جلسه دوم – معنای نکاح- الف) معنای لغوی

بازدیدها: 104

جلسه 2 – PDF

جلسه دوم
معنای نکاح- الف) معنای لغوی
07/07/1397

كتاب النكاح و هو من المستحبّات الأكيدة، و ما ورد في الحثّ عليه و الذمّ على تركه ممّا لا يحصى كثرة، فعن مولانا الباقر(ع) قال: «قال رسول اللّه(ص): ما بني بناء في الإسلام أحبّ إلى اللّه عزّ و جلّ من التزويج»، و عن مولانا الصادق(ع): «ركعتان يصلّيهما المتزوّج أفضل من سبعين ركعة يصلّيها عزب».
وجوه اهمیت بحث نکاح
بحث در کتاب نکاح به دلایلی واجد اهمیت است.
1. این موضوع و این باب، از ابواب مبتلابه است؛ یعنی کثیری از مردم بلکه جُلّ الناس به نوعی با مسأله نکاح درگیر هستند. بنابراین خودِ این موضوع و فروعاتی که در این باب مطرح می‎شود، از مسائل بسیار مهم و مبتلابه است.
2. مسأله دیگر که اهمیت بحث از کتاب نکاح را مضاعف می‎کند، این است که این باب مشتمل بر مسائل مستحدثه زیادی است؛ مسائلی در این باب مورد رسیدگی قرار می‎گیرد که جدید و نو پیدا است و به یک معنا بعضاً از مشکلاتی است که امروزه باید به آن پرداخته و در مورد آن بحث شود.
3. مسأله دیگر، تَطوُّرات و تحولات اجتماعی است که در دنیای معاصر پدید آمده و مقوله خانواده را که به تبع ازدواج شکل می‎گیرد، مورد تهدید قرار داده است. ما امروزه به دلایل و بهانه‎های مختلف می‎بینیم که بنیان و پایه‎های خانواده و ازدواج، مورد تهدید قرار می‎گیرد.
4. نهایتاً امر دیگری که بحث از این مسأله و موضوع را واجد اهمیت می‎کند، این است که خودِ این سنت در بین مسلمین کم‎کم دارد مورد بی‎مهری قرار می‎گیرد؛ مشکلات و موانع زیادی بر سر راه ازدواج وجود دارد. بسیاری از افراد به خاطر مشکلات و ترس از فقر در حال رویگردانی از این امر هستند.
لذا ما بحث نکاح را به این دلایل انتخاب کردیم و البته تقاضای بعضی از دوستان در سال گذشته نیز بود. مخصوصاً مسائل مهمه‎ای که ولو مستحدث نیست وجود دارند که رجوع دوباره و بحث لازم دارد؛ در این کتاب در مورد مسأله حجاب و حدود آن بحث می‎شود. نظر به اجنبیه، مصافحه با اجنبیه، نکاح با صغار؛ الان ازدواج با غیر بالغین موضوع مهمی است که مسأله روز است. تعدد ازواج، نکاح منقطع یا متعه. بسیاری از مسائلی که در کتاب النکاح مورد بررسی قرار می‎گیرد، از مسائل مهم و مبتلابه و بحث انگیز است. امیدواریم به مدد الطاف الهی و عنایات حضرت بقیة الله الاعظم و إن شاء الله همراهی شما عزیزان و سروران، بتوانیم این مباحث را کما هو حقه به پیش ببریم.
مثل سایر بحث‎های فقهی، بنای ما بر این است که کتاب تحریر را به عنوان متن قرار می‎دهیم. شاید در مسأله نکاح این مطلب که تحریر متضمن برخی از فروع جدیدتر است، بیشتر خودش را نشان دهد؛ هر چند عروة الوثقی از جهت کثرت فروع در بسیاری از موارد و ابواب فقهی، از تحریر برتر است. اما تحریر الوسیله به خاطر اشتمال آن بر برخی از مسائل مستحدثه، رجحان دارد. به هر حال بنای ما این بوده که در این مسأله، اثری از آثار امام را مورد توجه قرار دهیم.
امام(ره) ابتدائاً مقدمه‎ای را در این بخش ذکر می‎کنند و بعد هم شروع می‎کنند به بیان برخی از مسائل. البته خیلی از مسائلی که در ابتدای تحریر و در ابتدای عروه در کتاب النکاح آمده، بحث انگیز نیست؛ لذا ما از آن‎ها به سرعت عبور می‎کنیم. مانند برخی از مستحبات مربوط به نکاح و خصوصیاتی که برای انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، خیلی بحث‎های استدلالی ندارد.
مقدمه
اما در مورد مقدمه‎ای که امام(ره) ذکر کرده‎اند، نکاتی وجود دارد که ما این نکات را إن شاء الله بیان خواهیم کرد. اساس این مقدمه بر بیان استحباب نکاح است؛ روایات و آیاتی ذکر شده اما برای اینکه این مقدمه کامل‎تر شود، امور دیگری را هم ضمیمه می‎کنیم تا مقدمه جامع‎تری در ابتدای کتاب نکاح بیان کنیم. لذا چند امر در مقدمه کتاب نکاح مورد بررسی قرار می‎گیرد که چه بسا اکثر این‎ها را امام(ره) در این‎جا متعرض نشده است.
امر اول: معنای نکاح
اولین مسأله، معنای نکاح است. در این متن، بحثی از معنای نکاح به میان نیامده ولی به دلیل اینکه خودِ این عنوان و مشتقات آن، در لسان شرع یعنی در آیات و روایات کثیراً استعمال شده، به ناچار ما معنای نکاح را باید بررسی کنیم. البته وجه اینکه ما این معنا را مورد بررسی قرار می‎دهیم، این است که علاوه بر لزوم آشنایی با این واژه، اگر این لفظ در آیه و روایتی، بدون قرینه استعمال شد، ما بدانیم این واژه را بر چه معنایی حمل کنیم. در بسیاری از مواضع، الفاظ با قرینه استعمال می‎شوند اما گاهی ما شک می‎کنیم که این واژه بر چه معنایی حمل شود؛ اصلاً معنای آن چیست؟ چون الفاظ معنای حقیقی و مجازی دارند. اگر ما معنای حقیقی را بدانیم، عند فقد القرینه، لفظ را بر معنای حقیقی آن حمل می‎کنیم. لذا بحث از معنای نکاح، در واقع بحث از یک مرجع است برای اینکه در زمان شک بدانیم لسان دلیل را بر چه معنایی حمل کنیم. این واژه هم در لغت و هم در شرع باید مورد رسیدگی قرار گیرد.
الف) معنای لغوی
درباره معنای نکاح نزد لغویین اختلاف بسیار است؛ اقوال متعدد و کثیر در معنای نکاح ذکر شده است. اگر بخواهیم این اقوال را در دو دسته کلی قرار دهیم، دسته‎ای از اقوال مبتنی بر این هستند که این واژه و این لفظ، از یک معنای دیگری اخذ شده است. دسته دوم، کسانی هستند که معتقدند این لفظ از واژه دیگری اخذ نشده است. کسانی که معتقدند لفظ نکاح از معنای دیگری اخذ نشده، خودِ این‎ها چند قول و نظر دارند؛ من فهرست‎وار به این اقوال اشاره می‎کنم و از هر کدام از این اقوال، نمونه‎ای را ذکر می‎کنم؛ و الا اگر بخواهم همه اقوال لغوی‎ها را در اینجا ذکر کنم، زیاد است.
 
دسته اول: غیر مأخوذ از معنای دیگر
1. برخی معتقدند معنای نکاح، همان وَطی است. صاحب تهذیب اللغة می‎گوید: «قلت اصل النکاح فی کلام العرب الوطئ و قیل للتزویج نکاحٌ لأنّه سببٌ للوطئ المباح».  اصل نکاح در کلام عرب، همان وطی است؛ وطی یعنی آمیزش؛ اصلاً نکاح یعنی آمیزش. اگر به تزویج هم عنوان نکاح اطلاق می‎شود برای این است که تزویج سببِ برای آمیزش و وطی مباح است. یعنی کأن معنای حقیقی نکاح، وطی است و به علاقه سببیت و مسببیت، در نکاح استعمال شده است؛ اطلاق السبب و ارادة المسبب.
2. نظر دیگر این است که معنای نکاح، تزویج است و نه وطی و آمیزش. مثلاً در لسان العرب این‎طور نقل می‎کند: «نکح فلانٌ امرأة ینکحها نکاحاً إذا تزوجها».
3. برخی معتقدند نکاح به معنای عقد است؛ فرق است بین عقد و تزویج. البته ممکن است از کلمه عقد، همان تزویج اراده شده باشد اما گاهی عقد به خصوص همان عقدِ انشائی گفته می‎شود، یعنی همان انکحت و قَبِلتُ. در اینجا معیّن نکرده‎اند که منظور از عقد، عقد انشائی است؛ اگر این باشد، غیر از تزویج است. اگر منظور از عقد، خصوص عقد انشائی [یعنی ایجاب و قبول] نباشد، آن وقت می‎توان گفت این همان معنای تزویج است.
به هر حال تعابیر مختلف است؛ برخی گفته‎اند معنای نکاح، تزویج است و برخی دیگر گفته‎اند، معنای نکاح، عقد است. مثلاً «معجم مقاییس اللغة» نکاح را این چنین معنا کرده است: «النکاح یکون العقد دون الوطی» ، نکاح عبارت است از عقد و نه وطی. وقتی گفته می‎شود «یقال نکحت تزوّجتَ و انکحت غیری». البته کلمه عقد در اینجا چه بسا ظهور در همان معنای تزویج دارد و نه خصوص عقد انشائی. بعید هم هست کسانی که کلمه عقد را در معنای نکاح ذکر کرده‎اند، نظرشان به خصوص عقد انشائی باشد، یعنی همان الفاظ ایجاب و قبول. بلکه اصل زوجیت، اصل تزویج، اصل عُلقه‎ای که بین زن و مرد ایجاد می‎شود، مقصود است. پس نکاح یعنی همان تزویج.
4. در بعضی تعابیر، کلمه «بُضع» در معنای نکاح ذکر شده است. صاحب کتاب العین و برخی دیگر، نکاح را به معنای بضع دانسته‎اند. «نکح ینکح و هو البضع و یجری نکح ایضاً مَجرَی التزویج».  اگر بخواهیم بضع را معنا کنیم، مثل همان وطی است؛ یعنی نزدیک‎تر به معنای وطی تا عقد و تزویج. اما به نظر ایشان در تزویج هم به کار می‎رود.
5. برخی معتقدند معنای نکاح، هر دو یعنی هم وطی و هم عقد است. کما ورد فی القاموس: «النکاح الوطئ و العقد له» . البته جوهری نیز در صحاح اللغة نکاح را به معنای هر دو [وطی و تزویج] گرفته است.
خلاصه: تا اینجا پنج نظر ذکر شد که ممکن است بتوان این پنج نظر را به طور کلی به سه نظر ارجاع داد. یکی اینکه معنای حقیقی نکاح، تزویج است. دوم اینکه معنای حقیقی نکاح، وطی است. سوم اینکه این لفظ، حقیقت در هر دو معنا [وطی و عقد و تزویج]. از این برمی‎آید کأن این لفظ، بین این دو معنا مشترک است؛ یا به نحو اشتراک لفظی یا به نحو اشتراک معنوی.
این پنج نظر یا سه نظر، همه در این جهت مشترک هستند که ریشه این لفظ و کلمه، از چیز دیگری اخذ نشده است. این معنا همین است که الان از نکاح فهمیده می‎شود؛ در عرف و در ملل و نحل مختلف هم همین معناست. یک تطابقی وجود دارد بین معنای لغوی و معنای عرفی. اینطور نیست که یک معنای دیگری داشته و بعد نقل داده شده باشد به این معنا.
دسته دوم: مأخوذ از معنای دیگر
اما برخی معتقدند معنای حقیقی نکاح، یک معنای دیگری است، لکن نقل داده شده از معنای لغوی به این معنای اصطلاحی. چند معنا به عنوان معنای اصلی نکاح ذکر کرده‎اند.
1. یک معنا، معنای غلبه است؛ گفته‎اند لغتاً نکاح به معنای غلبه است؛ چنان‎چه در مصباح المنیر هم نقل کرده، البته نه اینکه خودش معتقد به این باشد بلکه نقل کرده: «النکاح مأخوذٌ مِن نکحه الدواء إذا خامره و غلبه» ، اگر دواء غلبه پیدا کند بر او، می‎گویند نکح. آن وقت تناسب بین معنای لغوی و اصطلاحی و عرفی، اینجا معلوم است. لغتاً نکاح یعنی غَلَبَ. آن وقت این واژه آمده در زوجیت و تزویج و وطی و امثال اینها استعمال شده؛ چون در زوجیت و وطی یک نوع غلبه وجود دارد. و به این اعتبار، این لفظ را در اینجا استعمال کرده‎اند.
2. معنای دومی که گفته شده، «ضَم» است؛ انضمام و ضمیمه شدن. کما یقال: «تناکحت الاشجار إذا ضمّ بعضها الی بعضٍ» ، اینجا وقتی می‎گویند اشجار تناکح پیدا کرده‎اند، یعنی منضم به هم شده‎اند. تناسب معنای لغوی و عرفی در اینجا همین است؛ لغتاً نکاح به معنای انضمام است. آن وقت آمده‎اند این لفظ را در تزویج و وطی نیز به کار برده‎اند؛ چون آن‎جا هم یک نوع انضمام وجود دارد؛ زوجیت، انضمام زن و مرد است. در وطی نیز این هست؛ یک نوع انضمام وجود دارد. این هم تناسب معنای لغوی و اصطلاحی.
3. معنای دیگری ذکر شده برای نکاح و آن هم اعتماد است؛ چنان‎چه گفته می‎شود: «نکح المطر الارض اذا اعتمد علیها» ؛ وقتی می‎گوید «مطر نکح الارض»، زمین را نکاح کرد، یعنی وقتی بر زمین اعتماد کرد یا وقتی با خاکش مخلوط شد یا با آثار و ثمرات آن، مخلوط شد.
سؤال:
استاد: این سه نظر می‎گویند معنای لغوی نکاح، یک چیز دیگری است.
این‎جا هم تناسب معنای لغوی و اصطلاحی وجود دارد. وقتی زوجیت و وطی واقع می‎شود، کأن یک نوع اعتماد وجود دارد، اعتمد الزوج علی الزوجه یا اعتمد الزوجه علی الزوج.
جمع بندی معنای لغوی نکاح
به هر حال در یک جمع بندی می‎توان گفت به طور کلی در مورد معنای نکاح، نزد لغویین اختلاف کثیر وجود دارد. مثل بعضی از الفاظ نیست که یک معنای روشنی داشته باشد و همه آن را نقل کرده باشند. اختلاف در یک سطح اختلاف اساسی است؛ لغویین دو گروه هستند. از کلمات برخی از اینها استفاده می‎شود که نکاح در واقع به معنای غلبه یا ضم یا اعتماد، ولی از این واژه و از این لفظ در معنای زوجیت و آمیزش و وطی، به جهت تناسبی که بین اینها وجود دارد، استفاده شده است.
لغتاً نکاح اخذ شده از یک معنای دیگر. غلبه چه ربطی به زوجیت دارد؟ انضمام و اعتماد، این‎ها ریشه‎های لغوی نکاح است. بعد عرف آمده این لفظی را که به معنای غلبه یا اعتماد یا انضمام است، این را به جهت تناسبی که با مسأله زوجیت داشته، در معنای زوجیت هم به کار برده است؛ در معنای آمیزش هم به کار برده است.
پس دسته اول کسانی هستند که معتقدند لفظ نکاح، حقیقتاً به معنای زوجیت و آمیزش و وطی نیست؛ این به معانی دیگر است، مثل غلبه، انضمام و اعتماد. ولی به جهت مناسبتی که با مسأله زوجیت و وطی و آمیزش داشته، این آمده نقل داده شده و در این امر هم استعمال شده است.
دسته دوم کسانی هستند که اساساً می‎گویند لفظ نکاح از ابتدا برای آمیزش، عقد، وطی و تزویج وضع شده است.
سؤال:
استاد: نمی‎توان بر این‎ها استدلال اقامه کرد؛ لغویین بر اساس استقرائی که انجام داده‎اند معنای الفاظ و واژه‎ها را نوشته‎اند.
پس بین لغویین دو سطح اختلاف است؛ یک اختلاف در اینکه آیا اساساً معنای لفظ نکاح از یک واژه دیگر اخذ شده یا اینکه از واژه دیگر اخذ نشده است. باز در بین هر دو گروه، اختلاف است. به هر حال نتیجه آن‎چه که ما گفتیم و گزارشی که از موضع اهل لغت درباره معنای نکاح ارائه دادیم این است که اگر بخواهیم هر دو اختلاف را با هم ضمیمه کنیم، نتیجه و جمع بندی این می‎شود که کأن بین لغویین اختلاف شده در اینکه آیا لفظ نکاح وضع شده برای عقد بخصوص، یا تزوج بخصوص، به نحوی که اگر در وطی و آمیزش استعمال شود، استعمال مجازی می‎شود. یا اینکه لفظ نکاح برای وطی وضع شده است؛ حقیقت در وطی است و اگر در تزویج و عقد استعمال شود، استعمال مجازی می‎شود. یا اینکه اساساً این لفظ برای هر دو وضع شده است؛ به نحوی که اگر در تزویج استعمال شد، این استعمال حقیقی است و اگر در آمیزش هم استعمال شد، باز هم این استعمال حقیقی است؛ به نحو اشتراک. این اشتراک می‎تواند اشتراک لفظی یا اشتراک معنوی باشد. یا اینکه اساساً لفظ نکاح نه برای تزویج یا عقد وضع شده و نه برای وطی وضع شده، بلکه برای معنای دیگری وضع شده؛ ممکن است این معنای دیگر، ضم باشد یا غلبه یا اعتماد باشد. بنابراین وقتی در وطی و عقد و تزویج استعمال می‎شود، این استعمال مجازی است.
پس مجموعاً این اختلافات بین اهل لغت وجود دارد که معنای نکاح چیست. من دقیقاً اختلافاتی که بین اهل لغت وجود داشت را دسته بندی کردم و برای شما ذکر کردم و بعد هم فارغ از آن دسته بندی، یک جمع بندی کلی از انظار و آراء اهل لغت درباره کلمه نکاح خدمت شما عرض کردم.
سؤال:
استاد: اینجا یا باید خودمان اهل لغت باشیم و بررسی کنیم و به عنوان اهل فن داوری کنیم. یا به اعتبار صاحبان کتب لغوی نظر کنیم. بالاخره در بین این کتاب‎ها، برخی معتبرتر از برخی دیگر هستند. این جهد و تلاش مخصوصاً در جایی مهم است که از نظر لغوی ما نیاز داشته باشیم معنا را دقیقاً بدانیم. اما آنچه که اینجا الان مهم است، معنای نکاح شرعاً است. باید ببینیم این معنا در شرع همان چیزی است که در لغت آمده یا نه.
مجموعاً این اختلافات وجود دارد. آنچه لغویین گفته‎اند، موارد استعمال است. بنای اهل لغت، تفکیک مجاز و حقیقت نیست؛ اهل لغت معمولاً استعمالات لغات را ذکر می‎کنند که این لفظ در چه معنایی استعمال شده است. البته از نظر ترتیب معمولاً معنای شایع‎تر [که حقیقی است] اول ذکر می‎کنند و بعد به ترتیب به سراغ معانی غیر حقیقی می‎روند. چون استعمال اعم از حقیقت و مجاز است؛ ممکن است یک لفظی در یک معنایی مجازاً استعمال شود و شایع هم باشد.
علی ای حال آنچه لغویین ذکر کرده‎اند، استعمالات این لفظ را گفته‎اند و آنچه ما می‎توانیم به عنوان نتیجه روی آن تکیه کنیم، این است که این لفظ، این دو معنا را قطعاً دارد: 1. آمیزش و وطی 2. تزویج و زوجیت. حالا کدام حقیقت است و کدام مجاز؟ یا اینکه اساساً هر دو حقیقت است به نحو اشتراک لفظی، این مطلبی است که برخی از فقها در این رابطه اظهار نظر کرده‎اند. ما نظر آن‎ها را باید ببینیم؛ مثل مرحوم علامه، نراقی، شهید ثانی. باید ببینیم آن‎ها درباره معنای نکاح چه گفته‎اند و بعد از آن به سراغ کاربرد این لفظ در کتاب و سنت برویم؛ ببینیم در قرآن و روایات به چه معنا آمده است.