بیانات آیت الله سید مجتبی نورمفیدی به مناسبت شروع سال تحصیلی : اهتمام به امور مسلمین؛ جداییناپذیر از کسب علم و معرفت الهی

آیتالله سیدمجتبی نورمفیدی در آغاز سال تحصیلی حوزه علمیه قم و در ابتدای درس خارج اصول با تأکید بر اینکه علم و معرفت الهی از اهتمام به امور مسلمین جداییناپذیر است، گفت: عالم دینی نمیتواند نسبت به سرنوشت جامعه و مسلمانان بیتفاوت باشد و اگر معرفتی که از دین حاصل شده، انسان را از توجه به جامعه و مسائل مسلمانان جدا کند، این معرفت ناقص است.
اهتمام به امور مسلمین؛ جداییناپذیر از کسب علم و معرفت الهی
نکتهای که میخواستم عرض کنم این است که علم الهی و معرفت الهی نمیتواند از اهتمام به امور مسلمین جدا باشد. نمیتواند کسی بگوید من میخواهم طلب علم کنم، سراغ مظانّ آن هم میروم، اهلش را هم پیدا میکنم و دیگر با هیچ چیز کاری ندارم. اصلاً این امکان ندارد. نمیتواند یک عالم دینی بگوید من نسبت به سرنوشت جامعه و سرنوشت مسلمین بیتفاوتم. اگر چنین باشد، باید در علم او و معرفت او شک کرد؛ به این معنا که ناقص است. این معرفت ناقص است؛ معرفتی که از دین برای او حاصل شده ناقص است. چون طبق تعالیم قرآن، تعالیم پیامبر(ص) و اولیای معصومین (علیهم السلام) و همه انبیا، نمیتواند تعالیم دینی و عالمان دین از اهتمام به امور مسلمین تفکیک شود.
دو سطح از اهتمام به امور مسلمین
اهتمام به امور مسلمین هم خودش در دو سطح قابل بررسی است.
سطح اول
شما هیچ عالم دینی را نمیتوانید پیدا کنید که اهتمام به امر برادران دینی نداشته باشد. اهتمام به امر برادران دینی گاهی در سطح گرهگشایی از کار آنهاست؛ برادر مسلمان نیاز مالی دارد، بیماری دارد، مشکلات دارد، اختلاف خانوادگی دارد، او نیاز دارد به اینکه کمک شود. همه عالمان ما با سطوح مختلف علمی و جایگاهی که دارند به این مسئله اهتمام دارند. البته شدت و ضعف دارد؛ بعضی اهتمامشان خیلی شدید است، بعضی اهتمامشان کمتر است. شما یک امام جماعتی که مثلاً در محلهای در یک منطقهای اقامه جماعت میکند را نگاه کنید، در همان مسجد و میان همان مأمومین، کسانی هستند که مراجعه میکنند و گرفتاری دارند؛ میخواهند دختر شوهر دهند، میخواهند مسکن تهیه کنند، قرض میخواهند؛ بالاخره کارهایی برای رفع نیازهای مردم انجام میدهند. این یک سطح از اهتمام به امور مسلمین است؛ یعنی تلاش برای رفع نیاز فردی آنان در ابعاد مختلف. عرض کردم، حداقل من سراغ ندارم که یک عالم دینی در این سطح نسبت به امور مسلمین و جامعه اهتمام نداشته باشد، اگرچه اهتمام برخی بیشتر و اهتمام برخی کمتر است. اگر هم باشد، «النادر کالمعدوم» است.
سطح دوم
اما سطح عمیقتری از اهتمام به امور مسلمین نیز داریم که آن بسیار مهمتر است: اهتمام به امور مسلمین در سطح دوم، یعنی توجه به توطئهها و نقشههای اجانب برای جامعه اسلامی و مسلمانان، و نهایتاً وادار کردن مسلمانان به تسلیم و غارت منابع آنان. در بسیاری موارد دشمنان اسلام و مسلمین برنامهریزی دارند برای غارت منابع مسلمین، برای تضعیف مسلمین، برای اختلاف و تفرقه میان آنان، و برای تشدید نزاع بین مسلمین. در یک کلمه، اهتمام به امر جامعه اسلامی، این سطح دوم است. یک وقت اهتمام به امور مسلمین در حوزه نیازهای فردی است که اشاره کردم؛ یک وقت اهتمام به امور مسلمین در حیطه اجتماعی است. بالاخره غیر از افراد مسلمان، جامعه اسلامی هم داریم. جامعه اسلامی خودش هویتی دارد، حیاتی دارد، عزتی دارد، ذلتی دارد. همانطور که یک فرد مرگ و حیات دارد، عزت و ذلت دارد، همانطور که یک نفر میتواند قوت و ضعف داشته باشد، یک جامعه نیز میتواند قوت و ضعف داشته باشد. یک عالم دین به هیچ وجه نمیتواند خود را از اهتمام به امر مسلمین منفک کند؛ شما کسی را پیدا نمیکنید که در سطح اول خود را از این امور جدا کند. اما در سطح دوم، ممکن است اهتمام وجود نداشته باشد. برخی میگویند ما میخواهیم به مسائل علمی بپردازیم و به این کارها کاری نداریم. مگر میشود یک عالم دین به امور اجتماعی مسلمین، به جامعه اسلامی، و به توطئهها و نقشههای اجانب کاری نداشته باشد؟ اهتمام به امور مسلمین در این عرصه اولویت دارد نسبت اهتمام به نیازهای فردی. آن هم مهم است؛ آن نیز باید باشد، چنانکه هست؛ اما اهتمام به امور اجتماعی مسلمین و اهتمام به جامعه اسلامی قطعا اهمیت بیشتری دارد. وقتی دشمن تلاش میکند هویت دینی را از یک جامعه اسلامی بگیرد، تلاش میکند منابع را غارت کند، ممکن است به حسب ظاهر اجازه هرگونه عمل و فعالیت دینی و مذهبی را نیز بدهد، اما نسبت به این جهت میخواهد راه خودش را برود، منابع را غارت کند، منابع را به تصرف درآورد. ما نمیتوانیم نسبت به این جهت بیتفاوت باشیم.
نقشه دشمنان ومسئولیت عالمان دین در شرایط کنونی
الان کشور ما، مردم ما، و اساساً جامعه مسلمانان، (فرقی نمیکند، در خارج از دایره مرزهای ایران هم همینطور است) در یک شرایط خطیر و حساسی هستیم. توجه به این شرایط بسیار مهم است. نمیتوانیم نسبت به این شرایط بیتوجه و بیتفاوت باشیم. من همیشه هم میگویم این سخنان به معنای نادیده گرفتن ضعفها، اشکالات و امثال این امور نیست. ما همیشه باید توجه کنیم که از سوی دشمنان در معرض تهدید و حمله هستیم. این چند ماه را ملاحظه فرمودید؛ در ماه رمضان، (نهم رمضان) که گستاخانه با حمله به بیت مقام معظم رهبری موجب شهادت رهبر معظم انقلاب شدند و جمعی از فرماندهان، و همان روز در میناب آن فاجعه وحشتناک را به وجود آوردند. در این مدت نیز نقشهها و نیتهای شوم آنان برملا شده است. ممکن است شکلهای مختلفی پیدا کرده باشد، اما مقصد آنان روشن و نیت آنان آشکار است. حال هر از چند گاهی شکل مواجهه و معارضه خود را با ما عوض میکنند؛ یک وقت حمله نظامی، یک وقت محاصره اقتصادی، یک وقت ترکیبی از این دو برای اینکه بخواهند ایران را وادار به تسلیم کنند.
حالا من میخواهم عرض کنم مسئولیت ما در این شرایط چیست و ما چه باید بکنیم. از یک طرف مشکلات زندگی مردم هست؛ انصافاً مردم در این تقریباً هفت ماه، مردانه و قهرمانانه صبر و استقامت خودشان را نشان دادند و تابآوری خودشان را نشان دادند، با همه فشارهایی که دشمنان متوجه کردند، حمله نظامی، محاصره اقتصادی.
اولاً ما باید کمککار مردم باشیم، همراه و همدل باشیم، چه در قول و چه در عمل. این خیرخواهی، همراهی، همدلی و مواسات باید توسعه پیدا کند. حالا مشکلاتی هم هست؛ ممکن است مسئولین نیز یک وقت تصمیم اشتباه یا راه خطا رفته باشند؛ اینها هم ممکن است. اما آنچه الان برای ما مهم است حفظ این علم و پرچم است؛ حفظ کشور یکپارچه ایران، حفظ نظام جمهوری اسلامی، و حفظ مردم در این شرایط، باید حواسمان باشد. هر قدمی، هر تلاشی، هر کاری که بخواهد این علم و پرچم را در این شرایط ضعیف کند، قطعاً حرام است. بالاخره ما در یک کشوری زندگی میکنیم؛ یک کشتی است که در آن نشستهایم و داریم حرکت میکنیم در این امواج سهمگین و طوفانی که ما را احاطه کرده است، حفظ خود کشتی، ساکنان کشتی، و آن فرماندهی که این کشتی را راهبری میکند اهمیت دارد. اگر قرار باشد هر کسی با ابزاری گوشهای از این کشتی را سوراخ کند، هیچکس نجات پیدا نمیکند. اگر قرار باشد در داخل این کشتی به جان هم بیفتند، اختلاف کنند، دعوا و نزاع کنند، و نیروها صرف اموری شود که آسیب میزند، معلوم است نمیتوانیم دست به دست هم این راه را ادامه دهیم. اگر فرمانده این کشتی تضعیف شود، معلوم است که نمیتواند راهبری کند.
بنابراین، آنچه در این شرایط بسیار بسیار اهمیت دارد، تقویت تابآوری مردم، صبر مردم، آگاهیبخشی به مردم، روشن کردن نیات شوم دشمنان، تبیین مقاصد دشمنان، و اتحاد و همدلی و انسجام تحت رهبری رهبر انقلاب است. ما این مجموعه را باید حفظ کنیم، از اختلاف و تفرقه دست برداریم. امروز بیش از هر زمانی دشمن به اختلافات و نزاعها دل خوش کرده است. باید خویشتنداری شود، باید مراقبت کنیم تنازع پیش نیاید و چشم به علمدار و علم و گوش به فرمان علمدار پیش برویم. راهی غیر از این نداریم. اگر هر کسی، در این شرایط بخواهد برای خودش راهی برود، مشکل ایجاد میشود. بالاخره اختلاف نظر وجود دارد؛ اگر بگوید من این را قبول ندارم، آن را قبول ندارم. نمیشود. عقل سلیم، شرع و عرف، حکم میکنند که وقتی مجموعهای یک فرمانده و راهبر دارد، همه باید پشت سر آن راهبر و فرمانده حرکت کنند و از اختلافات دست بردارند تا انشاءالله از این مرحله هم عبور کنیم و انشاءالله به مدد نصرت الهی به پیروزیهای درخشانتر دست پیدا کنیم.
اگرچه در این مدت نیز واقعاً دشمن شکست خورده است؛ یعنی تردیدی در این نیست. در این هفت ماه، آنها به هیچ یک از اهدافی که برای خودشان تعیین کرده بودند نرسیدند. این حرف من یا امثال من نیست؛ اذعان خود کارشناسان و تحلیلگران نظامی، امنیتی و سیاسی آنهاست. ببینید چند بار مجبور شدند مقاصد و اهداف خودشان را تغییر دهند. آنها یک هدف داشتند، تجزیه ایران، از بین بردن نظام جمهوری اسلامی، تسلط بر منابع این کشور و غارت کردن. یک هدف اصلی بیشتر نداشتند. چیزی را که به زعم آنها مزاحم و مانع بود میخواستند بردارند. هرچه گفتند که غیر از این است، همه بهانه بود. اصل هدفشان این بود؛ و هرچه تلاش کردند و هرچه تجمیع قوا کردند، نتوانستند به این هدف برسند. و این با عنایت الهی، عنایات معصومین(ع)، اتحاد مردم، مقاومت و ایستادگی و صبوری مردم حاصل شد؛ و البته با آمادگیهایی که نیروهای نظامی و مسلح ما داشتند، سپاه، ارتش، بسیج، و دستگاههای اطلاعاتی و انتظامی؛ و تمهیداتی که رهبر شهید انقلاب اندیشیده بودند و آمادگیهایی که طی این سالها فراهم کرده بودند، دشمن نتوانست بعد از آن ضربه اولیه سختی که به این کشور وارد شد، برنامه خودش را پیش ببرد.
انشاءالله ما در کنار طلب علم، در کنار طلب علم در مظانّش، در کنار اقتباس علم از اهلش، نمیتوانیم نسبت به امور مسلمین و به امور جامعه اسلامی بیتفاوت باشیم. اصلاً اینها از هم تفکیکناپذیرند؛ قابل تفکیک نیستند. اینها از یکدیگر جدا شدنی نیستند. با این بیانی که عرض کردم. انشاءالله ضمن دقت و توجه به ضرورت درس خواندن و طلب علم، باید به ضرورت پرداختن به امور جامعه نیز انشاءالله توجه کنیم، تا بتوانیم عالمی جامع و مفید به حال مردم باشیم.


