سایر دروس

نقش زمان و مکان در استنباط – جلسه اول – فهرست مباحث – دیدگاه های کلی درباره تأثیر زمان و مکان – دیدگاه اول: تأثیر تام – دیدگاه دوم: عدم تأثیر – دیدگاه سوم: تأثیر فی الجمله – تفسیرهای مختلف در دیدگاه سوم – تفسیر اول – دوم – سوم – چهارم

جلسه ۱ – PDF جلسه اول فهرست مباحث – دیدگاه های کلی درباره تأثیر زمان و مکان – دیدگاه اول: تأثیر تام – دیدگاه دوم: عدم تأثیر – دیدگاه سوم: تأثیر فی الجمله – تفسیرهای مختلف در دیدگاه سوم – تفسیر اول – دوم – سوم – چهارم ۱۴۰۳/۱۲/۱۱ مقدمه بحث درباره تاثیر و نقش زمان و مکان در استنباط احکام شرعی است. این عنوان از دهه شصت در برخی از نوشته‎ها، نامه‎ها یا پیام‌های امام رحمه الله علیه مطرح شد و در دایره ادبیات علمی حوزه‌های علمیه قرار گرفت. از همان زمان تفسیرهای متفاوتی از این مطلب به عمل آمد و دیدگاه‌های مختلفی نسبت به آن ابراز شد. بحث‌هایی که طی این جلسات انشالله دنبال خواهیم کرد و در

قواعد فقهیه – جلسه سی – مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – برخی مصادیق حقوق طبیعی و اختلاف در آن – قیود حقوق طبیعی – قید اول – قید دوم

جلسه ۳۰ – PDF جلسه سی  مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – برخی مصادیق حقوق طبیعی و اختلاف در آن – قیود حقوق طبیعی – قید اول – قید دوم ۱۴۰۳/۱۲/۰۵   خلاصه جلسه گذشته تا اینجا عرض کردیم حقوق طبیعی برای انسان قابل اثبات است و این حقوق می‌بایست در قوانین به خصوص قانون الهی مورد توجه قرار گیرد؛ به عبارت دیگر، قانون الهی نمی‌تواند با این حقوق در تعارض باشد، مگر جهتی که عرض خواهیم کرد؛ اینکه قانون الهی نمی‌تواند برخلاف حقوق طبیعی باشد. اصل و قاعده است؛ اما استثنائات با یک بیانی قابل توجیه است. برخی مصادیق حقوق طبیعی و اختلاف در آن به مناسبت، اشاره‌ای به بعضی از حقوق طبیعی می‌کنیم و اینکه

قواعد فقهیه – جلسه بیست و نهم – مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – دلیل بر حقوق طبیعی – مقدمه اول تا ششم – نتیجه – لزوم رعایت حقوق طبیعی در قانون الهی

جلسه ۲۹ – PDF جلسه بیست و نهم  مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – دلیل بر حقوق طبیعی – مقدمه اول تا ششم – نتیجه – لزوم رعایت حقوق طبیعی در قانون الهی ۱۴۰۳/۱۲/۰۴   خلاصه جلسه گذشته در مورد حقوق طبیعی و تعریف و منشأ آن، مطالبی را به صورت بسیار کوتاه عرض کردیم. غرض از بیان این مطالب آن است که در مقام دوم بحث ببینیم آیا کرامت ذاتی انسان می‌تواند منشأ برای برخی از حقوق (حقوق طبیعی) در مورد انسان شود یا نه؟ بعد از مقدماتی که عرض کردیم، اکنون زمان پاسخ به سؤال اصلی در مقام دوم بحث است. دلیل بر حقوق طبیعی سؤال این است که دلیل بر حقوق طبیعی چیست؟ ما

شرح رساله حقوق – جلسه صد و بیست و پنجم – معنای «لا حول و لا قوه الا به» – وجه بیان حوقله در این قسمت

جلسه ۱۲۵ – PDF جلسه صد و بیست و پنجم  معنای «لا حول و لا قوه الا به» – وجه بیان حوقله در این قسمت ۱۴۰۳/۱۲/۰۱   معنای «لا حول و لا قوه الا به» امام (علیه السلام) فرمودند: « و باللّه العصمهُ و التَّاییدُ و لاحول و لا قوهَ الا بهِ»؛ این جمله که اصطلاحاً با عنوان «حوقله» از آن یاد می‎شود مثل بسمله برای «بسم الله الرحمن الرحیم» به چه معناست. یا «حولقه» یا حیقله، به گفته سیوطی. من خیلی خلاصه معنای آن را عرض می‌کنم و اینکه چرا امام (علیه السلام) این را اینجا ذکر کردند. معنای حوقله یا «لاحول ولا قوه الا به» این است که حول و تغییر و دگرگونی جز به سبب خداوند نخواهد

تفسیر – جلسه بیست و هشتم – آیه 60 – بخش‌های پنج‌گانه آیه – بخش اول: «و اذ استسقی موسی لقومه – مطلب اول – احتمالات سه‌گانه در زمان استسقاء – شواهد احتمال اول و بررسی آن

جلسه ۲۸ – PDF جلسه بیست و هشتم  آیه ۶۰ – بخش‌های پنج‌گانه آیه – بخش اول: «و اذ استسقی موسی لقومه – مطلب اول – احتمالات سه‌گانه در زمان استسقاء – شواهد احتمال اول و بررسی آن ۱۴۰۳/۱۱/۳۰ بخش اول: «وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ» عرض کردیم آیه ۶۰ مشتمل بر پنج بخش است؛ بخش اول این فقره از آیه است: «وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ». در این فقره فقط فرموده: به یاد بیاورید هنگامی که موسی برای قومش استسقاء نمود. این در واقع یک یادآوری برای نعمت‌هایی است که خداوند تبارک و تعالی به بنی‌اسرائیل عطا فرمود. حضرت موسی بعد از استسقاء قوم، از خدا آن را طلب کرد و آنگاه خداوند فرمود با عصایت به حجر ضربه بزن تا

تفسیر – جلسه بیست و هفتم – آیه 60 – اختلاف در قرائت «عشره» – مفردات آیه – 2. «فانفجرت» – 3. و لا تعثوا» – دو قول در معنای «عثی» – بخش‌های پنج‌گانه آیه

جلسه ۲۷ – PDF جلسه بیست و هفتم  آیه ۶۰ – مفردات آیه – ۲. «فانفجرت» – ۳. و لا تعثوا» – دو قول در معنای «عثی» – بخش‌های پنج‌گانه آیه ۱۴۰۳/۱۱/۲۹ مفردات آیه سخن در مفردات آیه ۶۰ سوره بقره بود؛ اولین واژه‌‌ای که به اجمال درباره آن مطالبی را عرض کردیم، کلمه «حجر» بود. ۲. «فانفجرت» «فانفجرت» در واقع فضربت فانفجرت بوده و فاء در فانفجرت متعلق به فعل محذوف «ضرب» است؛ یا به این ترتیب بوده «فان ضربت فقد انفجرت». به هرحال اصل «فانفجرت» این بوده است. معنای انفجار از نظر لغوی معلوم است. در آیه ۱۶۰ سوره اعراف به جای «انفجرت»، «انبجست» آمده است. ما در ادامه همانند دو آیه قبل (که به برخی تفاوت‌های این

قواعد فقهیه – جلسه بیست و هشتم – مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – دیدگاه‌ها پیرامون حقوق طبیعی – دیدگاه اول: انکار حقوق طبیعی – دیدگاه دوم: پذیرش حقوق طبیعی – حقوق طبیعی از دیدگاه دانشمندان مسلمان – تفاوت دیدگاه غرب و اسلام

جلسه ۲۸ – PDF جلسه بیست و هشتم  مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – دیدگاه‌ها پیرامون حقوق طبیعی – دیدگاه اول: انکار حقوق طبیعی – دیدگاه دوم: پذیرش حقوق طبیعی – حقوق طبیعی از دیدگاه دانشمندان مسلمان – تفاوت دیدگاه غرب و اسلام ۱۴۰۳/۱۱/۲۸ خلاصه جلسه گذشته در مقام دوم سخن در این بود که آیا کرامت منشأ برخی از حقوق برای انسان است یا نه. گفتیم باید توضیحی پیرامون حقوق و اقسام آن و نیز منشأ آن ارائه کنیم؛ بر همین اساس به تعریف قانون وضعی و قانون طبیعی پرداختیم. سپس خود حقوق طبیعی را تعریف کردیم و ویژگی‌های آن را برشمردیم. کلام شهید مطهری سخنی از شهید مطهری نقل می‌کنم که هم به نوعی متضمن

قواعد فقهیه – جلسه بیست و هفتم – مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – قانون؛ منشأ حقوق – تعریف قانون طبیعی – تعریف حقوق طبیعی – ویژگی‌های حقوق طبیعی

جلسه ۲۷ – PDF جلسه بیست و هفتم مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق – قانون؛ منشأ حقوق – تعریف قانون طبیعی – تعریف حقوق طبیعی – ویژگی‌های حقوق طبیعی ۱۴۰۳/۱۱/۲۷   مقام دوم: بررسی منشأ بودن کرامت برای حقوق مقام اول بحث به پایان رسید؛ مقام اول درباره مبانی کرامت ذاتی انسان بود. به تفصیل در این باره سخن گفتیم. مقام دوم درباره این است که آیا کرامت ذاتی می‌تواند منشأ حق و امتیاز خاصی برای انسان واقع شود یا نه. بعد از این، باید برویم سراغ ادله کرامت ذاتی انسان؛ البته بسیاری از مطالبی که در بحث از ادله خواهیم گفت، با آنچه در مورد مبانی گفتیم مشترک است؛ شاید از یک جهت باید بحث از

تفسیر – جلسه بیست و ششم – آیه 60 – اختلاف در قرائت «عشره» – مفردات آیه – 1. «حجر» – احتمالات سه‌گانه در «حجر»

جلسه ۲۶ – PDF جلسه بیست و ششم  آیه ۶۰ – اختلاف در قرائت «عشره» – مفردات آیه – ۱. «حجر» – احتمالات سه‌گانه در «حجر» ۱۴۰۳/۱۱/۲۳ خلاصه جلسه گذشته بحث در آیه ۶۰ سوره بقره بود؛ «وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَهَ عَیْنًا قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلَا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ». ما یک توضیح کلی پیرامون این آیه دادیم؛ اجمالاً معنا و مفاد این آیه را بیان کردیم و ارتباط این آیه را با آیات پیشین روشن ساختیم. اختلاف در قرائت «عشره» قبل از اینکه به بیان مفردات آیه بپردازیم، اشاره به اختلافی می‌کنم که در قرائت یک کلمه از کلمات این آیه وجود دارد: در

تفسیر – جلسه بیست و پنجم – آیه 60 – توضیح اجمالی آیه – ارتباط آیه با آیات قبل

جلسه ۲۵ – PDF جلسه بیست و پنجم  آیه ۶۰ – توضیح اجمالی آیه – ارتباط آیه با آیات قبل ۱۴۰۳/۱۱/۱۶ توضیح اجمالی آیه جلسه گذشته ترجمه‌ای از آیه ۶۰ را ذکر کردیم. بحث‌های دیگری از آیه باقی ماند. اگر بخواهیم یک توضیح اجمالی در مورد این آیه بدهیم، داستان از این قرار است که بنی‌اسرائیل در مسیر بیابان تیه و صحرای سینا مأمور شدند که برای مدتی در یک قریه سکونت پیدا کنند؛ این قریه غیر از آن قریه‌ای است که در آیات قبل بیان شد که امر به دخول در آن شده بودند. آنجا مکانی بود که از نظر آب و بعضی از امکانات دیگر در مضیقه بود؛ لذا به سرعت گرفتار کم‌آبی شدند و نزد حضرت موسی

تفسیر – جلسه بیست و چهارم – آیه 58 و 59 – تفاوت‌های آیه 59 و آیه 162 سوره اعراف – آیه 60 – بیان کلی آیه

جلسه ۲۴ – PDF جلسه بیست و چهارم  آیه ۵۸ و ۵۹ – تفاوت‌های آیه ۵۹ و آیه ۱۶۲ سوره اعراف – آیه ۶۰ – بیان کلی آیه ۱۴۰۳/۱۱/۱۵ تفاوت‌های آیه ۵۹ و آیه ۱۶۲ سوره اعراف مطالب مربوط به دو آیه ۵۸ و ۵۹ سوره بقره بیان شد؛ فقط یک مطلب باقی مانده و آن هم تفاوت‌های آیه ۵۹ با نظیر آن در سوره اعراف است. همانطور که ما به تفاوت‌های آیه ۵۸ با آیه ۱۶۱ سوره اعراف اشاره کردیم، مناسب است که به تفاوت‌های آیه ۵۹ با آیه ۱۶۲ سوره اعراف هم اشاره کنیم. آیه ۵۹ سوره بقره این است: «فَبَدَّلَ الَّذِینَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَیْرَ الَّذِی قِیلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ».

قواعد فقهیه – جلسه بیست و ششم – مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – جمع‌بندی مقام اول

جلسه ۲۶ – PDF جلسه بیست و ششم مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – جمع‌بندی مقام اول ۱۴۰۳/۱۱/۱۳ جمع‌بندی مقام اول وقتی بحث از قاعده را شروع کردیم، بعد از بیان برخی واژه‌ها و تنقیح موضوع بحث، گفتیم ابتداءً باید درباره مبانی کرامت ذاتی انسان بحث کنیم و این مبانی مورد بررسی قرار بگیرد. مقام اول بحث درباره خود این مبانی بود؛ اولاً چه اموری به عنوان مبنا برای کرامت ذاتی ذکر شده یا می‌تواند ذکر شود. مقام دوم اینکه این امور آیا می‌تواند مبنایی برای حقوقی خاص نسبت به انسان واقع شود یا نه. تقریباً بحث ما در مقام اول تمام شد؛ مقام اول، مربوط به به اموری بود

قواعد فقهیه – جلسه بیست و پنجم – مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – دسته دوم: 5. علم اسماء – معنای اسم الهی – اقسام اسم الهی – ادله اختصاص این علم به انسان – معنای تعلیم اسماء – بررسی ذاتی بودن کرامت علم اسماء

جلسه ۲۵ – PDF جلسه بیست و پنجم  مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – دسته دوم: ۵. علم اسماء – معنای اسم الهی – اقسام اسم الهی – ادله اختصاص این علم به انسان – معنای تعلیم اسماء – بررسی ذاتی بودن کرامت علم اسماء ۱۴۰۳/۱۱/۰۶ ۵. علم اسماء از دسته دوم از اموری که به عنوان مبنای کرامت ذاتی مطرح شده یا ممکن است مطرح شود، یک امر باقی مانده و آن هم علم اسماء است. مختصراً درباره این عنوان توضیحی عرض کنیم و سپس ببینیم آیا این یک کرامت اختصاصی برای انسان است یا نه؛ اصلاً کرامت محسوب می‌شود یا نه؛ آیا کرامت ذاتی است یا نه. در

شرح رساله حقوق – جلسه صد و بیست و چهارم – «و بالله العصمه و التایید»

جلسه ۱۲۴- PDF جلسه صد و چهارم  «و بالله العصمه و التایید» ۱۴۰۳/۱۱/۰۳   «و بالله العصمه و التایید» آخرین جمله‎ای که حضرت اینجا فرمودند این است؛«و بالله العصمه و التایید و لاحول و لاقوه الا به». در میان حقوقی که تا به حال بیان شده است شاید این تعبیر به خصوص در مورد حق فرج و عورت به کار رفته است. بعد از اینکه حق مهم فرج و راه های کمک به آن را ذکر می‎کنند، می فرماید: و بالله العصمه و التأیید. این به دلیل اهمیت این عضو و مخاطراتی است که آن را تهدید می‎کند یعنی انسان از این ناحیه شدیدا در معرض خطر است. عصمت لغتا به معنای منع و بازداشتن و مصونیت است. تأیید به

تفسیر – جلسه بیست و سوم – بخش‌های دوگانه آیه 59 – بخش دوم: «فانزلنا علی الذین ظلموا..» – مطلب اول – مطلب دوم – مطلب سوم – سه احتمال در «بما کانوا یفسقون»

جلسه ۲۳ – PDF جلسه بیست و سوم  بخش‌های دوگانه آیه ۵۹ – بخش دوم: «فانزلنا علی الذین ظلموا..» – مطلب اول – مطلب دوم – مطلب سوم – سه احتمال در «بما کانوا یفسقون» ۱۴۰۳/۱۱/۰۲   ادامه مطلب اول عرض کردیم در بخش دوم آیه، چند مطلب وجود دارد؛ بخش دوم این بود: «فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ». مطلب اول درباره «انزلنا» بود؛ گفتیم چرا تعبیر به «أنزلنا» کرده است. ما گاهی می‌بینیم نزول عذاب، بدون کلمه انزال ذکر شده؛ گاهی کلمه ارسال ذکر شده؛ گاهی نه انزال و نه ارسال، هیچ کدام ذکر نشده است. اینجا رجز به معنای عذاب است؛ بعضی از لغویین گفته‌اند رجز، اضطراب موجب عذاب است؛ این را بعداً

تفسیر – جلسه بیست و دوم – بخش‌های دوگانه آیه 59 – بخش اول – مطلب دوم – مطلب سوم – بخش دوم: «فانزلنا علی الذین ظلموا..» – مطلب اول

جلسه ۲۲ – PDF جلسه بیست و دوم  بخش‌های دوگانه آیه ۵۹ – بخش اول – مطلب دوم – مطلب سوم – بخش دوم: «فانزلنا علی الذین ظلموا..» – مطلب اول ۱۴۰۳/۱۱/۰۱ خلاصه جلسه گذشته به دلیل قطع برق در این ساعاتی که جلسه تفسیر برگزار می‌شد، یک وقفه‌ نسبتاً طولانی بین جلسات افتاد؛ امروز هم با توجه به اینکه دیدیم این وقفه افتاده و در عین حال ممکن است قطعی برق هم استمرار پیدا کند، بنا را بر این گذاشتیم که این جلسات را ولو خیلی از نظر نور مناسب نیست، ادامه بدهیم. در مورد آیه ۵۹ گفتیم چند مطلب قابل ذکر است. مطلب اول درباره «بدّل» بود و اینکه اساساً این تبدیل در چه امری اتفاق افتاد و

قواعد فقهیه – جلسه بیست و چهارم – مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – دسته دوم: 4. امانت الهی – بررسی ذاتی بودن کرامت امانت الهی – نتیجه

جلسه ۲۴ – PDF جلسه بیست و چهارم  مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – دسته دوم: ۴. امانت الهی – بررسی ذاتی بودن کرامت امانت الهی – نتیجه  ۱۴۰۳/۱۰/۳۰   خلاصه جلسه گذشته در مورد امانت الهی عرض کردیم برخی معتقدند این یک تکریم از ناحیه خداوند تبارک و تعالی به انسان است، و همه انسان‌ها فارغ از عقیده و رنگ و نژاد و جغرافیای سکونت آنها، مشمول این تکریم واقع شده‌اند؛ آنها معتقدند ما امانت را به هر معنایی بدانیم، براساس شواهدی که در خود آیه وجود دارد، انسان از این کرامت ذاتی بهره‌مند شده است. عرض کردیم این باید بررسی شود و ببینیم آیا واقعاً امانت الهی به

قواعد فقهیه – جلسه بیست و سوم – مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – دسته دوم: 4. امانت الهی – تقریب ذاتی بودن این کرامت و شواهد آن – بررسی ذاتی بودن این کرامت – احتمالات در معنای امانت

جلسه ۲۳ – PDF جلسه بیست و سوم  مقام اول: بررسی وجود و عدم کرامت ذاتی در انسان – مبانی کرامت ذاتی انسان – دسته دوم: ۴. امانت الهی – تقریب ذاتی بودن این کرامت و شواهد آن – بررسی ذاتی بودن این کرامت – احتمالات در معنای امانت ۱۴۰۳/۱۰/۲۹   خلاصه جلسه گذشته از اموری که به عنوان مبنا برای کرامت ذاتی انسان ذکر شده یا ممکن است ذکر شود، تا اینجا چند مورد را دسته اول ذکر کردیم و از دسته دوم هم به چند امر پرداختیم. ۴. امانت الهی یکی دیگر از مواردی که به عنوان مبنا برای کرامت ذاتی انسان ذکر شده، امانت الهی است. بر طبق قرآن، خداوند متعال امانتی را بر انسان عرضه کرد

شرح رساله حقوق – جلسه صد و بیست و سوم – ۴. ترساندن خویش از نافرمانی

جلسه ۱۲۳ – PDF جلسه صد و بیست و سوم  ۴. ترساندن خویش از نافرمانی ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ شرح رساله حقوق تا اینجا گفتیم امام سجاد(ع) می‎فرمایند حق فرج این است که انسان مراقب باشد آن را در مسیر حرام قرار ندهد. برای این منظور نیز استعانت از چند امر را توصیه می‎کنند: ۱. غض البصر؛ ۲. کثره ذکر الموت؛ ۳. التهدد لنفسک بالله. ۴. ترساندن خویش از نافرمانی اینجا در ادامه می‎فرماید «و التخویف لها به» از یک جهت این می‎تواند ادامه آن امر سوم باشد. زیرا الفاظی مثل تهدید و تخویف و ارعاب و انذار اینها مرادف با هم هستند، ابتدا فرمود «و التهدد لنفسک بالله»، تهدید خویشتن به خداوند که گفتیم منظور تهدید خویشتن به کیفر الهی است، به

شرح رساله حقوق – جلسه صد و بیست و سوم – 4. ترساندن خویش از نافرمانی

جلسه ۱۲۳ – PDF جلسه صد و بیست و سوم  ۴. ترساندن خویش از نافرمانی ۱۴۰۳/۱۰/۱۹ تا اینجا گفتیم امام سجاد(ع) می‎فرمایند حق فرج این است که انسان مراقب باشد آن را در مسیر حرام قرار ندهد. برای این منظور نیز استعانت از چند امر را توصیه می‎کنند: ۱. غض البصر؛ ۲. کثره ذکر الموت؛ ۳. التهدد لنفسک بالله. ۴. ترساندن خویش از نافرمانی اینجا در ادامه می‎فرماید «و التخویف لها به» از یک جهت این می‎تواند ادامه آن امر سوم باشد. زیرا الفاظی مثل تهدید و تخویف و ارعاب و انذار اینها مرادف با هم هستند، ابتدا فرمود «و التهدد لنفسک بالله»، تهدید خویشتن به خداوند که گفتیم منظور تهدید خویشتن به کیفر الهی است، به مجازات و عقوبت