مهمترین وظیفه سربازان امام زمان(عج)

امام زمان(ع) در ضمن یک توقیع می‌فرمایند: «والحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا ، ونحن صنائع ربنا ، والخلق بعد صنائعنا» می‌فرماید: «الحق معنا»؛ حق با ماست. ما حق هستیم. با قاطعیت می‌فرماید: «الحق معنا». و چون چنین است، «فلن یوحشنا من قعد عنا»؛ این که عده‌ای از ما کناره‌گیری می‌کنند، از ما دور می‌شوند و همراهی نمی‌نمایند، هرگز موجب وحشت ما نخواهد شد. این سخن درس‌های بسیاری دارد.
«الحق معنا، فلن یوحشنا من قعد عنا»؛ پس ما چرا به وحشت بیفتیم؟ برای چه وحشت داشته باشیم؟ اقبال و تکریم و … شلوغی دور و بر آدم معیار حق است؟ این که حالا عده‌ای یا جمع زیادی با ما نیستند و همراه ما نمی‌باشند، این موجب وحشت نمی‌شود. وحشت واقعی آن است که انسان از حق فاصله گیرد؛ اما اگر بر صراط حق باشد، از چه چیزی باید وحشت کند؟
«و نحن صنائع ربنا»؛ ما دست‌پرورده‌های پروردگارمان هستیم. انسان‌های برگزیده‌ای که خداوند آنان را تربیت کرده است.
از امام صادق (علیه السلام) منقول است که: «إنَّ اللهَ أَدَّبَ نَبِيَّنا…»؛ خداوند پیامبر ما را نیکو ادب کرد. «فَلَمَّا أَکْمَلَ له الأَدَبَ»؛ پس هنگامی که ادب و تربیت و پرورش پیامبر را کامل نمود، فرمود: «إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ»؛ پس از تربیت الهی، آن حضرت به این مقام خلق عظیم نائل آمد. آنگاه فرمود که حال که چنین شد، امر دین و بندگان را به او تفویض نمود. یعنی او را رهبر و امام و پیشوا قرار داد تا تدبیر بندگان را به عهده گیرد. ائمه هدی (علیهم السلام) صنایع پروردگارند؛ دست‌پرورده‌های خداوند هستند تا عباد و بندگان خدا را تربیت نمایند.
لذا گویا می‎فرماید؛ و خلق پس از آن، دست‌پرورده‌های اولیای ما هستند. یعنی در مرتبه بعد، مردم نیز دست‌پرورده‌های ما می‌باشند. خداوند ما را ادب و تربیت و پرورش داد، و ما نیز باید مردم را به نیکویی تربیت کنیم. به عبارت دیگر، تربیت مردم، مهم‌ترین وظیفه انبیا و اولیا و ائمه معصومین (علیهم السلام) است. آنان «صنائع الائمه» هستند. نه به این معنا که خدای ناکرده آنان خالق مردم باشند؛ مردم مصنوع و مخلوق ائمه نیستند. بلکه شخصیت مردم مخلوق ائمه است. شخصیت مردم، نتیجه تربیت و هدایت و راهنمایی ائمه است.
این را امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌فرماید. می‌فرماید: «الحق معنا»؛ حق با ماست. و هیچ وحشتی نداریم از اینکه کسانی از ما کناره‌گیری می‌کنند. این یک اصل و اساس است. همین یک جمله کوتاه که چند محور و نکته کلیدی برای ما دارد.
البته ما نباید بپنداریم که حق مطلق هستیم؛ نه، نباید چنین بیندیشیم که بگوییم هرچه ما می‌گوییم حق است و همه بر خلاف آن، باطل می‌گویند. آن مسیر کلیِ مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است که حق است.
انسان باید حق‌مدار باشد. باید بر حق استقامت ورزد. ترس و وحشت از دور شدن و کناره‌گیری دیگران و … نباید وجود داشته باشد. باید بر حق استوار و محکم بود و بر آن پافشاری کرد.
اگر بخواهیم گامی برای امام زمان (عج) برداریم که رضایت او را در پی داشته باشد، نخست باید خود را صنائع الائمه قرار دهیم. ما تا چه حد می‌توانیم بگوییم شخصیت ما مصنوع ائمه است؟ این را بسنجیم، تا چه اندازه مصنوع ائمه است؟ تا چه حد ساخته شده ائمه است؟ این هنگامی روشن می‌شود که آدم خود را با ترازی آنان بسنجد. پس از آن، باید ببینیم تا چه حد می‌توانیم مردم را مصنوع ائمه قرار دهیم؟ این رسالت مهمی است که ما اکنون به عنوان مدعیان سربازی امام زمان (عج) باید دنبال کنیم.
امام زمان (عج) اکنون چگونه می‌خواهد مردم را هدایت کند؟ نفع ایشان برای مردم، مانند نفع خورشید پشت ابر است. اما یکی از اسباب و طرق آن، همین افرادی هستند که به عنوان سرباز آن حضرت شناخته می‌شوند. بهترین، مؤثرترین و مهم‌ترین کاری که بر عهده ماست و می‌تواند رضایت آن حضرت را در پی داشته باشد، این است که نخست، خود را چنان تربیت کنیم که بتوانیم بگوییم ما مصنوع و تربیت‌شده آنان هستیم، و سپس مردم را در این مسیر تربیت کنیم.