یکی از مسائلی که در اسلام تأکید فراوان شده مجاهده با نفس است در لسان روایات از مجاهده با نفس به عنوان جهاد اکبر نام برده شده در مقابل جهاد با عدو که به عنوان جهاد اصغر نامیده شده همه فضیلت­هایی که برای جهاد اصغر ذکر شده یک طرف جهاد با نفس و یک طرف ارزش و اهمیت جهاد با عدو وقتی است که مجاهده بزرگتر محقق شده باشد؛ تعابیری که درباره جهاد وارد شده خیلی بلند است امیرالمؤمنین(ع) از جهاد تعبیر می­کند به «عماد الدین یا منهاج السعداء» یا تعبیری دیگری که حضرت درباره مجاهدان دارد و می­فرماید: «تفتح لهم ابواب السماء» در آیات قرآن هم در مورد جهاد و مجاهده مطلب زیاد بیان شده است در سوره نساء می­فرماید: «لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر و المجاهدون فی سبیل الله»[۱] هیچ گاه قاعدین و کسانی که بدون عذر و بهانه و دلیل خاصی در جهاد شرکت نکردند با کسانی که در راه خدا مجاهدت کردند قطعاً مساوی نیستندیا مثلاً دریک قضیه­ای رسول خدا (ص) مواجه شد با مراجعه اهل و عیالیک نفری که از دنیا کناره گیری کرده بود و برای عبادت به دامن کوه رفته بود حضرت فرمود «إنّ صبر المسلم فی بعض مواطن الجهاد یوماً واحداً خیرٌ له من عباده اربعین سنه» اگر این شخصی که به زعم خودش همه چیز را رها کرده و به عبادت مشغول شده در بعضی از مواضع مواجهه با دشمن یک روز صبر کند (صبر در برابر سختی­ها و مشکلات که جهاد با دشمن دارد) برای این شخص از چهل سال عبادت برتر و بالاتر است ما از این جنس امور در شریعت و لسان روایات زیاد داریم؛ اینها باید ما را توجه بدهد به اینکه به حقیقت دین و خواسته خداوند تبارک و تعالی و اولیاء او توجه کنیم.

جهاد در راه خدا و در مقابل عدو با همه ارزشی که دارد در برابر جهاد با نفس جهاد کوچک و اصغر است. اصل، جهاد با نفس است همه ارزش­هایی که برای مجاهدان فی سبیل الله ذکر شده به خاطر آن است یعنی صرف حضور در جنگ که مهم نیست اگر کسی در آن جنگ­ها شرکت می­کرد اما نه برای خدا و به سبب امور و اهداف دیگر؛معلوم است که این ارزش­ها که در مورد آن بیان شده مانند «خیرٌ من عباده اربعین سنه» برای او ثابت نبود. مجاهده با نفس برترین جهاد است امام باقر(ع) می­فرماید:«لافضیله کالجهاد و لا جهاد کمجاهده الهوی»[۲] هیچ فضیلتی مثل جهاد نیست و هیچ جهادی مثل جهاد با نفس نیست.

ارزش­های مجاهدان فی سبیل الله به خاطر مجاهدت با هوای نفس است کسی که مجاهده با هوای نفس دارد اهل ایثار و گذشت می­شود مهربان می­شود از خودش و مالش می­گذرد و رنگ و بوی الهی پیدا می­کند.

الآن هفته دفاع مقدس هم هست آنچه که در این ایام مورد توجه است و باید تکریم شود و می­شود و غرض از تکریم این ایام می­باشد، تکریم حرب بما هو حرب نیست بلکه تکریم ارزش­های یک ملت است که در آن ایام برای دفاع از خودش از همه چیزش گذشت نام دفاع مقدس به این خاطر است دفاع مقدس یعنی دفاع از کشور، دین، اسلام، انقلاب؛ آنچه که رمز ماندگاری ماست همان ارزش­هاست و این ارزش­ها به شعار و لفظ و زبان و غوغا و نوشتار حاصل نمی­شود هر چند اینها یک وسیله برای یاد آوری است ولی مقصود غایی نیست اگر شهدائی که در آن ایام از خود گذشتگی کردند و به شهادت رسیدند زندگی­ها و وصیت نامه­های آنها را ببینید این وصیت نامه­ها گاهی برای انسان تکان دهنده است از باب اینکه انسان می­بیند یک جوان کم سن و سال به چه نقطه و درجه­ای از معرفت رسیده که خیلی­ها بعد از سال­ها تحصیل و تعلم و تعلیم به نقاط نمی­رسند؛ اگر کسی از مجاهدان باشد و پا فشاری بر آن خصوصیاتی که در آن دوران حاکم بود داشته باشد این مصداق این روایاتی است که عرض کردیم. اگر کسی چنین باشد ابواب سماء کما کان برای او گشوده است اما بودند مجاهدینی که در آن ایام در تاریخ اسلام در رکاب رسول خدا (ص) و حضرت علی (ع) مجاهدت کردند اما بعداً جذب چرب و شیرین دنیا شدند و تسلیم هوی شدند به جای آنکه با آن مجاهده کنند،‌ تسلیم شدند و ابواب سماء به روی آنها بسته شد و از منهاج سعادت دور شدند و اجر و پاداش خود را هم ضایع کردند. آن کسی که امام (ره) می­فرمود من بر دستان آنها بوسه می­زنم کسانی بودند که شیفته­ی دین،خدمت به مردم، نظام بودند و خود خواهی و خود محوری برای آنها معنی و مفهوم نداشت. این خصوصیات و این ارزش­هاست که به آن دفاع رنگ الهی داد و گرنه در دنیا بسیار جنگ بوده و خیلی­ها کشته شده­اند اما هدف آنها مقدس نبوده آنچه که جنگ و دفاع را مقدس کرد اهداف مقدسی بود که تعقیب می­شد و البته مسیری بود که به درستی طی می­شد. در هر صورت همه همت ما باید مجاهدت با نفس باشد که جهاد اکبر است و اگر آن جهاد هم مورد توجه است برای این است که اهل آن جهاد و مجاهدین در آن ایام که فضای معنوی حاکم بود این چنین بودند. اما گاهی انسان مشاهده می­کند کسانی که حتی معلوم نیست در آن دوران حضور داشته و حداقل گرد و خاک جبهه بر آنها نشسته باشد آن چنان با فریاد و مدعیانه و طلب کارانه از دیگران سخن می­گویند و مدعی می­شوند.

«لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر و المجاهدون و المجاهدون فی سبیل الله».

[۱]. مستدرک،ج۱۱،ص۲۱.

[۲]. تححف العقول،ص۲۸۶.