خارج فقه – جلسه سی و یکم – احکام عقد – مسأله 10 – اعتبار تنجیز در عقد – صور مهم مسأله  

بازدیدها: 9

جلسه 31 – PDF

جلسه سی و یکم 

احکام عقد – مسأله 10 – اعتبار تنجیز در عقد – صور مهم مسأله  

1401/10/12

خلاصه جلسه گذشته

بحث در مسأله دهم درباره اشتراط تنجیز بود، اینکه عقد اگر بخواهد صحیح واقع شود، حتماً باید منجز باشد و تعلیق در عقد مبطل است. لکن عرض کردیم از آنجا که تعلیق دارای اقسامی است، صور مختلفی قابل تصویر است و چون بین این صور از جهاتی تفاوت‌هایی وجود دارد، بهتر آن است که صور مهمه این بحث را اجمالاً بیان کنیم و ببینیم در کدام یک از این صور مسأله مورد اتفاق است و کجا محل اختلاف.

صور مهم مسأله

براساس اقسامی که برای تعلیق و معلق علیه وجود دارد، حدود 16 صورت را مرحوم شیخ ذکر کرده‌اند که از این 16 صورت، برخی مهم‌تر هستند و بیشتر مورد نیاز می‌باشند.

صورت اول

صورت اول آنجایی است که معلق علیه و شرط یک امر حالی و قطعی الحصول باشد؛ یعنی مربوط به زمان آینده نیست، مربوط به همین زمان است و الان هم حاصل است. مثلاً در روز جمعه که هر دو هم می‌دانند امروز روز جمعه است، می‌گوید إن کان هذا الیوم یوم الجمعة فزوجتک بکذا؛ طرفین می‌دانند الان روز جمعه است، لکن عقد را منوط و معلق می‌کنند به این شرط که الان حاصل است و حصول آن قطعی است.
این فرض ظاهراً محل اختلاف نیست که صحیح است و عقد در آن مشکلی ندارد، همانطور که در متن تحریر هم اشاره شد، «لو علّقه على أمر محقق الحصول كما إذا قال في يوم الجمعة «أنكحت إن كان اليوم يوم الجمعة» لم يبعد الصحة». اشاره کردیم که چرا ایشان گفته‌اند صحت بعید نیست. مرحوم سید هم در مسأله یازدهم بعد از بیان شرطیت تنجیز، فرموده «نعم، لو علقه علی أمر محقق معلوم کأن یقول إن کان هذا یوم الجمعة زوجتک فلانة مع علمه بأنه یوم الجمعة صحت و أما مع عدم علمه فمشکل»، ایشان بین دو صورت علم و عدم علم فرق گذاشته‌اند؛ اگرچه این تفصیل در عبارت تحریر وجود ندارد. آنچه اینجا محل بحث در صورت اول است، این است که شرط یک امر محقق قطعی الحصول است و مربوط به زمان حال است.

صورت دوم

صورت دوم آنجایی است که معلق علیه یک امر حالی ولی مشکوک الحصول باشد، نه قطعی الحصول و آنچه که به عنوان شرط ذکر شده، شرط صحت عقد هم باشد. مثلاً می‌گوید اگر این مال، مالِ من باشد، إن کان هذا لی فقد بعتک ایاه، اگر این مال برای من باشد، من این را به تو می‌فروشم. یا مثلاً کسی نمی‌داند که این دختر اوست، می‌گوید اگر این دختر من باشد، او را به زوجیت تو درمی‌آورم. عقد در اینجا معلق شده بر یک امر حالی ولی مشکوک الحصول؛ معلوم نیست که آیا واقعاً دختر او هست یا نه؛ مشخص نیست که این مال او هست یا نه.
اینجا ظاهر کلمات اصحاب بطلان عقد است، اما در اینکه چرا این عقد باطل است، بحث است و باید اقوال و انظار را ببینیم. یکی از مواردی که به نحو قطعی محل بحث است، همین‌جاست.

صورت سوم

صورت سوم آنجایی است که عقد معلق شود بر یک امری که در آینده تحقق پیدا می‌کند ولی به نحو شرط مقارن اخذ شده باشد، بدین معنا که اگر آن شرط در آینده تحقق پیدا کرد، عقد از همان زمان واقع شود. اینجا تارة این شرط قطعی است، مثلاً می‌گوید اگر ماه آینده ماه رجب باشد، من تو را به زوجیت خودم درآوردم؛ یا از یک ماه دیگر که ماه رجب باشد، أنت زوجتی. پس شرط قطعی الحصول است و مربوط به آینده است، بعداً تحقق پیدا می‌کند، ولی به نحو مقارن اخذ شده؛ یعنی زوجیت از یک ماه دیگر حاصل می‌شود، نه اینکه از الان حاصل شود.

صورت چهارم

صورت چهارم آنجاست که عقد معلق شود بر امری در آینده به نحو شرط مقارن ولی قطعی هم نیست.
اینجا آقایان ادعای بطلان این دو صورت را دارند، اعم از اینکه این شرط قطعی باشد یا نباشد. ادعای اجماع و اتفاق هم بر بطلان این عقد صورت گرفته است؛ اینکه چرا در اینجا عقد باطل است، باید ادله اینها را بحث کنیم. اینها را ذکر می‌کنم تا محل نزاع تبیین شود که نزاع در چه صورت است؛ هم دلیل عقلی و هم دلیل نقلی اقامه کرده‌اند.
تا اینجا چهار صورت می‌شود؛ یعنی شرط مقارن به نحو قطعی الحصول یا مشکوک الحصول؛ یعنی معلق علیه یا شرط یک امر استقبالی باشد به نحو قطعی الحصول، یا امر استقبالی باشد به نحو مشکوک الحصول.

صورت پنجم

گاهی معلق علیه یک امر استقبالی و مشکوک الحصول است، لکن به نحو شرط متأخر اخذ شده است؛ به این معنا که اگر آن شرط در آینده تحقق پیدا کرد، از الان این زوجیت محقق شده باشد. مثلاً می‌گوید اگر من در فلان مسأله موفق شوم، تو زوجه من باش؛ وقتی می‌گوییم به نحو شرط متأخر، معنایش این است که از همین الان زوجه من باش. شرط بعداً تحقق پیدا می‌کند ولی زوجیت از زمان عقد حاصل شود. پس امر استقبالی و مشکوک الحصول به نحو شرط متأخر اخذ شود.
این صورت را هم گفته‌اند مسلماً باطل است و ادعای اتفاق بر آن شده که دلیل آن را باید ببینیم.

صورت ششم

گاهی معلق علیه و شرط یک امر مربوط به آینده و مستقبل و در عین حال قطعی الحصول باشد، ولی به نحو شرط متأخر اخذ شود. مثلاً می‌گوید إن کان غداً یوم الجمعة فزوجتک بکذا و معلوم است که فردا حتماً روز جمعه هست و علم دارد و می‌داند فردا روز جمعه است، لکن به نحو شرط متأخر؛ یعنی می‌گوید اگر فردا روز جمعه باشد، تو از همین الان زوجه من هستی. معنای شرط متأخر همین است؛ یعنی از زمان عقد، زوجیت محقق شود. فرض هم این است که علم دارند به اینکه فردا روز جمعه است.
این فرض محل بحث است که آیا عقد صحیح است یا باطل. عبارت‌ها مختلف است؛ بسیاری اینجا حکم به بطلان کرده‌اند؛ مرحوم آقای خویی این صورت را صحیح می‌دانند؛ این بحث دارد.
پس در برخی صورت‌ها عقد به نحو یقینی صحیح است و مشکلی ندارد، مثل صورت اول؛ برخی صور به نحو قطعی باطل است، که باید ادله بطلان را در آنها بررسی کنیم و ببینیم چرا در این صور عقد باطل است و معلوم شود مشکل تعلیق چیست؟ هم دلیل عقلی و هم اجماع در این مسأله وجود دارد که باید بررسی شود و ببینیم این اجماعی که ادعا شده، واقعاً محقق است یا نه. در برخی صور هم اختلاف است. باید ببینیم ادله‌ای که بر بطلان تعلیق اقامه شده، چیست. اجمالاً این شش صورتی است که در این بحث می‌توانیم ذکر کنیم که البته عرض کردم اینها صور مهمه در تعلیق است، صور دیگری در اینجا وجود دارد که خیلی اهمیتی ندارد. ما باید ادله بطلان تعلیق را بررسی کنیم؛ چند دلیل بر بطلان تعلیق یا اشتراط صحت عقد به تنجیز بیان کرده‌اند، این را باید ذکر کنیم. در آن مواردی که اختلاف است، ادله طرفین را بررسی کنیم و ببینیم باید حکم به صحت شود یا بطلان. اینها بحث‌هایی است که ان‌شاءالله دنبال خواهیم کرد.

برچسب‌ها:, , , , ,