جلسه ۱۴۶ – PDF

جلسه صد و چهل و ششم

مراتب روزه – مرتبه اول – مرتبه دوم

۱۴۰۴/۱۱/۰۸

 

شرح رساله حقوق

عرض کردیم حق صوم، طبق بیان امام سجاد (علیه‌السلام) این است که بدانی و معرفت پیدا کنی و شناخت پیدا کنی که حقیقت روزه چیست؟ «وَ أَمَّا حَقُّ الصِّوم فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهُ حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ عَلَى لِسَانِكَ وَ سَمْعِكَ وَ بَصَرِكَ وَ فَرْجِكَ وَ بَطْنِكَ».
گفتیم مهم‌ترین حق هر عبادتی، معرفت به حقیقت آن عبادت است. طبق این بیان، حقیقت روزه عبارت است از حجابی که بر روی اعضا و جوارح انسان می‌افتد. این هم اشاره دارد به آن چیزهایی که می‌تواند مُفْطِر باشد یا مُفَطِّر باشد؛ یعنی روزه را باطل می‌کند. بطن به خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها مربوط می‌شود، فرج هم به استمتاعات مربوط می‌شود. اگر شما همه مفطرات را نیز با هم در نظر بگیرید، عمدتاً به خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها و نیز استمتاعات نظر دارد؛ حال آن ده یازده مورد که نام برده است.
اما در مورد لسان، سمع و بصر، به امری فراتر از مفطرات روزه توجه و تنبّه می‌دهد.

مراتب روزه

در واقع به گمان من، این جمله اشاره دارد به دو مرتبه از مراتب روزه، هرچند مرتبه بالاتری نیز هست.

مرتبه اول

مرتبه اول، امساک از خوردنی و آشامیدنی و مایلحق بهما یعنی فرج و بطن است: «حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ عَلَى فَرْجِكَ وَ بَطْنِكَ».

مرتبه دوم

یک مرتبه بالاتر که دیگر از اعضا و جوارح بالاتر می‌رود و در واقع به قلب و روح اشاره می‌کند حجابی است که بر زبان، گوش و چشم باید زده شود.
شما در مفطرات هیچ جا ندارید که مثلاً نگاه به نامحرم روزه را باطل می‌کند؛ جایی چنین چیزی ذکر نشده است یا دروغ گفتن روزه را باطل می‌کند، بله، دروغ بستن به خدا و پیغمبر روزه را باطل می‌کند، ولی حداقل این‌ها به عنوان شرایط صحت ذکر نشده. یا مثلا شنیدن غیبت، یا شنیدن صدای نامحرم با شرایطش، این‌ها جزو مفطرات ذکر نشده است.
بنابراین اگر روزه را به عنوان حجاب و پرده بر این سه عضو ذکر می‌کند، یعنی یک گام به عمق این عبادت پیش رفتن. اینکه روزه فقط منحصر در ظاهر امر نشود؛ روزه فقط منحصر به امساک از خوردنی و آشامیدنی و منحصر به این‌ها نشود. می‌خواهد بگوید این روزه باید به روح و قلب و جان انسان نفوذ بکند. اگر بخواهد روزه در یک مرتبه عمیق‌تر یعنی به قلب، روح، ذهن و جان آدمی اثر بگذارد، باید بر این دروازه‌های واردات ذهنی را ایست و بازرسی بگذارد و به اصطلاح کنترل کند. گوش، چشم، زبان، هم واردات است، هم صادرات. قبلا اشاره کردم، این‌ها در واقع دروازه‌ها و مبادی ورودی و خروجی قلب و روح انسان هستند. چه چیزهایی وارد می‌شود در ذهن، چه چیزهایی خارج می‌شود. با زبان صادرات انجام می‌شود؛ یعنی آنچه که در درون ماست حالا یا فکر است یا اندیشه، یا کینه است یا نفرت یا محبت، هرچه هست تلخ و شیرین.
حال یک وقت کسی نفاق دارد، دورویی دارد، خیلی هم کنترل می‌کند برای حفظ ظاهر که حرف نادرستی از زبانش خارج نشود، اما باطنش فاسد است. منافق حسابش جداست.
اما به طور طبیعی، زبان راه و طریق بیان خواسته‌ها، افکار، اندیشه‌ها، آمال و تمایلات است. این نیز می‌تواند هم تلخ باشد هم شیرین، هم مثبت باشد هم منفی. می‏گوید این باید کنترل شود؛ روزه حجاب بر زبان است، یعنی جلوی صادرات را باید بگیرد؛ هر چیزی صادر نشود، هر حرفی را نزند، نیش نزند، کنایه نزند، اذیت نکند.
سمع و بصر، گوش و چشم، این‌ها را هم کنترل کند. این‌ها دیگر مال واردات ذهنی است. اگر حجاب بر سمع و بصر نباشد، روح آلوده می‌شود. روح آلوده هم نمی‌تواند به حقیقت روزه برسد. «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» به عنوان غایت روزه ذکر شده که با رهاشدگی سمع و بصر پدید نمی‌آید؛ فقط تشنگی و گرسنگی است. اما حقیقت و باطن روزه، محقق نمی‎شود. برای تحقق آن انسان باید غیبت نشنود، چشمش هرجا نرود، مواظب باشد به هر چیزی ننگرد. مشکل بسیاری از ما همین است که حقیقت را درک نمی‌کنیم.
این «حِجَابٌ ضَرَبَهُ اللَّهُ عَلَى لِسَانِكَ وَ سَمْعِكَ وَ بَصَرِكَ وَ فَرْجِكَ وَ بَطْنِكَ» درست است، اغلب آن دو تا را در ایام ماه رمضان رعایت می‌کنند، حتی همان هم معلوم نیست چگونه، نصفه‌نیمه است، مال شبهه‌ناک، خدایی‌نکرده مال حرام، روزه می‌گیرد، کلاه سر مردم می‌گذارد. اما اگر حجاب بر این سه عضو رعایت نشود، عمق روزه و حقیقت روزه پدید نمی‌آید؛ یعنی آثارش، برکاتش حاصل نمی‌شود.