جلسه اول – مقدمه

بازدیدها: 24

جلسه 1 – PDF

جلسه اول
مقدمه
14/02/1398

مقدمه 
عنوان بحث در این ایام که جلسات محدودی را به خودش اختصاص می دهد نهج البلاغه شناسی یا آشنایی با نهج البلاغه و یا به تعبیر دیگر شناخت اجمالی نهج البلاغه است. معنای این عنوان این است که اموری که برای ورود به نهج البلاغه مفید و لازم است مورد تعرض قرار خواهند گرفت، بنابراین فعلا وارد بحث از تفسیر و شرح محتوای کلمات امیرالمؤمنین مثل خطب، نامه‎ها، حکم و مواعظ نخواهیم شد. بلکه از اموری بحث می‎کنیم که به نظر می‎رسد کمتر به صورت درسی به آن پرداخته شده و لازم است تا حدودی به آن‎ها اشراف پیدا شود. البته به هر اندازه‎ای که زمان به ما اجازه دهد و اگر مطالبی باقی ماند در فرصت‎های بعدی بحث را دنبال می‎کنیم.
حضرت علی(ع) به عنوان خلیفه رسول خدا(ص) و نزدیک‎ترین صحابی رسول خدا(ص) و به عنوان داماد پیامبر و اهل بیت پیامبر و جایگاهی که نزد پیامبر(ص) و جامعه اسلامی داشت قهراً گفتار و رفتارشان همواره مورد توجه و التفات مسلمین بوده است. ما در این مباحث قصد نداریم که سیره امیرالمومنین را بحث کنیم، نه تاریخ زندگانی ایشان و نه فضایل و مناقب ایشان؛ این‎ها هیچ‎کدام مد نظر نیست، چه اینکه هر کدام از این‎ها موضوع برای یک بحث و درس است. آن‎چه که این‎جا مطرح است سخنان و کلمات و نامه‎ها و مواعظ ایشان است که در کتابی به عنوان نهج البلاغه گردآوری شده است.
جمع آوری سخنان حضرت علی(ع) قبل از سید رضی 
امیرالمؤمنین با توجه به جایگاهی که داشتند سخنان و گفته‎های فراوانی از او باقی مانده است. اهتمام به جمع آوری سخنان حضرت علی(ع) قبل از سید رضی وجود داشته است.
مسعودی در مروج الذهب تصریح می کند که مردم چیزی حدود چهارصد و هشتاد و اندی از خطبه‎های آن حضرت را حفظ کردند. آن‎چه که مردم از خطابه های علی در مقامات مختلف حفظ کرده‎اند بالغ بر چهار صد و هشتاد و اندی خطبه است. علی(ع) آن خطابه‎ها را فی البداهه و بدون پیش نویس انشاء می‎کرد و مردم الفاظ او را فرا می‎گرفتند و عملا از آن بهره‎مند می‎شدند.  مسعودی تقریبا صد سال قبل از سید رضی زندگی کرده است. شما این گزارش مسعودی را با آمار خطبه‎های نهج‎البلاغه که سید رضی جمع‎آوری کرده است مقایسه کنید. بعضی تعداد خطبه‏های نهج البلاغه را دویست و سی واندی دانسته، بعضی دویست و سی و هفت خطبه و بعضی دویست و سی شش خطبه و بعضی دویست و سی و نه و بعضی دویست و چهل و یک و بعضی دیگر دویست و چهل و دو خطبه نقل کردند. اختلاف عدد خطبه ها نیز به این جهت است که بعضی یک قسمت را دنباله خطبه قبل یا مستقل به حساب آورده‎اند و این ادامه خطبه قبل محسوب کردن یا مستقل محسوب کردن باعث شده است که تعداد خطبه‎ها متفاوت شود و فرق کند.
علی ای حال تقریبا بیش از دو برابر آن‎چه که سید رضی در کتاب نهج البلاغه نقل کرده است آماری است که مسعودی به عنوان یک مورخ، صد سال قبل از آن به آن اشاره می‎کند. گزارش مسعودی ضمن اینکه کمیت خطبه‎ها را نشان می‎دهد که بیشتر از چیزی است که سید رضی گردآوری کرده است، نشان دهنده اهتمام جامعه اسلامی به حفظ خطب امیرالمومنین(ع) است. معمولا حفظ خطب و سخنان و کلمات بزرگان اگر از اعتبار برخوردار نباشد صورت نمی‎گیرد. کتاب، نامه و پیام از ادیبان و شعرا از همان صدر اسلام وجود داشته، اما اینکه مردم خطبه‎های امیرالمؤمنین را حفظ می‎کردند حاکی از اهمیت و اهتمامی است که به این مسئله داشتند. علی ای حال جمع آوری خطب امیرالمؤمنین چه به صورت شفاهی و چه مکتوب، قبل از سید رضی وجود داشته است.
مؤلف نهج البلاغه
سید رضی نیز بخش مهمی از مطالب امیرالمؤمنین را در کتاب نهج البلاغه گرد آوری نمود.
سید رضی به یک معنا یک نابغه بود. اکنون قصد نداریم شرح حال او را بیان کنیم ولی اجمالا نبوغی داشت، مخصوصا در دایره ادبیات و شعر که نقل می‎کنند در ده سالگی قصیده‎ای گفت که همگان را به تعجب وا داشت و وقتی هم که به سن 21 سالگی رسید از ناحیه دولت امیر الحاج بوده؛ هم مناصب رسمی و دولتی داشته و هم دانشمندانی بوده که آثاری از او به جا مانده است. مرحوم علامه امینی در الغدیر حدود نوزده کتاب را به او منتسب کرده از جمله:
1.تلخیص البیان فی مجازات القرآن.
2.مجازات الآثار النبویه که 361 حدیث از پیامبر نقل کرده که در آن‎ها مجاز یا استعاره یا یک نکته بلاغی را از آن احادیث استفاده کرده و در ذیل هر حدیث آن مجاز یا استعاره‎ را شرح مختصری داده است.
3. حقایق التأویل فی متشابه التنزیل.
4. دیوان شعر که متجاوز از 16 هزار بیت در انواع شعر از اشعار خود سید رضی در آن گردآوری شده است.
5. خصائص الائمه که جرقه تدوین نهج‎البلاغه از همین کتاب در ذهن ایشان زده شد.
6. نامه های سید رضی که در سه جلد جمع آوری شده است.
البته برخی از کتب سید رضی در دسترس نیست.
چگونگی پیدایش نهج البلاغه
خود سیدرضی در مقدمه نهج البلاغه می‎گوید: «… فإني كنت في عنفوان‏ السن‏ و غضاضة الغصن ابتدأت تأليف كتاب في خصائص الأئمة(ع) يشتمل على محاسن أخبارهم و جواهر كلامهم حداني عليه غرض ذكرته في صدر الكتاب و جعلته أمام الكلام و فرغت من الخصائص التي تخص أمير المؤمنين عليا(ع) و عاقت عن إتمام بقية الكتاب محاجزات الأيام و مماطلات الزمان …» ‏
ایشان می‎گوید: «… من در اوان جوانی و در زمان طراوت شباب شروع کردم به تألیف کتابی در ویژگی‎ها و خصائص ائمه که مشتمل بر نیکویی‎های اخبار ایشان و گوهرهای کلام آن‎ها باشد. سپس بعد از آنکه از بیان ویژگی‎های امیرالمؤمنین فارغ شدم مشکلات و مصائبی پیش آمد که از ادامه تألیف این کتاب باز ماندم …» چون از ابتدا کار تبویب و تنظیم فصول را انجام داده بود یک بخشی از این کتاب را به کلمات کوتاه امیرالمؤمنین(ع) اختصاص داده بود.
خود ایشان در مقدمه می‎فرماید: «… و كنت قد بوبت ما خرج من ذلك أبوابا و فصلته فصولا فجاء في آخرها فصل يتضمن محاسن‏ ما نقل‏ عنه‏ (ع) من الكلام القصير في المواعظ و الحكم و الأمثال و الآداب دون الخطب الطويلة و الكتب المبسوطة …»
 «… در یک قسمتی از خصائص بابی را قرار داده بودم که متضمن محاسن سخنانی کوتاه بود که از امیرالمومنین(ع) نقل شده بود «… الكلام القصير في المواعظ و الحكم و الأمثال و الآداب …» اما خطبه‏های طولانی و نامه‏های مبسوط را ذکر نکرده بودم. پس ابتدائاً در خصائص فقط این بخش از سخنان آن‎هم نه همه آن‎ها بلکه فقط محاسن ما نقل عنه (که توضیح می‎دهیم مقصود از آن چیست) را ذکر کرده بود. بعد جماعتی از دوستان این کار را تحسین کردند و متعجب شدند از این سخنان و از من خواستند که خطبه‎ها و نامه‎های امیرالمؤمنین را نیز ضمیمه کنم. همه سخنان و خطبه‎ها و نامه‎ها و این کلمات قصار در یک جا جمع آوری شود. سپس می‎گوید: من اقدام به این کار کردم ولی نه همه آن ها را، وی آنگاه می‎نویسد: «… رایت کلامه(ع) یدور علی اقسام ثلاثه و رأيت كلامه(ع) يدور على أقطاب ثلاثة أولها الخطب‏ و الأوامر و ثانيها الكتب و الرسائل و ثالثها الحكم و المواعظ؛ فأجمعت بتوفيق الله تعالى على الابتداء باختيار محاسن الخطب ثم محاسن الكتب ثم محاسن الحكم و الأدب‏ مفردا لكل صنف من ذلك بابا و مفصلا فيه أوراقا لتكون مقدمة لاستدراك ما عساه يشذ عني عاجلا و يقع إلي آجلا …»
« … من اول محاسن خطبه‎ها و محاسن نامه‎ها و محاسن حکمت‎ها را به نحوی که برای هر یک از این سه صنف بابی را اختصاص دادم و البته اوراقی گذاشتم برای اینکه اگر چیزی الان از دید من پنهان ماند و یا ممکن است من بعدا به آن برخورد کنم را در این اوراق ضمیمه کنم …»
 
کاستی‎های نهج البلاغه
پس: 1. جرقه گردآوری سخنان امیرالمؤمنین از کتاب خصائص الامامیه زده شد و هدف از آن را خود سید رضی این‎چنین بیان کرده است که محاسن کلام، محاسن خطبه‎ها و محاسن نامه‎ها را جمع کند. منظور از محاسن (با توجه به اینکه همه سخنان امیرالمؤمنین(ع) از محاسن است)، با توجه به ذوق ادبی و شعری سید رضی این بود که کلماتی که بلاغت و فصاحت آشکار دارد را جمع آوری کند. لذا اهتمام به نقل تمامی سخنان حضرت علی(ع) نداشته است، به همین دلیل نام این کتاب را نهج البلاغه گذاشته است یعنی روش و شیوه بلاغت و رسا سخن گفتن. پس اساس کار سید رضی در نهج البلاغه بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغتی بوده  که در سخنان امیرالمؤمنین(ع) ملاحظه کرده و به همین جهت همه سخنان امیرالمومنین(ع) را بیان نکرده است.
2. به علاوه ایشان مأخذ و مدارک سخنان را در این کتاب (به جز مواردی اندک که نام کتاب مأخذ ذکر شده) بیان نکرده است.
این شیوه سید رضی در این کتاب است. به همین جهت بعضی از این امور منشاء شبهاتی شده که بعدا به آن‎ها خواهیم پرداخت. شبهات و ایراداتی حول نهج البلاغه وارد شده است، از جمله عدم ذکر منابع و مأخذها چند ایراد نسبت به نهج البلاغه ذکر کرده‎اند که انشاء الله متعرض آن‎ها خواهیم شد و پاسخ‎های آن‎ها را نیز بیان خواهیم کرد.
خود سید رضی در پایان می‎نویسد:«… و من الله أستمد التوفيق‏ و العصمة و أتنجز التسديد و المعونة و أستعيذه‏ من‏ خطإ الجنان‏ قبل‏ خطإ اللسان و من زلة الكلم قبل زلة القدم و هو حسبي‏ وَ نِعْمَ الْوَكِيل‏ …»
این کتاب تقریبا شش سال قبل از فوت سید رضی به پایان رسیده است، یعنی سال 400؛ زیرا در سال 406 سید رضی فوت کرده است و عجیب این است که سید رضی 47 سال بیشتر عمر نکرده است واقعا چه عمر با برکتی؛ متولد 359 و متوفای 406 ه ق، لذا 47 سال بیشتر عمر نکرده است ولی اثری از خود به جا گذاشت که تا امروز از جهات مختلف مورد توجه است. حتماً اساس کار بر خلوص نیت بوده که این‎چنین کار پا برجا مانده است.
جمع آوری همه سخنان و همه نامه‎های حضرت علی(ع)
اخیرا کتابی تحت عنوان تمام نهج البلاغه منتشر شده که مشتمل بر همه مطالب و سخنان امیرالمؤمنین(ع) است. ملاحظه فرمودید وقتی مسعودی حدود صد سال قبل از سید رضی می‎گوید: مردم چهارصد و هشتاد و اندی خطبه از امیرالمؤمنین(ع) حفظ کرده‎اند حاکی از این است که مجموع سخنان حضرت علی(ع) بیش از این‎ها است، کاری که توسط یکی از فضلاء در این کتاب شده و در مقدمه اش نیز بیان کرده این است که طی پنج سال با مراجعه به منابع و مصادر تلاش کرده آن بخش‎هایی که در این کتاب نیامده را از منابع و مصادر تکمیل کند. بعضی از این گفتارها در لابه لای سخنان است، بعضی از سخنان اساسا بیان نشده است، بعضی نیز حواشی آن کلمات است که به گفته‎های دیگران مربوط می‎شود. به یک نمونه از این موارد اشاره می‎کنیم:
در اوائل خطبه اول این‎ طور وارد شده است «…وَ مَنْ‏ قَالَ‏ فِيمَ‏ فَقَدْ ضَمَّنَهُ‏ وَ مَنْ‏ قَالَ‏ عَلَامَ‏ فَقَدْ أَخْلَى‏ مِنْه …» ‏
این مطلبی است که در نهج البلاغه سید رضی آمده است، اما آن چیزی که در این کتاب به عنوان تمام نهج البلاغه آمده است این است:
«… وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ قَال‏ أَيْنَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ وَ مَنْ قَالَ مَا هُوَ فَقَدْ نَعَتَهُ‏ وَ مَنْ قَالَ إِلَامَ فَقَدْ غَيَّاه‏ …»
این عبارات ممکن است از لحاظ معنایی خیلی با عبارت های قبلی فرقی نداشته باشند ولی کاملتر است. کار دیگری که این مؤلف کرده، مصادر این عبارات را نیز بیان کرده است. مثلا روایت فوق را  از (کافی، ج1،ص140 و دستور معالم الحکم (که از جمله کتبی است که قبل از سید رضی کلمات امیرالمؤمنین(ع) را جمع آوری کرده است) ص154 و مستدرک نهج البلاغه، کاشف الغطاء، ص43) بیان کرده است.
به هر حال نمونه‎های زیادی داریم که سید رضی در نهج البلاغه نیاورده؛ یا به دلیل اینکه اساسا به آن‎ها دسترسی پیدا نکرده و خود سید رضی نیز در مقدمه به آن اشاره کرده است یا اگر هم دسترسی پیدا کرده چون اهتمام به جمع‎آوری محاسن کلام داشته یعنی کلماتی که در اوج فصاحت بودند، بقیه کلمات را که از نظر فصاحت و بلاغت همسنگ این کلمات نبودند را نیاورده است.
علی ای حال این کتاب که شامل همه سخنان و کلمات و نامه ها و خطبه‎ها و کلمات قصار حضرت علی(ع) نیست در دسترس است. با این نهج البلاغه، امیرالمؤمنین(ع) را در دنیا شناخته‎اند، یعنی امیرالمؤمنین طی قرون متمادی در دنیا نه فقط در دنیای اسلام با همین کتابی که توسط سید رضی به نام نهج البلاغه گردآوری شده است شناخته شده و صرف نظر از محتوا و عمق مطالب امیرالمؤمنین در نهج البلاغه و نیازی که بشر امروز به این سخنان دارد، آنچه همگان را به اعجاب وا داشته، فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین در این کلمات است قضاوت‎ها و داوری‎هایی که در برابر این سخنان از ناحیه افراد مختلف چه شیعه و چه سنی و چه مسیحی و چه غیر مسیحی شده شنیدنی است.
همان‎طور که خود سید رضی در مقدمه گفته است: «… كان أميرالمؤمنين(ع) مشرع‏ الفصاحة و موردها و منشأ البلاغة و مولدها و منه (ع) ظهر مكنونها و عنه أخذت قوانينها و على أمثلته حذا كل قائل خطيب و بكلامه استعان كل واعظ بليغ و مع ذلك فقد سبق و قصروا و تقدم و تأخروا …»
«امیرالمؤمنین(ع) سرچشمه فصاحت و منشاء و مولد بلاغت است از او اسرار بلاغت آشکار شد و قوانین و دستورات آن از امیرالمؤمنین اخذ شد، بر شیوه او هر خطیب توانایی راه یافت و به گفتار او هر خطیب توانایی یاری جست و با این حال او در این میدان جلو رفت و بقیه فرو افتادند، او تقدم یافت و دیگران متأخر ماندند.»
کسی این سخن را می‎گوید که خودش از نظر فصاحت و بلاغت سر آمد روزگار خودش است، معاویه نیز درباره امیرالمؤمنین(ع) چنین می‎گوید.
روزی شخصی که از امیرالمؤمنین(ع) روی گردانده بود سراغ معاویه رفت و از روی شیرین زبانی و برافروختن آتش کینه به او گفت: من از نزد بی زبان‎ترین مردم آمدم.
معاویه که دید او تملق و چاپلوسی را به حد اعلی رسانده گفت: وای بر تو، تو از نزد بی‎زبان ترین مردم آمدی؟ علی به قریش فصاحت و بلاغت آموخت، قریش فصاحت وبلاغت را از او اخذ کردند.
علی ای حال این یک توضیح اجمالی راجع به نهج البلاغه موجود بود و اینکه نسبتش با سخنان امیرالمؤمنین(ع) چیست. آیا تمامی سخنان است یا بعضی از آن.
بحث جلسه آینده
بحثی در مورد سند نهج البلاغه و اعتبار آن مطرح شده است. البته شبهات دیگری نیز مطرح شده مثل اینکه این کتاب نوشته سید مرتضی است نه سید رضی. یکسری از این شهبات را سید هبة الدین شهرستانی مطرح کرده است که بخشی را بعدا متذکر می‎شویم.
ابتدائا برخی از توصیفاتی که از نهج البلاغه شده را بیان می‎کنیم و سپس بحث اعتبار سندی نهج البلاغه را مطرح خواهیم کرد.

جلسه اول
مقدمه
14/02/1398

مقدمه 
عنوان بحث در این ایام که جلسات محدودی را به خودش اختصاص می دهد نهج البلاغه شناسی یا آشنایی با نهج البلاغه و یا به تعبیر دیگر شناخت اجمالی نهج البلاغه است. معنای این عنوان این است که اموری که برای ورود به نهج البلاغه مفید و لازم است مورد تعرض قرار خواهند گرفت، بنابراین فعلا وارد بحث از تفسیر و شرح محتوای کلمات امیرالمؤمنین مثل خطب، نامه‎ها، حکم و مواعظ نخواهیم شد. بلکه از اموری بحث می‎کنیم که به نظر می‎رسد کمتر به صورت درسی به آن پرداخته شده و لازم است تا حدودی به آن‎ها اشراف پیدا شود. البته به هر اندازه‎ای که زمان به ما اجازه دهد و اگر مطالبی باقی ماند در فرصت‎های بعدی بحث را دنبال می‎کنیم.
حضرت علی(ع) به عنوان خلیفه رسول خدا(ص) و نزدیک‎ترین صحابی رسول خدا(ص) و به عنوان داماد پیامبر و اهل بیت پیامبر و جایگاهی که نزد پیامبر(ص) و جامعه اسلامی داشت قهراً گفتار و رفتارشان همواره مورد توجه و التفات مسلمین بوده است. ما در این مباحث قصد نداریم که سیره امیرالمومنین را بحث کنیم، نه تاریخ زندگانی ایشان و نه فضایل و مناقب ایشان؛ این‎ها هیچ‎کدام مد نظر نیست، چه اینکه هر کدام از این‎ها موضوع برای یک بحث و درس است. آن‎چه که این‎جا مطرح است سخنان و کلمات و نامه‎ها و مواعظ ایشان است که در کتابی به عنوان نهج البلاغه گردآوری شده است.
جمع آوری سخنان حضرت علی(ع) قبل از سید رضی 
امیرالمؤمنین با توجه به جایگاهی که داشتند سخنان و گفته‎های فراوانی از او باقی مانده است. اهتمام به جمع آوری سخنان حضرت علی(ع) قبل از سید رضی وجود داشته است.
مسعودی در مروج الذهب تصریح می کند که مردم چیزی حدود چهارصد و هشتاد و اندی از خطبه‎های آن حضرت را حفظ کردند. آن‎چه که مردم از خطابه های علی در مقامات مختلف حفظ کرده‎اند بالغ بر چهار صد و هشتاد و اندی خطبه است. علی(ع) آن خطابه‎ها را فی البداهه و بدون پیش نویس انشاء می‎کرد و مردم الفاظ او را فرا می‎گرفتند و عملا از آن بهره‎مند می‎شدند.  مسعودی تقریبا صد سال قبل از سید رضی زندگی کرده است. شما این گزارش مسعودی را با آمار خطبه‎های نهج‎البلاغه که سید رضی جمع‎آوری کرده است مقایسه کنید. بعضی تعداد خطبه‏های نهج البلاغه را دویست و سی واندی دانسته، بعضی دویست و سی و هفت خطبه و بعضی دویست و سی شش خطبه و بعضی دویست و سی و نه و بعضی دویست و چهل و یک و بعضی دیگر دویست و چهل و دو خطبه نقل کردند. اختلاف عدد خطبه ها نیز به این جهت است که بعضی یک قسمت را دنباله خطبه قبل یا مستقل به حساب آورده‎اند و این ادامه خطبه قبل محسوب کردن یا مستقل محسوب کردن باعث شده است که تعداد خطبه‎ها متفاوت شود و فرق کند.
علی ای حال تقریبا بیش از دو برابر آن‎چه که سید رضی در کتاب نهج البلاغه نقل کرده است آماری است که مسعودی به عنوان یک مورخ، صد سال قبل از آن به آن اشاره می‎کند. گزارش مسعودی ضمن اینکه کمیت خطبه‎ها را نشان می‎دهد که بیشتر از چیزی است که سید رضی گردآوری کرده است، نشان دهنده اهتمام جامعه اسلامی به حفظ خطب امیرالمومنین(ع) است. معمولا حفظ خطب و سخنان و کلمات بزرگان اگر از اعتبار برخوردار نباشد صورت نمی‎گیرد. کتاب، نامه و پیام از ادیبان و شعرا از همان صدر اسلام وجود داشته، اما اینکه مردم خطبه‎های امیرالمؤمنین را حفظ می‎کردند حاکی از اهمیت و اهتمامی است که به این مسئله داشتند. علی ای حال جمع آوری خطب امیرالمؤمنین چه به صورت شفاهی و چه مکتوب، قبل از سید رضی وجود داشته است.
مؤلف نهج البلاغه
سید رضی نیز بخش مهمی از مطالب امیرالمؤمنین را در کتاب نهج البلاغه گرد آوری نمود.
سید رضی به یک معنا یک نابغه بود. اکنون قصد نداریم شرح حال او را بیان کنیم ولی اجمالا نبوغی داشت، مخصوصا در دایره ادبیات و شعر که نقل می‎کنند در ده سالگی قصیده‎ای گفت که همگان را به تعجب وا داشت و وقتی هم که به سن 21 سالگی رسید از ناحیه دولت امیر الحاج بوده؛ هم مناصب رسمی و دولتی داشته و هم دانشمندانی بوده که آثاری از او به جا مانده است. مرحوم علامه امینی در الغدیر حدود نوزده کتاب را به او منتسب کرده از جمله:
1.تلخیص البیان فی مجازات القرآن.
2.مجازات الآثار النبویه که 361 حدیث از پیامبر نقل کرده که در آن‎ها مجاز یا استعاره یا یک نکته بلاغی را از آن احادیث استفاده کرده و در ذیل هر حدیث آن مجاز یا استعاره‎ را شرح مختصری داده است.
3. حقایق التأویل فی متشابه التنزیل.
4. دیوان شعر که متجاوز از 16 هزار بیت در انواع شعر از اشعار خود سید رضی در آن گردآوری شده است.
5. خصائص الائمه که جرقه تدوین نهج‎البلاغه از همین کتاب در ذهن ایشان زده شد.
6. نامه های سید رضی که در سه جلد جمع آوری شده است.
البته برخی از کتب سید رضی در دسترس نیست.
چگونگی پیدایش نهج البلاغه
خود سیدرضی در مقدمه نهج البلاغه می‎گوید: «… فإني كنت في عنفوان‏ السن‏ و غضاضة الغصن ابتدأت تأليف كتاب في خصائص الأئمة(ع) يشتمل على محاسن أخبارهم و جواهر كلامهم حداني عليه غرض ذكرته في صدر الكتاب و جعلته أمام الكلام و فرغت من الخصائص التي تخص أمير المؤمنين عليا(ع) و عاقت عن إتمام بقية الكتاب محاجزات الأيام و مماطلات الزمان …» ‏
ایشان می‎گوید: «… من در اوان جوانی و در زمان طراوت شباب شروع کردم به تألیف کتابی در ویژگی‎ها و خصائص ائمه که مشتمل بر نیکویی‎های اخبار ایشان و گوهرهای کلام آن‎ها باشد. سپس بعد از آنکه از بیان ویژگی‎های امیرالمؤمنین فارغ شدم مشکلات و مصائبی پیش آمد که از ادامه تألیف این کتاب باز ماندم …» چون از ابتدا کار تبویب و تنظیم فصول را انجام داده بود یک بخشی از این کتاب را به کلمات کوتاه امیرالمؤمنین(ع) اختصاص داده بود.
خود ایشان در مقدمه می‎فرماید: «… و كنت قد بوبت ما خرج من ذلك أبوابا و فصلته فصولا فجاء في آخرها فصل يتضمن محاسن‏ ما نقل‏ عنه‏ (ع) من الكلام القصير في المواعظ و الحكم و الأمثال و الآداب دون الخطب الطويلة و الكتب المبسوطة …»
 «… در یک قسمتی از خصائص بابی را قرار داده بودم که متضمن محاسن سخنانی کوتاه بود که از امیرالمومنین(ع) نقل شده بود «… الكلام القصير في المواعظ و الحكم و الأمثال و الآداب …» اما خطبه‏های طولانی و نامه‏های مبسوط را ذکر نکرده بودم. پس ابتدائاً در خصائص فقط این بخش از سخنان آن‎هم نه همه آن‎ها بلکه فقط محاسن ما نقل عنه (که توضیح می‎دهیم مقصود از آن چیست) را ذکر کرده بود. بعد جماعتی از دوستان این کار را تحسین کردند و متعجب شدند از این سخنان و از من خواستند که خطبه‎ها و نامه‎های امیرالمؤمنین را نیز ضمیمه کنم. همه سخنان و خطبه‎ها و نامه‎ها و این کلمات قصار در یک جا جمع آوری شود. سپس می‎گوید: من اقدام به این کار کردم ولی نه همه آن ها را، وی آنگاه می‎نویسد: «… رایت کلامه(ع) یدور علی اقسام ثلاثه و رأيت كلامه(ع) يدور على أقطاب ثلاثة أولها الخطب‏ و الأوامر و ثانيها الكتب و الرسائل و ثالثها الحكم و المواعظ؛ فأجمعت بتوفيق الله تعالى على الابتداء باختيار محاسن الخطب ثم محاسن الكتب ثم محاسن الحكم و الأدب‏ مفردا لكل صنف من ذلك بابا و مفصلا فيه أوراقا لتكون مقدمة لاستدراك ما عساه يشذ عني عاجلا و يقع إلي آجلا …»
« … من اول محاسن خطبه‎ها و محاسن نامه‎ها و محاسن حکمت‎ها را به نحوی که برای هر یک از این سه صنف بابی را اختصاص دادم و البته اوراقی گذاشتم برای اینکه اگر چیزی الان از دید من پنهان ماند و یا ممکن است من بعدا به آن برخورد کنم را در این اوراق ضمیمه کنم …»
 
کاستی‎های نهج البلاغه
پس: 1. جرقه گردآوری سخنان امیرالمؤمنین از کتاب خصائص الامامیه زده شد و هدف از آن را خود سید رضی این‎چنین بیان کرده است که محاسن کلام، محاسن خطبه‎ها و محاسن نامه‎ها را جمع کند. منظور از محاسن (با توجه به اینکه همه سخنان امیرالمؤمنین(ع) از محاسن است)، با توجه به ذوق ادبی و شعری سید رضی این بود که کلماتی که بلاغت و فصاحت آشکار دارد را جمع آوری کند. لذا اهتمام به نقل تمامی سخنان حضرت علی(ع) نداشته است، به همین دلیل نام این کتاب را نهج البلاغه گذاشته است یعنی روش و شیوه بلاغت و رسا سخن گفتن. پس اساس کار سید رضی در نهج البلاغه بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغتی بوده  که در سخنان امیرالمؤمنین(ع) ملاحظه کرده و به همین جهت همه سخنان امیرالمومنین(ع) را بیان نکرده است.
2. به علاوه ایشان مأخذ و مدارک سخنان را در این کتاب (به جز مواردی اندک که نام کتاب مأخذ ذکر شده) بیان نکرده است.
این شیوه سید رضی در این کتاب است. به همین جهت بعضی از این امور منشاء شبهاتی شده که بعدا به آن‎ها خواهیم پرداخت. شبهات و ایراداتی حول نهج البلاغه وارد شده است، از جمله عدم ذکر منابع و مأخذها چند ایراد نسبت به نهج البلاغه ذکر کرده‎اند که انشاء الله متعرض آن‎ها خواهیم شد و پاسخ‎های آن‎ها را نیز بیان خواهیم کرد.
خود سید رضی در پایان می‎نویسد:«… و من الله أستمد التوفيق‏ و العصمة و أتنجز التسديد و المعونة و أستعيذه‏ من‏ خطإ الجنان‏ قبل‏ خطإ اللسان و من زلة الكلم قبل زلة القدم و هو حسبي‏ وَ نِعْمَ الْوَكِيل‏ …»
این کتاب تقریبا شش سال قبل از فوت سید رضی به پایان رسیده است، یعنی سال 400؛ زیرا در سال 406 سید رضی فوت کرده است و عجیب این است که سید رضی 47 سال بیشتر عمر نکرده است واقعا چه عمر با برکتی؛ متولد 359 و متوفای 406 ه ق، لذا 47 سال بیشتر عمر نکرده است ولی اثری از خود به جا گذاشت که تا امروز از جهات مختلف مورد توجه است. حتماً اساس کار بر خلوص نیت بوده که این‎چنین کار پا برجا مانده است.
جمع آوری همه سخنان و همه نامه‎های حضرت علی(ع)
اخیرا کتابی تحت عنوان تمام نهج البلاغه منتشر شده که مشتمل بر همه مطالب و سخنان امیرالمؤمنین(ع) است. ملاحظه فرمودید وقتی مسعودی حدود صد سال قبل از سید رضی می‎گوید: مردم چهارصد و هشتاد و اندی خطبه از امیرالمؤمنین(ع) حفظ کرده‎اند حاکی از این است که مجموع سخنان حضرت علی(ع) بیش از این‎ها است، کاری که توسط یکی از فضلاء در این کتاب شده و در مقدمه اش نیز بیان کرده این است که طی پنج سال با مراجعه به منابع و مصادر تلاش کرده آن بخش‎هایی که در این کتاب نیامده را از منابع و مصادر تکمیل کند. بعضی از این گفتارها در لابه لای سخنان است، بعضی از سخنان اساسا بیان نشده است، بعضی نیز حواشی آن کلمات است که به گفته‎های دیگران مربوط می‎شود. به یک نمونه از این موارد اشاره می‎کنیم:
در اوائل خطبه اول این‎ طور وارد شده است «…وَ مَنْ‏ قَالَ‏ فِيمَ‏ فَقَدْ ضَمَّنَهُ‏ وَ مَنْ‏ قَالَ‏ عَلَامَ‏ فَقَدْ أَخْلَى‏ مِنْه …» ‏
این مطلبی است که در نهج البلاغه سید رضی آمده است، اما آن چیزی که در این کتاب به عنوان تمام نهج البلاغه آمده است این است:
«… وَ مَنْ قَالَ فِيمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلَامَ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ قَال‏ أَيْنَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ وَ مَنْ قَالَ مَا هُوَ فَقَدْ نَعَتَهُ‏ وَ مَنْ قَالَ إِلَامَ فَقَدْ غَيَّاه‏ …»
این عبارات ممکن است از لحاظ معنایی خیلی با عبارت های قبلی فرقی نداشته باشند ولی کاملتر است. کار دیگری که این مؤلف کرده، مصادر این عبارات را نیز بیان کرده است. مثلا روایت فوق را  از (کافی، ج1،ص140 و دستور معالم الحکم (که از جمله کتبی است که قبل از سید رضی کلمات امیرالمؤمنین(ع) را جمع آوری کرده است) ص154 و مستدرک نهج البلاغه، کاشف الغطاء، ص43) بیان کرده است.
به هر حال نمونه‎های زیادی داریم که سید رضی در نهج البلاغه نیاورده؛ یا به دلیل اینکه اساسا به آن‎ها دسترسی پیدا نکرده و خود سید رضی نیز در مقدمه به آن اشاره کرده است یا اگر هم دسترسی پیدا کرده چون اهتمام به جمع‎آوری محاسن کلام داشته یعنی کلماتی که در اوج فصاحت بودند، بقیه کلمات را که از نظر فصاحت و بلاغت همسنگ این کلمات نبودند را نیاورده است.
علی ای حال این کتاب که شامل همه سخنان و کلمات و نامه ها و خطبه‎ها و کلمات قصار حضرت علی(ع) نیست در دسترس است. با این نهج البلاغه، امیرالمؤمنین(ع) را در دنیا شناخته‎اند، یعنی امیرالمؤمنین طی قرون متمادی در دنیا نه فقط در دنیای اسلام با همین کتابی که توسط سید رضی به نام نهج البلاغه گردآوری شده است شناخته شده و صرف نظر از محتوا و عمق مطالب امیرالمؤمنین در نهج البلاغه و نیازی که بشر امروز به این سخنان دارد، آنچه همگان را به اعجاب وا داشته، فصاحت و بلاغت امیرالمؤمنین در این کلمات است قضاوت‎ها و داوری‎هایی که در برابر این سخنان از ناحیه افراد مختلف چه شیعه و چه سنی و چه مسیحی و چه غیر مسیحی شده شنیدنی است.
همان‎طور که خود سید رضی در مقدمه گفته است: «… كان أميرالمؤمنين(ع) مشرع‏ الفصاحة و موردها و منشأ البلاغة و مولدها و منه (ع) ظهر مكنونها و عنه أخذت قوانينها و على أمثلته حذا كل قائل خطيب و بكلامه استعان كل واعظ بليغ و مع ذلك فقد سبق و قصروا و تقدم و تأخروا …»
«امیرالمؤمنین(ع) سرچشمه فصاحت و منشاء و مولد بلاغت است از او اسرار بلاغت آشکار شد و قوانین و دستورات آن از امیرالمؤمنین اخذ شد، بر شیوه او هر خطیب توانایی راه یافت و به گفتار او هر خطیب توانایی یاری جست و با این حال او در این میدان جلو رفت و بقیه فرو افتادند، او تقدم یافت و دیگران متأخر ماندند.»
کسی این سخن را می‎گوید که خودش از نظر فصاحت و بلاغت سر آمد روزگار خودش است، معاویه نیز درباره امیرالمؤمنین(ع) چنین می‎گوید.
روزی شخصی که از امیرالمؤمنین(ع) روی گردانده بود سراغ معاویه رفت و از روی شیرین زبانی و برافروختن آتش کینه به او گفت: من از نزد بی زبان‎ترین مردم آمدم.
معاویه که دید او تملق و چاپلوسی را به حد اعلی رسانده گفت: وای بر تو، تو از نزد بی‎زبان ترین مردم آمدی؟ علی به قریش فصاحت و بلاغت آموخت، قریش فصاحت وبلاغت را از او اخذ کردند.
علی ای حال این یک توضیح اجمالی راجع به نهج البلاغه موجود بود و اینکه نسبتش با سخنان امیرالمؤمنین(ع) چیست. آیا تمامی سخنان است یا بعضی از آن.
بحث جلسه آینده
بحثی در مورد سند نهج البلاغه و اعتبار آن مطرح شده است. البته شبهات دیگری نیز مطرح شده مثل اینکه این کتاب نوشته سید مرتضی است نه سید رضی. یکسری از این شهبات را سید هبة الدین شهرستانی مطرح کرده است که بخشی را بعدا متذکر می‎شویم.
ابتدائا برخی از توصیفاتی که از نهج البلاغه شده را بیان می‎کنیم و سپس بحث اعتبار سندی نهج البلاغه را مطرح خواهیم کرد.