جلسه بیست و سوم
۴- معلی بن خُنیس
۱۳۹۳/۰۲/۰۲
جدول محتوا
۴- معلی بن خنیس
روایاتی که در کتب اربعه از معلی بن خنیس نقل شده به اندازه روایات افرادی که در گذشته مورد بررسی قرار گرفتند نیست، اما بنا بر آنچه مرحوم علامه در رجال فرموده در کتب اربعه حدود۸۰ روایت از معلی بن خنیس نقل شده، البته بعضی از روایات هم صرفاً با نام معلی در کتب اربعه ذکر شده است.
اقوال
به طور کلی سه قول درباره وثاقت و عدم وثاقت معلی بن خُنیس بیان شده:
قول اول: اکثراً قائل به وثاقت معلی بن خنیس شدهاند، شیخ طوسی از متقدمین و ابن طاووس، وحید بهبهانی، محقق کاظمی و مرحوم آقای خویی از متأخرین از جمله کسانی هستند که قائل به وثاقت معلی بن خنیس شدهاند.
قول دوم: بعضی هم قائل به ضعف معلی بن خنیس شدهاند؛ از جمله نجاشی، ابن غضائری و محقق حلی در کتاب معتبر.
قول سوم: بعضی از جمله علامه حلی هم در مورد این شخص توقف کردهاند.
حال باید ادله دال بر وثاقت و ضعف معلی بن خنیس را ذکر و مورد بررسی قرار دهیم تا حق در مسئله روشن شود.
ادله وثاقت
دلیل اول: روایت اجلاء
بزرگانی از روات از جمله عبدالله بن مسکان، جمیل بن درّاج، هشام بن سالم، ابن ابی عمیر و امثال اینها از معلی بن خُنیس روایت نقل کردهاند، البته از ابن ابی عمیر فقط یک مورد در کتب اربعه از معلی بن خنیس روایت نقل شده است.
دلیل دوم: وقوع در اسناد تفسیر علی بن ابراهیم
در بخش اول تفسیر علی بن ابراهیم قمی و آن هم در موارد متعدد، نام معلی بن خنیس ذکر شده به خلاف روات قبلی که عمدتاً در بخش دوم این تفسیر ذکر شده بودند و به خاطر همین هم مورد اشکال واقع شدند لکن نام معلی بن خنیس در بخش اول این تفسیر که متعلق به خود علی بن ابراهیم است ذکر شده لذا این خود دلیلی بر وثاقت معلی بن خنیس میباشد.
دلیل سوم: عدم استثناء از کتاب نوادر الحکمه
ابن ولید نام معلی بن خنیس را از کتاب نوادر الحکمه استنثاء نکرده لذا خود همین عدم استثناء دال بر وثاقت اوست.
دلیل چهارم: کلام بزرگان علم رجال درباره او
بعضی از بزرگان علم رجال نکاتی را درباره معلی بن خنیس گفتهاند.
۱- شیخ طوسی درباره او میگوید: «و کان من قوّام ابی عبدالله (ع) و انما قتله داوود بن علی بسببه و کان محموداً عنده و مضی علی منهاجه و امره مشهورٌ» و سپس روایاتی در مدح معلی بن خنیس ذکر کرده است.
۲- ابن طاووس درباره معلی بن خنیس گفته: «ان المعلّی من اجلاء وکلاء الامام الصادق (ع)».
دلیل پنجم: روایات دال بر مدح او
شاید متجاوز از۱۰ روایت در مدح معلی بن خنیس وارد شده باشد که اگر چه ممکن است سند بعضی از این روایات دچار ضعف باشد اما بعضی روایات سنداً صحیح و قابل استناد هستند.
روایت اول: فرُوی عن ابی بصیر لمّا قتل داوود بن علی المعلّی بن خُنیس فصلَبَه عظم ذلک علی ابی عبدالله (ع) و اشتدَّ علیه و قال (ع) له: «یا داوود علی ما قتلتَ مولای و قیّمی فی مالی و علی عیالی و الله انّه لأوجه عند الله منک»؛ از ابی بصیر روایت شده که وقتی داوود بن علی معلِّی بن خُنیس را به قتل رساند این امر بر امام صادق (ع) گران آمد و به او فرمود: ای داوود چرا کسی را که قیّم در مال و عیال من بود به قتل رساندی، قطعاً او نزد خداوند متعال از تو وجیهتر است. و در روایت دیگر حتی این تعبیرآمده که امام صادق (ع) درباره معلّی بن خُنیس فرمودند: «…اما والله لقد دخل الجنّه»؛ به خدا سوگند او داخل در بهشت شد.
روایت دوم: محمد بن یعقوب عن علی بن إبراهیم عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن حماد بن عثمان عن الولید بن صبیح قال: جاء رجل إلى أبی عبدالله علیه السلام یدعی على المعلى بن خنیس دینا علیه و قال : ذهب بحقی، فقال أبو عبدالله علیه السلام: «ذهب بحقک الذی قتله ثم قال للولید: قم إلى الرجل فاقضه من حقه فإنی اُرید أن ابرد علیه جلده الذی کان باردا»؛ بعد از فوت معلی بن خنیس شخصی خدمت امام صادق (ع) آمده و ادعا کرد معلی مدیون و بدهکار من بوده، امام (ع) به ولید فرمودند: نزد آن شخص برو و حق او را بپرداز، من میخواهم معلی بن خنیس از آتش به دور باشد.
اینکه امام صادق (ع) دستور میدهند دین معلی بن خنیس را بپردازند نشان دهنده علاقه حضرت (ع) به معلّی است.
روایت سوم: علی بن إبراهیم عن أبیه عن ابن أبی عمیر عن الولید بن صبیح عن أبی عبدالله (ع) أنه قال: «دخلت علیه یوما فألقى إلى ثیاباً و قال: یا ولید ردها على مَطاویها فقمت بین یدیه، فقال أبوعبدالله (ع): رحم الله المعلى بن خنیس، فظننت أنه شبه قیامی بین یدیه قیام المعلى بین یدیه، ثم قال: افٍّ للدنیا أفٍّ للدنیا، إنما الدنیا دار بلاء یسلط الله فیها عدوه على ولیه و إن بعدها دارا لیست هکذا، فقلت: جعلت فداک و أین تلک الدار؟ فقال: ههنا و أشار بیده إلى الارض»؛ راوی میگوید چون برخاستن من در مقابل امام صادق (ع) شبیه برخاستن معلی بن خنیس بود به محض اینکه من در مقابل ایشان برخاستم امام (ع) فرمودند: خدا معلی بن خنیس را رحمت کند و اینکه امام (ع) این جمله را درباره معلی بن خنیس میفرمایند حاکی از علاقه ایشان به معلّی بوده است.
بحث جلسه آینده
ادلهای که بر ضعف معلی بن خنیس اقامه شده را در جلسه آینده ذکر خواهیم کرد تا ببینیم حق در مسئله چیست.