دروس

جلسه هشتم-آیه 25_ بشارت سوم و چهارم

جلسه ۸ – PDF جلسه هشتم آیه 25_ بشارت سوم و چهارم ۱۳۹۷/۰۷/۲۹ در آیه ۲۵ خداوند متعال پنج بشارت به اهل ایمان و عمل صالح داده است، در مورد بشارت اول و دوم مطالبی راعرض کردیم. بشارت سوم«وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا» قبلاً اشاره کردیم برخی این جمله را با قسمت قبلی «کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا» یکی دانستند و گفتند: مجموع این دو عبارت یک معنا را دلالت می‌کند، ولی ما عرض کردیم ظاهر آن این است که این یک بشارت دیگری است و جمله مستقل و معنای دیگر دارد، که در حقیقت تکمیل بشارت دوم و بیان یک نعمت و مژده دیگر است، در کُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا»، خداوند متعال فرمود: یکی از چیزهایی که در

جلسه هفتم-آیه۲۵- متعلق بشارت(بشارت دوم- تجسم اعمال و اخلاق و عقاید)

جلسه ۷ – PDF جلسه هفتم آیه۲۵- متعلق بشارت(بشارت دوم- تجسم اعمال و اخلاق و عقاید) ۱۳۹۷/۰۷/۲۸ خلاصه جلسه قبل بحث در این بود که متعلَّق بشارت خداوند در این آیه چیست. عرض کردیم خداوند در این آیه چند بشارت داده اند، پنج بشارت حدوداً مطرح شده است. بشارت اول به جناتی است که «تجری من تحتهاالأنهار». بشارت دوم اینکه رزق و روزی و ثمرات و میوه‌هایی که در بهشت به این‌ها داده می‌شود، این‌ها می‌گویند: «قالوا هذا الذی رزقنا من قبل»، در مورد معنای «من قبل» گفتیم که چند احتمال وجود دارد که دو احتمال را ذکر کردیم و عرض کردیم که این دو احتمال نمی‌تواند منظور باشد. احتمال سوم در معنای«من قبل» احتمال سوم که قابل قبول می‌باشد

جلسه ششم-آیه25_ دو توجیه برای ملکیت جنت_ تفسیر آیه« كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا … وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا»

جلسه ۶ – PDF جلسه ششم آیه25_ دو توجیه برای ملکیت جنت_ تفسیر آیه« كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا … وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا» ۱۳۹۷/۰۷/۲۳ خلاصه جلسه قبل در تفسیر آیه بیست و پنجم عرض کردیم بشارت به چه معناست و مبشِّرین و مبشَّرین چه کسانی هستند. در این آیه به خصوص «الذین آمنوا و عملوا الصالحات» کسانی هستند که بشارت به آن‌ها داده شده و البته این عنوان جامع سایر عناوینی است که بشارت به آن‌ها داده شده است. یعنی در واقع حکایت می‌کند از حسن فعلی و فاعلی و اینکه برای شمول بشارت هم باید حسن فعلی باشد و هم حسن فاعلی. متعلق بشارت اما اینکه به چیزی بشارت داده شده، یعنی متعلَّق آن خبری که بشارت نامیده

جلسه پنجم-مبشَّرین و مبشِّرین_ لزوم حسن فعلی و فاعلی برای بهره‌مندی از بهشت

جلسه ۵ – PDF جلسه پنجم مبشَّرین و مبشِّرین_ لزوم حسن فعلی و فاعلی برای بهره‌مندی از بهشت ۱۳۹۷/۰۷/۲۲ خلاصه جلسه قبل عرض کردیم یکی از موضوعاتی  که در آیه ۲۵ مورد اشاره قرار گرفته، بشارتی است که به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است. به همین مناسبت مطالبی درمورد بشارت های قرآنی مورد تعرض واقع شد. گفتیم فلسفه انذار و تبشیر چیست و به چه دلیل در قرآن انذار و تبشیر واقع میشود و وجه اغلب بودن آیات انذار نسبت به آیات تبشیر چیست. بعلاوه گفتیم که مسأله بشارت و متعلق بشارت گاهی صرفاً امور دنیوی است مثل بشارت به فرزند در مورد بعضی از انبیاء، بشارت به اسحاق و نبوت او و اینکه از صالحین است،

جلسه چهارم-آیه 25_ فلسفه انذار و تبشیر_ متعلق بشارت‌ها در قرآن

جلسه ۴ – PDF جلسه چهارم آیه 25_ فلسفه انذار و تبشیر_ متعلق بشارت‌ها در قرآن ۱۳۹۷/۰۷/۲۱ خلاصه جلسه قبل درآیه ۲۵ بعد از بیان معنای مفردات آیه، نوبت رسید به معنای کلی و اجمالی آیه. عرض کردیم معنای اجمالی آیه این است که خداوند در این آیه در واقع به یک بخشی از مسأله معاد اشاره می‌کند و بعد از بیان اصل توحید و نبوّت و اعجاز قرآن که به نوعی به نبوّت مربوط می‌شود به معاد پرداخته است و از آنجا که معاد جلوه قهر و مهر الهی است، یعنی هم غضب و هم رحمت الهی در آنجا متجلّی است، لذا در آیه ۲۴ و ۲۵ انذار به آتش و تبشیر به بهشت می‌دهد. پس آیه ۲۵ در

جلسه سوم-آیه25_ مفردات_ معنای کلی آیه _ بشارت‌های چهارگانه

جلسه ۳ – PDF جلسه سوم آیه25_ مفردات_ معنای کلی آیه _ بشارت‌های چهارگانه ۱۳۹۷/۰۷/۱۶ خلاصه جلسه قبل برخی از مفردات آیه بیست و پنجم را شرح دادیم، برخی دیگر از مفردات باقی مانده و بعد از بیان این ها انشاءالله به تفسیر آیه و نکاتی که در این آیه باید بیان شود می‌پردازیم. تا اینجا درباره «بشّر، الذین آمنوا، عملوا الصالحات، «لام» لهم، جنّات، تجری و أنهار» مطالبی را عرض کردیم. یعنی حدود هفت کلمه یا عبارت از کلمات و عبارات این آیه توضیح داده شد. در ادامه فرموده:«کلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍرِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ». مفردات ادامه آیه بیان خاصی ندارد؛  ثمره: معنایش معلوم است و به معنای نتیجه، میوه و حاصل است. ثمره هم

جلسه دوم-آیه25_ مفردات_ اصطلاحات قرآنی بهشت

جلسه ۲ – PDF جلسه دوم آیه25_ مفردات_ اصطلاحات قرآنی بهشت ۱۳۹۷/۰۷/۱۵ اصطلاحات قرآنی بهشت عرض کردیم در مورد مفردات آیه بیست و پنج که جنّت یا جنّات به چه معناست و درباره معانی مختلف آن در لغت و تناسبی که معنای لغوی و اصطلاحی در اکثر این موارد دارد را توضیح دادیم. اما درباره جنّت یک توضیح اجمالی عرض می‌کنم و الا اگر بخواهیم در مورد موضوع بهشت اینجا سخن بگوییم؛ بحث مبسوطی است. یکی از موضوعاتی که در قرآن درباره آن چیزی حدود دویست آیه نازل شده همین موضوع بهشت است و جهنم که در مقابل بهشت است آن هم آیات زیادی در قرآن دارد. موضوعات مختلفی درباره بهشت و جهنم قابل بررسی است، مثلا از مشترکاتی که

جلسه اول-آیه25_ ارتباط آیه با قبل_ مفردات

جلسه ۱ – PDF جلسه اول آیه25_ ارتباط آیه با قبل_ مفردات ۱۳۹۷/۰۷/۱۴ ارتباط آیه ۲۵ با آیات قبل در سال گذشته آیات اول تا بیست و چهارم سوره بقره را در این جلسه مورد بررسی قرار دادیم، الان از آیه بیست و پنجم باید شروع کنیم. اما قبل از اینکه آیه بیست و پنجم را شروع کنیم برای اینکه ارتباط این آیه با آیات قبلی و سیر بحث در ابتدای قرآن معلوم شود اشاره مختصری به مجموعه آیاتی که تا اینجا از اول مورد بررسی قرار گرفته می‌کنیم. به طور کلی در آیات ابتدایی خداوند متعال به بیان اصناف سه گانه مردم پرداخت، فرمودند: مردم برسه دسته اند: ۱.متقین ۲. کفار ۳. منافقین. برای هریک از این اصناف سه‌گانه

جلسه صد و نهم-بررسی عناوین ثانویه

جلسه ۱۰۹ – PDF جلسه صد و نهم بررسی عناوین ثانویه ۱۳۸۹/۰۳/۰۵ تنبیه سابقاً در مورد محدوده عناوین ثانویه بحث کردیم و گفتیم برخی این عناوین را به چهارده عنوان رسانده­اند و از جمله نذر، شرط، عهد و قسم بود در اینکه اینها از عناوین ثانویه محسوب می­شوند و اطلاق عنوان ثانوی به اینها می­شود بحثی نیست اصلاً عنوان ثانوی معنایش این است که یک عنوان جدیدی برای فعل مکلف پیدا شود. بحث در این است که اگر این عناوین ثانویه مثل عهد، نذر، قسم و شرط به چیزی متعلِّق شد آیا موجب تغییر حکم می­شود یا خیر؟ آیا نماز شب که فی نفسه استحباب دارد با تعلق عنوان نذر واجب می­شود یا نه؟ یا اگر یک عمل مستحبی به

جلسه صد و هشتم – نسبت احکام اولیه با احکام ثانویه

جلسه ۱۰۸- PDF جلسه صد و هشتم  نسبت احکام اولیه با احکام ثانویه ۱۳۸۹/۰۳/۰۴ بحث در باب نسبت بین ادله احکام اولیه و ادله احکام ثانویه بود عرض شد که در این بحث اجمالاً پنج قول وجود دارد که توضیح آن گذشت، توفیق عرفی، حکومت، تخصیص، تعارض و تزاحم بود. نکته­ای درباره جمع عرفی جمع عرفی دو اطلاق دارد یکی اطلاق خاص و دیگری عام. در اطلاق خاص منظور از توفیق عرفی نحوه­ خاصی از جمع عرفی بین دو دلیلی است که به نظر بدوی متعارض می باشند این اطلاق در مقابل حکومت و ورود و تخصیص و امثال اینها است، این اطلاق در عرض حکومت و در مقابل حکومت است، اطلاق دوم توفیق عرفی برای مطلق جمع دلالی بین

جلسه صد و هفتم-نسبت احکام اولیه با ثانویه

جلسه ۱۰۷ – PDF جلسه صد و هفتم نسبت احکام اولیه با ثانویه ۱۳۸۹/۰۳/۰۳  تصویر عروض عناوین ثانویه در احکام تکلیفیه و وضعیه بطور کلّی ما گفتیم عناوین ثانویه هم می­توانند بر احکام تکلیفی عارض شوند و هم بر احکام وضعی، یعنی آنچه که معروض عناوین ثانویه قرار می­گیرد تاره حکم تکلیفی و اخری حکم وضعی می­باشد. تصویر عروض عناوین ثانویه بر احکام تکلیفیه روشن است ما می­توانیم بگوییم وجوب یا حرمت یا کراهت به عنوان اولی یا به عنوان ثانوی مثلاً تصویر وجوبی که ناشی از اضطرار است یا ضرری که بر وجوب عارض می­شود از نظر تصور، مشکلی ندارد و مانعی برای این مسئله نیست. امّا در مورد احکام وضعیه تصویر عروض عناوین ثانویه نیاز به توضیح دارد،

جلسه صد و ششم-حکم اولی و ثانوی

جلسه ۱۰۶ – PDF جلسه صد و ششم حکم اولی و ثانوی ۱۳۸۹/۰۳/۰۲ خلاصه بحث گذشته نتیجه بحث گذشته این شد که برای بررسی صحت و عدم صحت تقسیم حکم به اولی و ثانوی ما ابتدائاً باید مسئله تعدد اوامر را مورد بررسی قرار بدهیم چون پذیرش مسئله حکم اولی و ثانوی فرع پذیرش تعدد اوامر است و با رد تعدد در اوامر، تقسیم حکم به اولی و ثانوی هم به عنوان دو حکم مستقل مردود است و عرض کردیم عمده دلیل ما در رد تعدد اوامر، ظواهر ادله و آیات و روایات است، هنگام رجوع به ادله ملاحظه می­کنیم که برای یک تکلیف خطابات و اوامر متعدده و مستقله نداریم آنچه که هست بیان کیفیت امتثال امر واحد در

جلسه صد و پنجم-حکم اولی وثانوی

جلسه ۱۰۵ – PDF جلسه صد و پنجم حکم اولی وثانوی ۱۳۸۹/۰۳/۰۱ تحقیق در تقسیم حکم به اولی و ثانوی بحث در صحت تقسیم حکم واقعی به اولی و ثانوی بود و اینکه آیا ما حکمی به نام حکم ثانوی داریم؟ تحقیق در این تقسیم بندی چیست؟ مقدمه برای روشن شدن حق در مسئله ما باید به یک مسئله مبنایی که در باب اوامر وجود دارد، بپردازیم و آن مسئله تعدّد اوامر و تعدّد خطابات است. برخی از بزرگان از جمله مرحوم آخوند خراسانی از کلمات ­ شان استفاده می شود که اوامر بطور کلی بر سه قسم هستند: امر واقعی اولی، امر واقعی ثانوی و امر ظاهری. امر واقعی اولی مانند صلّ مع الوضوء و امر واقعی ثانوی مانند

جلسه صد و چهارم-حکم اولی و ثانوی

جلسه ۱۰۴ – PDF جلسه صد و چهارم حکم اولی و ثانوی ۱۳۸۹/۰۲/۲۲ جایگاه این بحث در علم اصول بحث در تقسیم حکم شرعی به اولی و ثانوی بود. تعریف حکم اولی و ثانوی را بیان کردیم ، این بحث در مواضع مختلفی از علم اصول مطرح است: از جمله در بحث اجزاء، در بحث تمسک به عام در شبهات مفهومیه و مصداقیه یا در بحث تعادل و تراجیح، آنجایی که موارد جمع عرفی را ذکر می­کنند که نسبت ادله احکام اولیه را با ادله احکام ثانویه بررسی می­کنند و همچنین در قاعده لا ضرر که بخشی از قاعده لاضرر در علم اصول مطرح می شود که در کفایه نیز آمده است. غیر از این مواضع خاص که مشخصاً به

جلسه صد و سوم-حکم اولی و ثانوی

جلسه ۱۰۳ – PDF جلسه صد و سوم حکم اولی و ثانوی ۱۳۸۹/۰۲/۲۱ ثانیاً بحث ما در تقسیم حکم شرعی به اولی و ثانوی بود. یک مسئله در این رابطه این است که مقسم در این تقسیم آیا منحصراً حکم تکلیفی است یا شامل حکم وضعی هم می­شود؟ یعنی حکم شرعی تکلیفی تقسیم می­شود به اولی و ثانوی یا حکم وضعی هم داخل در محدوده مقسم هست؟ البته این مسئله مفروغ عنه است که مقسم این تقسیم حکم واقعی است، در مباحث گذشته گفتیم تقسیم حکم به حکم واقعی و ظاهری هم در احکام تکلیفیه است و هم در احکام وضعیه اما آیا تقسیم حکم واقعی به اولی و ثانوی شامل احکام وضعیه هم هست یا خیر؟ به نظر بدوی

جلسه صد و دوم-ثمره نزاع در وجود حکم ظاهری

جلسه ۱۰۲ – PDF جلسه صد و دوم ثمره نزاع در وجود حکم ظاهری ۱۳۸۹/۰۲/۲۰ تتمه نتیجه بحث در مورد مجزی بودن یا نبودن عمل به مؤدای امارت و اصول عملیه این شد که در فرض اتیان به مؤدای طرق و امارات قائل به عدم اجزاء شدیم و در فرض اتیان به مؤدای اصول عملیه قائل به اجزاء؛ و باید به عنوان تتمه به این نکته اشاره شود که این مسئله عدم اجزاء در مورد امارات و اجزاء در مورد اصول عملیه به حسب قاعده است و معنایش این است که اگر در هر دو مورد دلیل خاصی بر خلاف قاعده اقامه شد، هیچ منعی ندارد که ما به مقتضای آن دلیل خاص ملتزم شویم مثلا دلیل خاصی در موردی

جلسه صد و یکم-اجزاء حکم ظاهری

جلسه ۱۰۱ – PDF جلسه صد و یکم اجزاء حکم ظاهری ۱۳۸۹/۰۲/۱۹  خلاصه بحث گذشته بحث راجع به اجزاء نسبت به اصول عملیه بود. در مورد امارات طبق مبنای مختار اتیان به مؤدای امارات مقتضی عدم اجزاء است، اما در اصول عملیه اگر کسی به مؤدای اصل عملی اتیان کند و بعد کشف خلاف شود، این مقتضی اجزاء است. گفته شد که اصول عملیه طریق به واقع نیستند و علت تشریع اصول عملیه دفع دو محذور حرج و ضرر و مسئله خروج از التزام به دین است. آنچه که در اصول عملیه جعل شده صرفاً وظایف عملیه برای مکلفین در ظرف شک است و اگر کسی بر طبق اصل عملی رفتار کرد و سپس کشف خلاف شد، قاعدتاً این مجزی

جلسه صد-اجزاء حکم ظاهری

جلسه ۱۰۰ – PDF جلسه صد اجزاء حکم ظاهری ۱۳۸۹/۰۲/۱۵ بحث در اجزاء امر ظاهری از ماموربه به امر واقعی بود، اگر کسی بر طبق مؤدای اماره عمل کرد و بعد کشف خلاف شد آیا لازم است در داخل وقت اعاده و در خارج وقت قضا کند؟ یا اگر بر طبق مؤدای اصول عملیه عمل کند آیا مجزی است؟ بیان کردیم سه قول در این بحث وجود دارد، برای روشن شدن تفصیلاتی که در این مسأله وجود دارد اشاره شد که صور و شقوقی در این مسأله قابل تصویر است که تفصیل آن در جلسه گذشته بیان شد. خلاصه اقوال در مسأله قول مرحوم آخوند مرحوم آخوند خراسانی در موارد اصول عملیه جاری در موضوعات تکلیف یا متعلق تکلیف، قائل

جلسه نود و نهم – ملازمه بین اجزاء و تصویب

جلسه ۹۹ – PDF جلسه نود و نهم  ملازمه بین اجزاء و تصویب ۱۳۸۹/۰۲/۱۴ بحث در بیان ملازمه بین اجزاء و تصویب بود، عرض شد که بنابر مبنای مرحوم آخوند ملازمه ای بین اجزاء و تصویب نیست، اما بعضی ها [۱] فرموده­اند که التزام به مبنای محقق نائینی به ملازمۀ بین قول به اجزاء و تصویب می­ انجامد. مرحوم نائینی می­فرماید حکم واقعی در موارد طرق و امارات فعلی است، نه انشایی، بر خلاف مرحوم آخوند که می­فرمودند حکم واقعی در موارد طرق و امارات انشائی است. آیا این سخن لازمه­اش قبول ملازمه است یا خیر؟ ایشان حکم فعلی را همان حکم واقعی و مشترک بین عالم و جاهل می دانند، اگر این سخن را بگوییم و از طرفی بگوییم کسی

جلسه نود و هشتم تنبیهات حکم واقعی و ظاهری

جلسه ۹۸ – PDF جلسه نود و هشتم تنبیهات حکم واقعی و ظاهری ۱۳۸۹/۰۲/۱۳ خلاصه بحث گذشته بحث در تنبيه چهارم بود. بحث اين تنبيه مربوط به ملازمۀ اجزاء و تصويب است. قبل از اينکه به بيان اصل مطلب بپردازيم در جلسۀ گذشته دو نکته را عرض کرديم، يکي اينکه بحث ملازمۀ بين اجزاء و تصويب در فرض قول به اجزاء مطرح است اما اگر ما قائل به عدم اجزاء باشيم ديگر جاي اين بحث نيست و مبناي مختار ما در باب امارات عدم اجزاء است در باب اصول عمليه را هم اشاره خواهيم کرد. مطلب دوم هم اين بود که موضوع بحث اجزاء در جايي است که يک حکم ظاهري ثابت باشد، اما اگر حکم ظاهري ثبوتي نداشته باشد