المفید للعلم و کذا الاعلمیة تعرف

جلسه صد و دوازدهم – فرع دوم

جلسه ۱۱۲ – PDF جلسه صد و دوازدهم فرع دوم ۱۳۹۱/۲۱/۳۱     عرض کردیم در مسئله هجدهم امام (ره) دو فرع مطرح کرده­اند که فرع اول بیان شد. فرع دوم «کما أنه لو قلد من لم یکن جامعاً من الشرایط و مضی علیه برهةٌ من الزمان کان کمن لم یقلد اصلاً فحاله حال الجاهل القاصر أو المقصر» . امام می­فرمایند: چنانچه از کسی تقلید کند که فی الواقع جامع شرایط نبوده و مدتی هم بگذرد این مثل کسی است که اصلاً تقلید نکرده و وضعیت او مثل وضعیت جاهل قاصر یا جاهل مقصر است. در مسئله هفدهم گفتیم که موضوع بحث کسی است که تقلید از مجتهدی کرده بعد شک می­کند که آیا او جامع شرایط هست یا نه،

جلسه صد و یازدهم – فرع اول (ادله قول عدم جواز بقاء بر تقلید و حق در مسئله)

جلسه ۱۱۱ – PDF جلسه صد و یازدهم فرع اول (ادله قول عدم جواز بقاء بر تقلید و حق در مسئله) ۱۳۹۱/۰۲/۳۰     خلاصه جلسه گذشته بحث در این بود که اگر مجتهدی بعضی از اوصاف و شرایط معتبره در مرجعیت را از دست بدهد آیا بقاء بر تقلید او جایز است یا نه به عبارت دیگر آیا عدول از او به مجتهد دیگری که واجد این اوصاف و شرایط است واجب است یا نه؟ عرض کردیم در این مسئله دو قول وجود دارد بعضی قائل به جواز بقاء بر تقلید و گروهی هم قائل به عدم جواز بقاء بر تقلید این مجتهد می­باشند. ادله گروه اول را ذکر کرده و از قول دوم دو دلیل را بیان کردیم؛

جلسه صد و ده – فرع اول (ادله قول به جواز بقاء بر تقلید و عدم جواز بقاء)

جلسه ۱۱۰ – PDF جلسه صد و ده فرع اول (ادله قول به جواز بقاء بر تقلید و عدم جواز بقاء) ۱۳۹۱/۰۲/۲۷     خلاصه جلسه گذشته بحث در ادله قائلین به عدم جواز بقاء بر تقلید مجتهدی است که بعضی از شرایط و اوصاف معتبره در مرجع تقلید را از دست داده است؛ عرض کردیم موضوع این مسئله عبارت است از اینکه مجتهد وقتی شرایط و اوصاف را از دست داد، مسلماً آراء و فتاوایی که در حال زوال شرایط از او صادر می­شود معتبر نیست بحث در این است که آیا مقلد می­تواند بر تقلید این مجتهد باقی بماند و از فتاوایی که از او در حال وجدان شرایط صادر شده، تقلید کند یا نه؟ گفتیم که قائلین

جلسه صد و نهم – ادله قول به جواز بقاء بر تقلید

جلسه ۱۰۹ – PDF جلسه صد و نهم ادله قول به جواز بقاء بر تقلید ۱۳۹۱/۰۲/۲۶     خلاصه جلسه گذشته بحث در مسئله هجدهم بود؛ عرض کردیم مسئله هجدهم دو فرع دارد: فرع اول این بود که اگر بر مجتهد اموری عارض شود که موجب فقدان بعضی از شرایط معتبره در مرجعیت شود مثلاً مجتهد فاسق شود که این موجب از دست دادن شرط عدالت است یا جنون بر او عارض شود که موجب از دست دادن شرط عقل است آیا بقاء بر تقلید این مجتهد جایز است یا نه؟ قبل از اینکه به اقوال و مستندات اقوال در این موضوع بپردازیم لازم است ابتدائاً به صورت دقیق محل نزاع منقح شود تا معلوم گردد موضوع بحث در این

جلسه صد و هشتم – وجوب فحص در صورت شک در شرایط مفتی

جلسه ۱۰۸ – PDF جلسه صد و هشتم وجوب فحص در صورت شک در شرایط مفتی ۱۳۹۱/۰۲/۲۵                   خلاصه جلسه گذشته بحث در فرع اول مسئله هفدهم بود؛ فرع اول این بود: اگر کسی بدون فحص از حال مجتهد از او تقلید کند ولی بعد از مدتی شک کند که آیا او واجد شرایط افتاء بوده یا نه، در این صورت فحص واجب است. این فرع دو صورت دارد: صورت اول جایی است که شبهه در حکم باشد به این معنی که او معتقد بوده اوصاف خاصی مثل عدالت و امثال آن برای مرجع تقلید لازم نیست و چون معتقد به عدم اعتبار این اوصاف بوده فحص از حال مجتهد نکرده و از

جلسه صد و هفتم – وجوب فحص در صورت شک در شرایط مفتی

جلسه ۱۰۷ – PDF جلسه صد و هفتم وجوب فحص در صورت شک در شرایط مفتی ۱۳۹۱/۰۲/۲۴                   بررسی تفصیل مرحوم آقای خوئی در مسئله شانزدهم اقوال مختلف و ادله و مستندات اقوال ذکر شد و همگی مورد بررسی قرار گرفت تنها یک تفصیلی که مرحوم آقای خوئی در این مسئله داده بودند، باقی مانده که از مجموعه­ی مطالبی که تا اینجا در نقد و بررسی مستندات اقوال گفتیم اشکال فرمایش آقای خوئی هم معلوم می­شود. تفصیل آقای خوئی این بود که ضابطه و معیار در این مسئله این است که عملی که بر طبق فتوای مجتهد اول واقع شده، یا به گونه­ای است که نقص در آن مع السهو أو الجهل مضر

جلسه صد و ششم – بررسی کلام سید

جلسه ۱۰۶ – PDF جلسه صد و ششم بررسی کلام سید ۱۳۹۱/۰۲/۲۰                   خلاصه جلسه گذشته در مورد بخش دوم فرمایش مرحوم سید عرض کردیم که نسبت به غساله و ذبیحه­ی به غیر حدید اشکال شده مرحوم آقای خوئی و مرحوم آقای حکیم اشکالاتی کرده­اند که در این جلسه آنها را ذکر و مورد بررسی قرار خواهیم داد. اشکال مرحوم آقای حکیم مرحوم آقای حکیم می­فرماید این کلام سید روشن نیست چون در مورد غساله ملاقات قبلاً واقع شده و این غساله در زمان تقلید از مجتهد اول بنابر فتوای او پاک است و به دلیل وقوع ملاقات در گذشته این مورد برای تقلید مجتهد اول است نه مجتهد دوم لذا اگر از