مرحوم آقای خویی

خارج فقه – جلسه چهل و نهم – مسئله ۲ – ۳. بررسی ولایت پدر نسبت به بالغه رشیده باکره – راه‌های جمع بین روایات – بررسی راه سوم (قول پنجم) – اشکال اول

جلسه ۴۹ – PDF جلسه چهل و نهم مسئله ۲ – ۳. بررسی ولایت پدر نسبت به بالغه رشیده باکره – راه‌های جمع بین روایات – بررسی راه سوم (قول پنجم) – اشکال اول ۱۴۰۳/۱۱/۲۹ خلاصه جلسه گذشته عرض کردیم مرحوم آقای خویی در جمع بین روایات مربوط به نکاح باکره رشیده، یک راهی را طی کرده‌ و نهایتاً قائل به تشریک شده‌اند؛ یعنی هم اذن دختر و رضایت او لازم است و هم اذن و رضایت پدر. کلام ایشان را به نحو مبسوط ذکر کردیم؛ محصل کلام ایشان این شد که سه طایفه بر استقلال پدر و اختیارداری او در امر نکاح باکره رشیده دلالت دارد. در مقابل، چهار روایت بر استقلال دختر یا لزوم استیذان از دختر دلالت

خارج فقه – جلسه چهل و هشتم – مسئله ۲ – ۳. بررسی ولایت پدر نسبت به بالغه رشیده باکره – راه‌های جمع بین روایات – راه سوم (قول پنجم) – بررسی راه سوم (قول پنجم)

جلسه ۴۸ – PDF جلسه چهل و هشتم مسئله ۲ – ۳. بررسی ولایت پدر نسبت به بالغه رشیده باکره – راه‌های جمع بین روایات – راه سوم (قول پنجم) – بررسی راه سوم (قول پنجم) ۱۴۰۳/۱۱/۲۹ خلاصه جلسه گذشته بحث در طرق جمع بین روایات متعارضه در باب نکاح باکره رشیده بود. عرض کردیم دو طایفه روایت در این رابطه وجود دارد؛ یک طایفه دلالت بر لزوم اذن و رضایت پدر دارد و یک طایفه دلالت بر استقلال دختر در امر نکاح و عدم لزوم استیذان. راه‌هایی برای جمع بین روایات ذکر شده است. راه سوم (قول پنجم) که قول به تشریک است، بخشی از آن در جلسه گذشته بیان شد؛ اینکه چگونه بین این روایات باید جمع کرد.

خارج فقه – جلسه چهل و هفتم – مسئله ۲ – ۳. بررسی ولایت پدر نسبت به بالغه رشیده باکره – راه‌های جمع بین روایات – راه سوم (قول پنجم)

جلسه ۴۷ – PDF جلسه چهل و هفتم  مسئله ۲ – ۳. بررسی ولایت پدر نسبت به بالغه رشیده باکره – راه‌های جمع بین روایات – راه سوم (قول پنجم) ۱۴۰۳/۱۱/۲۷   خلاصه جلسه گذشته بحث در راه‌های جمع بین روایات مربوط به نکاح باکره رشیده بود که آیا نیازمند اذن و اجازه پدر است یا دختر خودش می‌تواند در این امر تصمیم بگیرد و استقلال دارد. ما دو قول، یعنی قول به استقلال دختر و قول به استقلال پدر در امر نکاح باکره رشیده را به همراه ادله آنها ذکر کردیم؛ عمده دلیل هر یک از این دو دیدگاه، روایات بود. عرض کردیم ما با دو طایفه از روایات مواجه هستیم که بر استقلال باکره رشیده در امر نکاح

خارج فقه – جلسه هفتم – مسئله ۲ – ۲. بررسی ولایت پدر بر بالغه رشیده ثیبه – معنای ثیبه و باکره- کلام محقق خویی – بررسی دلیل دوم – بررسی دلیل سوم – نظر برگزیده – شواهد نظر برگزیده

جلسه ۷ – PDF جلسه هفتم مسئله ۲ – ۲. بررسی ولایت پدر بر بالغه رشیده ثیبه – معنای ثیبه و باکره- کلام محقق خویی – بررسی دلیل دوم – بررسی دلیل سوم – نظر برگزیده – شواهد نظر برگزیده ۱۴۰۳/۰۷/۱۵ خلاصه جلسه گذشته بحث در معنای ثیب بود؛ عرض کردیم ادعا شده مرحوم آقای خویی سه دلیل ذکر کرده‌اند برای اینکه ثیب به معنای زنی است که مدخوله باشد، اعم از اینکه دخول به سبب نکاح باشد یا غیر آن. دلیل اول ایشان تمسک به لغت و عرف بود مورد بررسی قرار گرفت و معلوم شد این ادعا ناتمام است. بررسی دلیل دوم دلیل دوم ایشان، استناد به دو آیه از آیات قرآن است که یکی در مقام تفسیر

خارج فقه – جلسه پنجم – مسئله ۲ – ۲. بررسی ولایت پدر بر بالغه رشیده ثیبه – معنای ثیبه و باکره- کلام محقق خویی – دلیل اول، دوم و سوم – بررسی دلیل اول  

جلسه ۵ – PDF جلسه پنجم مسئله ۲ – ۲. بررسی ولایت پدر بر بالغه رشیده ثیبه – معنای ثیبه و باکره- کلام محقق خویی – دلیل اول، دوم و سوم – بررسی دلیل اول   ۱۴۰۳/۰۷/۰۷   خلاصه جلسه گذشته بحث درباره معنای ثیب و باکره بود؛ ما اقوال لغویین و انظار فقها را در این رابطه مطرح کردیم. معلوم شد همه این اقوال و انظار در چهار دسته قابل گنجاندن است؛ هم آنچه که در کتاب‌های لغت بیان شده و هم آنچه در کتب فقهی مطرح شده است. این چهار دسته عبارتند از: ۱.ثیب یا ثیبه به کسی می‌گویند که پرده بکارت در او زائل شده به هر دلیلی، چه ارادی و چه غیر ارادی، چه به دخول و

خارج فقه – جلسه هفتادم – اولیاء عقد – مسئله ۱ – ولایت پدر و جد بر گروه‌های سه‌گانه – ۲. مجنون و مجنونه – ادله ولایت – دلیل سوم: روایات – دسته اول – روایت دوم و بررسی آن – روایت سوم و بررسی آن            

جلسه ۷۰ – PDF جلسه هفتادم  اولیاء عقد – مسئله ۱ – ولایت پدر و جد بر گروه‌های سه‌گانه – ۲. مجنون و مجنونه – ادله ولایت – دلیل سوم: روایات – دسته اول – روایت دوم و بررسی آن – روایت سوم و بررسی آن         ۱۴۰۳/۰۲/۲۴               خلاصه جلسه گذشته بحث در مورد کسانی بود که پدر و جد نسبت به آنها ولایت در امر نکاح دارند؛ دسته دوم، مجانین هستند، یعنی کسانی که گرفتار جنون شده‌اند؛ اعم از اینکه جنون آنها متصل به زمان بلوغ باشد یا منفصل از زمان بلوغ باشد. ادله‌ای بر ولایت پدر و جد نسبت به این گروه ذکر شده است. دلیل اول اجماع بود که