شرح رساله الحقوق – جلسه هفتاد و پنجم – مبنای ثبوت حق برای چشم – حق اول چشم – انواع کلی نگاه حرام

بازدیدها: 5

جلسه 75 – PDF

جلسه هفتاد و پنجم

مبنای ثبوت حق برای چشم – حق اول چشم – انواع کلی نگاه حرام

1401/08/18

شرح رساله الحقوق

عرض کردیم که امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: «وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لاَ یَحِلُّ لَکَ»، حق چشم تو این است که آن را فرو ببندی از آنچه که بر تو حلال نیست.

مبنای ثبوت حق برای چشم

ما عرض کردیم چشمها بر دو دسته هستند، یک نوعی از چشم‎ها دروازه معرفت و آگاهی واقع می‎شوند، یک نوعی از چشمها به کلی این باب را می‎بندند «لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها»؛ اما حالا که این چشم‎ها این ظرفیت را دارند، هم امانت هستند و هم نعمت و چون اینچنین است، یک مسئولیت‏هایی را به عهده ما قرار می‏دهد، پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) می‎فرماید «العین امانه»، امانت از معنایش پیداست، وقتی چیزی به امانت داده می‏شود باید در حفظش کوشید، همه اعضای انسان، اصلا جان انسان و خود انسان یک امانت است به یک معنا، حال اینجا به خصوص در مورد چشم می‏فرماید امانت است. یعنی چه؟ یعنی باید این شئ ارزشمندی که به امانت گذاشته شده، رعایت بشود و رعایتش هم به این است که نظر صاحب و امانت دهنده رعایت شود، این خودش منشاء یک حقوقی می‏شود برای این عضو.
به علاوه یک تعبیری در قرآن آمده که به طور کلی این اعضاء مثل چشم، گوش، عقل، قلب نعمت‎هایی هستند که باید انسان شکر آنها را بجا آورد « وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ » در حالیکه هیچ نمی‎دانستید خدا شما را آفرید و بعد گوش و چشم و قلب برای شما قرار داد تا شکر به جا بیاورید. شکر در برابر نعمت است و شکر نعمت نیز تارة قولی است و اخری عملی؛ گاهی انسان شکر را به زبان به جا می‎آورد و گاهی به عمل و شکر در عمل، بهره برداری از نعمت است، شکر عملی یعنی این، یعنی آنچه که به عنوان نعمت داده شده و امانت نیز هست رعایت شود، پس چشم هم مثل سایر اعضاء هم امانت است هم نعمت، گوش هم همینطور بود که گفتیم هم امانت است و هم نعمت و چون اینچنین است امام سجاد (علیه السلام) می‎فرماید این یک حقوقی دارد و باید اینها را رعایت کنید.

حق اول چشم

«وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لاَ یَحِلُّ لَکَ»؛ فرو بستن از آنچه که برای شما حلال نیست. قبلا در بحث نکاح درباره این آیه به تفصیل بحث کردیم. «غض» به معنای چشم بستن نیست، «غض» به معنای خیره نشدن است، به معنای زل نزدن است، به معنای تمرکز نکردن است. آیه می‎فرماید: « قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ » ؛ آنجا ما توضیح دادیم که خداوند نمی‎فرماید چشماهایتان را ببندید، اصلا نمی‎شود، اگر قرار باشد انسان چشمهایش را ببندد و قرار باشد زنها و مردها چشمهایشان را ببندند کاری نمی‎توانند بکنند. چشم انسان خود به خود این مواجهه برایش ایجاد می‎شود، مهم این است که در این مواجهه چشم را برگرداند، «یغضضن» یعنی فرو انداختن، یعنی پایین انداختن چشم، مواجه که می‏شود چشمش را پایین بیندازید، خیره نشود و زل نزند، اینجا نیز مصادیقش را عرض می‎کنیم وقتی می‏گوید «وَ أَمَّا حَقُّ بَصَرِکَ فَغَضُّهُ عَمَّا لاَ یَحِلُّ لَکَ»؛ یعنی چشمهایتان را پایین بیندازید نه اینکه ببندید. البته در یک روایتی هم دارد که خداوند متعال اگر چشم را داده و گوش را داده و یک مسئولیت‎ها و حقوقی را برای این دو عضو قرار داده، راه‎های کنترلش را هم داده، اگر زبان را داده اینطور نیست که بی اختیار باشد انسان. یک روایتی از پیامبر (ص) وارد شده است که می‏فرماید: «یَابْنَ آدَمَ! إِنْ نازَعَکَ بَصَرُکَ إِلى بَعْضِ ما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ، فَقَدْ أَعَنْتُکَ عَلَیْهِ بِطَبَقَیْنِ، فَأَطْبِقْ وَ لاتَنْظُرْ وَ إِنْ نازَعَکَ لِسانُکَ إِلى بَعْضِ ما حَرَّمْتُ عَلَیْکَ، فَقَدْ أَعَنْتُکَ عَلَیْهِ بِطَبَقَیْنِ.»
از قول خداوند تبارک و تعالی، می‎فرماید: اگر زبانت خواست تو را وادار به حرام کند من دو لب به تو دادم برای اینکه جلوی ارتکاب حرام به وسیله زبان را بگیری، پس لب فرو بند و اگر چشم تو بخواهد تو را به سوی حرام ببرد، من دو پلک در اختیار تو قرار دادم آنها را فرو بند. اینجا نیز که می‏گوید دو چشم در اختیار تو قراردادم یعنی یک حاجبی برای جلوگیری از دیدن، پس وقتی می‏گوید ببند یعنی فرو انداز، منظور بستن کامل نیست، زیرا این اصلا امکان ندارد، منظور بستن کامل نیست، اگر خداوند چشم را داده، ابزار کنترل را هم داده، مثل شیر آب که می‎توانید باز کنید و ببندید اینجا نیز همینطور است، ابزار کنترل را در اختیار انسان قرار داده. پس اولین حق فروانداختن چشم از نگاه‏های حرام است.
نگاه حرام معمولا منعطف می‏شود به نگاه نامحرم در حالیکه یکی از اقسام نگاه حرام نگاه به نامحرم است؛ دهها یا چندین نوع نگاه داریم که آنها همه حرام هستند. نگاه به زن نامحرم شاید برجسته ترین و خطرناکترین برای انسان باشد، اما ما انواع دیگری از نگاه‏های حرام داریم که عرض می‏کنیم.

انواع کلی نگاه حرام

فقط می‏خواهم عرض کنم که نگاه حرام که به ما دستور دادند که چشم فروبندیم هم آشکار دارد و هم پنهان، هر دو ممنوع است، فرقی نمی‏کند؛ نگاه آشکار به حرام یعنی اینکه رسما انسان نگاه کند حال یا به نامحرم یا داخل خانه مردم اینها مصادیق بارز و روشن «ما لایحل» است، اما یک بخشی هم نگاه‏های پنهان است، نگاه خیانت آمیز «يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ» خداوند تبارک و تعالی «خائنة الاعین» را می‏بیند و می‎داند که چه کسی نگاه خیانت آمیز دارد، آنچه را که در سینه‏ها پنهان می‏کند؛ خیانت چشم یعنی این، نگاه یواشکی و زیر زیرکی، یعنی کسی که شما را می‏بیند نمی‏فهمد که خدای نکرده به نامحرمی نگاه می‏کنید، طوری خودت را نشان می‏دهی و در موقعیتی قرار می‏دهی که کسی گمان نمی‏کند که تو داری به نامحرم نگاه می‏کنی، اما فی الواقع داری نگاه می‏کنی. این یک قسم از نگاه‏های خیانت آمیز است. زیر چشمی نگاه کردن، امام معصوم (علیه السلام) در یکی از روایاتی که بیان شده «خائنة الاعین» را تفسیر کرده، البته این یک مصداق است نه اینکه فقط همین باشد. می‏فرمایند «خائنة الاعین» یعنی کسی که زیر چشمی نگاه کند اما فرقی نمی کند «ما لا یحل لک» هم شامل نگاه آشکار است و هم زیر چشمی و خدا نیز هر دو را می‏بیند و اگر از انسان می‏خواهند حق چشم را رعایت کند یعنی فرو انداختن چشم هم از نگاه‏های آشکار و هم از نگاه‏های زیر چشمی.