جلسه بیست و سوم – اعتبار نهج البلاغه – راه حل طبق موازین علم رجال و غیر موازین علم رجال – راه حل تشابه برای الحاق روایات مجهول     

جلسه 23 – PDF

 

جلسه بیست و سوم

اعتبار نهج البلاغه – راه حل طبق موازین علم رجال و غیر موازین علم رجال – راه حل تشابه برای الحاق روایات مجهول

1399/02/10

  1. راه حل طبق موازین علم رجال

در جلسه گذشته بحث به این‎جا منتهی شد که ما با اشکال ارسال روایات نهج البلاغه مواجهیم. اگر بخواهیم از راه موازین علم رجال پیش برویم طبیعتا این مانع وجود دارد؛ هرچند طبق آن موازین ممکن است مشکل ارسال را بتوان حل کرد یعنی روایات مسند شوند، اما کار با مسند شدن این روایات تمام نمی‎شود زیرا آن وقت باید برررسی کنیم این اسناد صحیح هستند یا خیر؟ یعنی این‎ها همه مقتضای قواعد علم رجال می باشد. همانطور که گفته شد ارسال را چه بسا با توجه به شواهدی که در رد منکرین انتساب حضرت علی (علیه السلام) به نهج البلاغه ذکر شد بتوان حل کرد، یعنی آن شواهدی که در مقام رد منکرین انتساب نهج البلاغه به حضرت علی (علیه السلام) ذکر شد اینجا نیز می‎تواند به کمک ما بیاید و مشکل ارسال را حل کند، البته فی الجمله نه دقیقا، زیرا هر یک از مطالب مشخصا از ناحیه سید رضی معلوم نشده که چه کسانی نقل می‎کند. این نحو اجمالی می‎تواند این اطمینان را برای ما ایجاد کند که این روایات مسند می‏باشد یعنی این روایات فی الجمله از حضرت علی (علیه اسلام) است این شواهد عبارتند از:

اول

 اینکه مصادر و مدارکی که روایات حضرت علی (علیه السلام) را نقل کردند زیاد هستند. یک یا دو کتاب نیست، قبلا گفتیم که از زمان خود حضرت علی (علیه السلام) تا آغاز غیبت کبری یعنی چیزی حدود مثلا سال 329 هجری قمری مورخین بخش هایی از نهج البلاغه را نقل کردند که در قالب هشتاد و پنج کتاب نقل شده است. این خیلی مهم است هشتاد و پنج کتاب در آن فاصله زمانی بخشی از این خطبه‎ها و نامه‎ها را نقل کردند. بعضی از این نقل‎ها در تمام این کتاب ها ذکر شده است. پس خود این یک مسئله است که کتاب‎های زیادی در آن دوران نوشته شده است.

دوم

از میان اصحاب حضرت علی (علیه السلام) به طور خاص حداقل چند تن از صحابه یا خطبه‎های حضرت علی (علیه السلام) را در همان زمان حضرت تدوین کردند یا نوشتند یا به نوعی حفظ کرده بودند و در محافل و مجالس مختلف آن‎ها را می‎خواندند. مثلا زید بن وهب خطبه‎های حضرت علی (علیه السلام) را در زمان خود آن حضرت به صورت یک کتاب تدوین کرده بوده. حارث اعور کسی بود که بسیاری از سخنان حضرت علی (علیه السلام) را در همان هنگامی که حضرت سخنرانی می‎کرد می‎نوشته. اصبغ بن نباته از اصحاب  خاص حضرت علی (علیه السلام) است که اتفاقا عهدنامه مالک اشتر و وصیت نامه امام علیه السلام به محمد بن حنفیه مستند به اوست یا کمیل بن زیاد و ضرار بن ضمره که بسیاری از سخنان و خطبه‎های حضرت علی (علیه السلام) را حفظ کرده بودند. از زمان حضرت علی (علیه السلام) تا زمان غیبت هشتاد و پنج کتاب خطبه ها و سخنان حضرت را ضبط کرده‎اند، پس در زمان خود حضرت علی (علیه السلام) برخی اصحاب این سخنان را یا نوشته یا حفظ و بیان کردند و مهمتر از همه این‏ها خود ائمه معصومین (علیهم‎ السلام) هستند که بسیاری از سخنان و کلمات حضرت علی (علیه السلام) را نقل کرده‎اند.

اینها همه نشان می‏دهد که روایات نهج البلاغه فی الجمله این قابلیت را دارد که از ارسال خارج شود که در خیلی از موارد هم شده است. اگر این مطلب را هم ضمیمه کنیم که حتی بعد از غیبت کبری نیز بسیاری از آن مطالب تا زمان تالیف نهج البلاغه در کتاب های مختلف ذکر شده است، این مطلب تقویت می‎شود. این‎ها شواهدی است که بر اساس آن اجمالا می‎توانیم بگوییم از مانع ارسال رهایی پیدا کنیم، و می‎توانیم اجمالا منابع سید رضی را به دست بیاوریم.

سوم

در کنار این مسائل باید توجه داشت که خود سید رضی اهل حدیث و روایت بوده گرچه به این نام شهرت پیدا نکرده است، او نزدیک به عصر معصومین بوده و فی الجمله منابعی در اختیارش بوده که این منابع به مرور در طول تاریخ از بین رفته است، خیلی از آن منابع به دست ما نرسیده، برخی از محققین آمار کتاب‎های موجود در کتابخانه‎هایی که سید رضی از آن استفاده می‎کرده تا چهارصد هزار نسخه نقل کردند. آن موقع بغداد مرکز علمی و دینی بود و کتابخانه‎های مهمی در آن وجود داشت که بعدا خیلی از آن‎ها از بین رفت. به هرحال منابع در اختیار او بود و شاید تصور این را نمی‎کرد که روزی پیش بیاید که این منابع در اختیار و دسترس نباشند یا مثلا مطالبه چنین مدارکی شود یا شبهاتی به این کتاب شود. لذا بیشتر اهتمام او به جمع آوری سخنان بود.

به هر حال اگر ما بگوییم این ارسال وجود دارد بیراه نیست، چون درست است که مدارک و مستندات آن‎ها برای ما فراهم شده و معلوم گردیده که حضرت علی (علیه السلام) این مطالب را فرموده اما در عین حال اگر بخواهیم این روایات را به حضرت علی (علیه السلام) منتسب کنیم طبق موازین علم رجال نمی‏شود.

ممکن است کسی بگوید درست است که این سخنان مرسله است اما مرسلات جزمی سید رضی مورد قبول است و آنچه که سید رضی در این کتاب نقل کرده همه مرسلات جزمی است، چون می‎گوید: و من کتاب له و من خطبة له، یا قال (علیه السلام) این‎ها را همه را به صورت جزمی  به حضرت علی (علیه السلام) نسبت می‎دهد.

لذا تقریبا اکثریت قریب به اتفاق نهج البلاغه مرسلات جزمی سید رضی است. حال اگر کسی مرسلات جزمی سید رضی را معتبر دانست به همین قرائنی که گفتیم، و با مرسل جزمی او معامله مسند شد دیگر مشکلی وجود ندارد، چه اینکه برخی این عقیده را دارند، از محقق خویی هم نقل کردیم که می‎گوید مرسل سید رضی همانند مسند او است، البته ممکن است کسی بگوید مسند سید رضی بر دو قسم است برخی مسنداتش معتبر است و برخی معتبر نیستند، لذا اینطور نیست که بین ارسال جزمی و اعتبار ملازمه باشد.

سوال

استاد: نه، یک وقت می‎گوید: این مرسل است و هیچ اعتباری ندارد و می‎گذارد کنار و یک وقت می‎گوید: این مرسل جزمی است ولی مرسلات جزمی را معتبر نمی‎داند. مثلا در مورد شیخ صدوق نیز همینطور است برخی مرسلات جزمی شیخ صدوق را معتبر نمی‎دانند.

پس اگر کسی گفت مرسل جزمی سید رضی (نهج البلاغه هم همینطور است) معتبر، مقبول و حجت است طبق موازین علم رجال می‎توانیم بگوییم روایات نهج البلاغه اعتبار دارد و قابل استناد است، این در چارچوب موازین علم رجال است.

  1. راه حل بر اساس غیر موازین علم رجال

اما اگر از این موازین دستمان کوتاه باشد، باید با کتاب نهج البلاغه چه کنیم؟ اینجا اگر کسی در مسئله حجیت خبر، معتقد به حجیت خبر ثقه باشد مشکل خواهد داشت اما اگر قائل به حجیت خبر موثوق الصدور باشیم  ولو اینکه غیر ثقه آن را نقل کرده باشد آن وقت راه هایی داریم برای تثبیت اعتبار نهج البلاغه. بر اساس این  مبنا طبیعتا اگر خبری، قرائن صدور در آن باشد یعنی انسان به واسطه قرائنی یقین پیدا کند یا ظن معتبر پیدا کند به اینکه این خبر از معصوم صادر شده است این خبر حجت می‎شود  ودیگر لازم نیست تمام راویان و ناقلان خبر ثقه باشند. طبق مبنای اول باید همه ثقه باشند اما طبق این مبنا لازم نیست. آن امور و قرائنی که می‎تواند اطمینان به صدور این روایات را از امیرالمومنین (علیه السلام) برای ما ایجاد کند عبارتند از:

  1. تعدد روات و کثرت آن

اینکه این روایات از ناحیه افراد مختلف نقل شود ولو به حد تواتر نرسد افراد متعدد و کثیر نهج البلاغه را نقل کرده‎اند. وقتی انسان می بیند افراد متعددی یک مطلب را نقل کردند  برای انسان اطمینان به صدور ایجاد می‎کند، در نهج البلاغه این نکته وجود دارد یعنی واقعا بسیاری از روایات نهج البلاغه را افراد و راویان متعددی نقل کردند.

  1. شهرت

شهرت تقریبا برای انسان یک اطمینان و اعتمادی نسبت به صدور روایات فراهم می‎کند البته طبیعتا بین شهرت قدمایی و شهرت متاخرین باید فرق گذاشت. آن شهرتی که موجب اطمینان به صدور روایت است شهرت قدمایی است، شهرت متاخرین که الان هم وجود دارد و واقعا نهج البلاغه به عنوان حضرت علی (علیه السلام) شهرت پیدا کرده است، شهرت قدمایی نیز وجود دارد، شما نگاه کنید در بسیاری از کتاب‎های شیعه وسنی کثیری از این فرازها و نامه‏ها وخطبه‎های حضرت علی (علیه السلام) را نقل کردند هم کتاب‎های حدیثی و هم کتاب‎های تاریخی. به غیر از شیوع و شهرتی که در آن زمان بین مردم بوده  جمع زیادی حافظ نهج البلاغه بودند، این جمله از مسعودی در مروج الذهب است که مردم حدود چهارصد و هشتاد و اندی خطبه از حضرت علی (علیه السلام) حفظ کرده و در مجالس مطرح می‏کنند[1]این عدد را خیلی های دیگر نیز نقل کردند آنچه که در نهج البلاغه موجود است تقریبا دویست وچهل و پنج یا شش خطبه است ولی به هر حال اگر چهارصد و خورده ای بوده و خود سید رضی جایی می گوید چه بسا آنچه که من نیاوردم بیش از آنچه که من آوردم باشد، اینها دیگر حتما جزء آن ها است،احتمال اینکه خطبه‎های موجود غیر از آن چهارصد خطبه معروف و مشهور بین مردم و حفاظ باشد هم بعید است، زیرا بسیاری از همین‏ها خیلی هم از همین طرق نقل شده است، این را ابن جوزی در تذکره الخواص هم گفته است[2] که چهارصد خطبه از خطبه های علی (علیه السلام) به دست من رسیده است، عسقلانی در الاصابه نظیر همین مطلب را ادعا کرده[3]بنابراین شهرت به این معنا که هم در کتابها شهرت داشته و هم در بین مردم و هم در بین اصحاب علم و دانشمندان مشهور بوده این خودش یک اعتمادی نسبت به صدور این روایت ایجاد می کند.

  1. علو مضمون

علو مضمون نیز از مطالبی است که می‎تواند موجب اطمینان  شود. ما نمونه زیاد داریم که فقها و بزرگان ما به استناد علو مضمون روایتی را بی نیاز از بررسی سندی دانستند، مثلا شیخ انصاری در کتاب رسائل روایتی را از امام عسکری (علیه السلام) نقل می‏کند. (در بحث حجیت خبر واحد) و به مناسبتی می گوید درست است که این حدیث یک حدیث مرسل است ولی آثار صدق از آن ظاهر است و لذا احتیاج به بررسی سندی ندارد، یعنی بعضی  از روایات به نوعی مضمونشان گویا نشانه صدق آن روایات است، در کتاب‏های فقهی بعضا از فقهای ما این مطلب را از مضمون نتیجه می‏گیرند و اظهار می‏کنند. در مورد صحیفه سجادیه نیز این مطلب شهرت دارد که این دعا  اگر چه ممکن است که سند هم نداشته باشد اما مضمون آن مضمونی است که در یک جایگاه بلند و مرتبه عالی قرار دارد و اساسا نمی‎تواند از غیر معصوم صادر شده باشد.

پس این امور یعنی مسئله کثرت روایت، شهرت علو مضمون اینها همه اطمینان به صدور روایات برای انسان ایجاد می‎کند.

  1. تطابق با روایات معتبر

پس تطابق مضمونی بسیاری از این روایات با روایات و احادیث قطعی الصدور از ائمه علیهم‎السلام شاهد دیگری بر اطمینان به صدور است اینکه مضامین نهج البلاغه (چه در اخلاقیات و چه در دایره احکام هرچند احکام در نهج البلاغه خیلی کمتر است) مضمونش با بسیاری از روایات رسیده از ائمه معصومین تطابق دارد، پس خود این تطابق مضامین نهج البلاغه با روایات و البته با آیات می‎تواند مجموعا در کنار آن موارد یک قرینه‎ای بر اطمینان و وثوق به صدور این روایات باشد. پس  اگر بخواهیم از غیر راه علم رجال و موازین علم رجال عمل کنیم چنانچه قائل به حجیت خبر موثوق الصدور باشیم این ها قرائنی است که با آن می‏توان یک اطمینانی به صدور پیدا کرد.

  1. بلاغت

اینکه به  هر حال این کلام به حدی از بلاغت است که دیگران را در طول تاریخ به اعجاب وادار کرده است و غیر از قرآن شاید متن دیگری را نتوان با آن مقایسه کرد. هرچند قرآن هم همه‎اش اینچنین نیست که تاکیدش روی فصاحت و بلاغت باشد، نهج البلاغه هم همینطور است، این هم یک قرینه دیگری است بر اینکه موجب اطمینان به صدور می شود.

اینها مجموعا قراینی هستند که اعتماد به صدور این روایات از حضرت علی (علیه السلام) را ایجاد می‎کند.

نتایج کلی بحث

نتایج تمام بحث های گذشته تا کنون این شد که

اولا معلوم شد که نهج البلاغه قطعا منتسب به حضرت علی (علیه السلام) است. معلوم شد نهج البلاغه این ویژگی را دارد که منابع فراوانی آن را حکایت کرده‎اندناند، یعنی به نوعی می‏توان آن را از ارسال خارج  کرد و  اگر  بخواهیم بر اساس موازین علم رجال پیش رویم بعید نیست بگوییم چون مرسل جزمی سید رضی است می‏توانیم قائل به اعتبار آن شویم .

اگر هم این را نپذیریم آن شواهدی هم که ما ذکر کردیم اجمالا می‏تواند ارسال را برطرف کند اما تفصیلا نمی‎تواند معلوم کند که این روایت به خصوص از چه طریقی نقل شده است. یعنی طریق سید رضی کیست، معلوم نمی‎شود. بله کلیت آن معلوم است که اینها را چه کسانی نقل کردند و در منابعی که نقل شده موجود است ولی سلسله سند تا سید رضی معلوم نمی‎شود و این مانع کماکان وجود دارد.

اگر کسی گفت به هر حال این مرسله است و با موازین علم رجال نیز نمی‏توانیم این‏ها را تصحیح کنیم شواهدی وجود دارد که موجب اعتماد به صدور این روایات از حضرت علی (علیه السلام) می‏شود، یعنی اجمالا معلوم می‎شود روایاتی که در این کتاب آمده از حضرت علی (علیه السلام) است.

راه حل تشابه برای الحاق روایات مجهول نهج البلاغه

اما در عین حال تعدادی از روایات باقی می ماند زیرا درصدی از نامه‏ها و حکمتهای حضرت علی (علیه السلام) مصدرش معلوم نشده است. یعنی خود کسانی که در جهت مصدریابی تلاش کردند اذعان داشتند که بخش کمی از این مصادر باقی مانده است که اینها را باید تکلیفش را روشن کنیم. آنها را چه کنیم؟ حالا بگوییم هشتاد یا نود درصد مصادر معلوم شده ولی بالاخره ده درصد منابع مجهول است، این را از راه تشابه متون  و لسان این روایات با سایر بخش‏ها می‏توانیم ملحق به بقیه کنیم. مسئله تشابه متنی، تشابه محتوایی، تشابه لسانی عرفی است، یعنی یک متخصص وقتی نگاه کند، می‎تواند تشخیص دهد این سخن از فلان نویسنده است یا خیر، یعنی هرچه هم یک نویسنده تلاش کند که بخواهد شبیه کسی بنویسد، جاهایی تفاوت‏هایی وجود دارد. به اذعان اهل فن لسان و بیان تمام نهج‏البلاغه یکسان است. یعنی شکل و شمایل و محتوایش حکایت از این می کند این‏ها یک متکلم دارند، لذا آن مقدار مجهول و باقی مانده را اینطور می‏توانیم ملحق کنیم به سایر موارد.

یک داستانی را هم اینجا نقل کردند که طبق این داستان این مسئله تایید می‏شود. این را ابن ابی الحدید در شرح خطبه شقشقیه از یکی از مشایخش نقل کرده که وقتی آن سخن ابن عباس را بعد از پایان خطبه شنید (ابن عباس بعد از پایان خطبه این را گفته است من خیلی ناراحت شدم که یکی با دادن یک نامه‏ای کلام او را قطع کرد و نگذاشت به انتها برسد) ابن ابی الحدید می‏گوید استاد ما گفت اگر من بودم به ابن عباس می‏گفتم چرا متاسفی چون علی (علیه السلام) همه گفتنی ها را گفت و چیزی باقی نگذاشت، بعد می‏گوید وقتی از او سوال کردند آیا این معنایش این است که تو در خطبه شقشقیه تردید داری و آن را از سید رضی می‏دانی؟ او جواب داد که هرگز، چون سخنان سید رضی و سبک مطالب او کاملا شناخته شده است و هیچ شباهتی با کلمات حضرت علی(علیه السلام) ندارد. یعنی معلوم است که این از کلمات حضرت علی (علیه السلام) است. این نشان می‎دهد که این تشابه واقعا این اجازه را به ما می‎د‎هد که ما آن بخش هایی که مجهول است را ملحق کنیم به آن بخش‎هایی که مصادرش معلوم است.

پس مجموعا صدور روایات نهج البلاغه به این ترتیبی که عرض کردیم قابل اثبات است. با همین قرائنی هم که گفتیم انسان اطمینان پیدا می‎کند که این سخنان از حضرت علی (علیه السلام) صادر شده است ولی باز یک نکته باقی می‏ماند، این مطالبی را که گفتیم در واقع مقتضی را برای اعتبار نهج البلاغه فراهم می‎کند اما در عین حال موانعی وجود دارد.

در جلسه امروز تقریبا مقتضی برای اعتبار را تمام کردیم یعنی این‏ها واقعا مقتضی برای اعتبار نهج البلاغه را نزد ما فراهم می‎کنند اما دو سه تا مانع وجود دارد که این موانع را باید بررسی کنیم بعد ببینیم نتیجه و برآیند مقتضی و موانع چیست و بعد مقتضای تحقیق چیست؟

«وا

[1] مروج الذهب، ج 3، ص 419.

[2] تذکره الخواص، ص 128.

[3] الاصابه،ج 3، ص 111.