جلسه سی و نهم -موانع محتوایی اعتبار – مانع چهارم: مذمت زنان در نهج البلاغه – – بررسی مانع چهارم – مرحله اول

جلسه 39 – PDF

 

جلسه سی و نهم

موانع محتوایی اعتبار – مانع چهارم: مذمت زنان در نهج البلاغه – – بررسی مانع چهارم – مرحله اول

1399/02/30

خلاصه جلسه گذشته
عرض کردیم یکی از اموری که فی نفسه به عنوان یک معضل و مشکل در نهج البلاغه مورد توجه قرار گرفته و همچنین به عنوان یک مانع در اعتبار نهج البلاغه معرفی و شناخته شده، مذمتی است که حضرت علی (علیه السلام) در مواضعی از نهج البلاغه نسبت به زنان کرده‏اند.
شش موضع را ذکر کردیم و عرض کردیم این موارد چه بسا قابل تایید بوسیله بعضی از آیات و روایت دیگر هم باشد. در پاسخ عرض کردیم این مسئله باید طی سه مرحله مورد بررسی قرار بگیرد.

ادامه مرحله اول
مرحله اول اینکه به طور کلی نگاه معارف دینی به موضوع زنان تبیین شود و معلوم شود که اساسا قرآن، روایات و ائمه معصومین (علیهم السلام) چه دیدگاهی درباره زن دارند و چه جایگاهی برای آن ترسیم کردند. در مرحله اول عرض کردیم در چهار محور این موضوع قابل تعقیب است، در جلسه قبل شش آیه را ذکر کردیم.

محور دوم: روایات

روایات متعددی داریم که بر اساس آن‎ روایات زن نه تنها مذموم واقع نشده بلکه مورد تکریم نیز قرار گرفته است.

روایت اول
در روایتی از رسول خدا وارد شده که ایشان می‏فرماید: « كُلَّما ازدادَ العَبدُ إيمانا ازدادَ حُبّا للنِّساءِ»؛
هر اندازه به ایمان بندگان خدا افزوده شود، محبت زنان در قلب آنان بیشتر می شود.
طبق این روایت پیامبر گرامی اسلام حب نساء را نشانه ایمان دانسته، حال چطور می‎شود که بگوییم زن موجودی است که محبت آن نشانه ایمان است اما این موجود یک فهرست بلند و بالایی از این ضعف‎ها و نقص‎ها را دارد، اینکه زن اساسا مجسمه فساد است و این قابل جمع با این مطلب نیست.

روایت دوم
امام صادق (علیه السلام) می‎فرماید:«مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِیَاءِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمْ) حُبُّ النِّسَاءِ» ؛
امام (علیه السلام) می‎فرماید: یکی از اخلاق پیامبران دوست داشتن و محبت زنان است.
اینکه حضرت حب النساء را از اخلاق انبیاء قرار داده، معلوم می‎شود یک خلق مشترک بین همه انبیاء وجود دارد یعنی مختص یک نبی خاص نیست و این به آن بعد کمال وجودی انبیاء بر می‎گردد و اینکه به هر حال کانه این ویژگی در همه انبیاء باید باشد، این نشانه کمال در یک انسان تلقی و قلمداد شده که نسبت به زنان محبت داشته باشند. حال چطور این مطلب با آن مسائل قابل جمع است؟

روایت سوم
پیامبر گرامی اسلام می‎فرماید: «إِنّما النِّساءُ شقایقُ الرِّجالُ»؛
زنان شقیقه مردان هستند. یعنی نیمه دوم مردان هستند.
اینکه زن را نیمه دوم مرد قرار داده‎اند یعنی مکمل مرد است، آن وقت چطور یک موجودی با آن همه مسائل و مطالبی که گفته شد می‎تواند مکمل مرد باشد؟

روایت چهارم
امام صادق (علیه السلام) می‎فرماید: «خَيْرُ نِسَائِكُمُ اَلطَّيِّبَةُ اَلرِّيحِ اَلطَّيِّبَةُ اَلطَّبِيخِ اَلَّتِي إِذَا أَنْفَقَتْ أَنْفَقَتْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِذَا أَمْسَكَتْ أَمْسَكَتْ بِمَعْرُوفٍ فَتِلْكَ عَامِلٌ مِنْ عُمَّالِ اَللَّهِ وَ عَامِلُ اَللَّهِ‏» ؛
بهترین زنان آن زنی است که اگر انفاق کند به معروف انفاق می‎کند، اگر هم خود نگه‎دار باشد خود را در معروف نگه‎داری می‎کند و چنین زنی یکی از کارگزاران خداوند تبارک و تعالی است، تلک عامل من عمال الله.
حال آیا می‎توانیم بگوییم زن از دید اسلام یک موجود ناقص العقل و الایمان است، و در این صورت چطور با این عامل من عمال الله قابل جمع است؟ پس معلوم می‎شود طبیعت و جنس زن اینطور نیست که این نقص‎ها و مشکلات در وجود او باشد.

روایت پنجم
امام صادق (علیه السلام) می‎فرماید: « أَكْثَرُ الْخَيْرِ فِي النِّسَاء»؛
بیشتر نیکی‎ها در زنان است.

روایت ششم
امام صادق (علیه السلام) می‎فرماید: «الْخَیْرَاتُ الْحِسَانُ مِنْ نِسَاءِ أَهْلِ الدُّنْیَا وَ هُنَّ أَجْمَلُ مِنَ الْحُورِ الْعِین» ؛
زنان نیکوکار از اهل دنیا در آخرت از حورالعین زیباترند.
این‎ها تعابیر کمی نیست، حالا ممکن است بعضی از این روایات از نظر سندی آن قوت لازم را نداشته باشند اما بعضی از این‏ها واقعا از نظر سندی روایات معتبری هستند.

روایت هفتم
امام سجاد (علیه السلام) در رساله حقوق در مورد زنان می‎فرماید: « وَ أَمَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِمِلْكِ النِّكَاحِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّ اللَّهَ جَعَلَهَا سَكَناً وَ مُسْتَرَاحاً وَ أُنْساً وَ وَاقِيَةً وَ كَذَلِكَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْكُمَا يَجِبُ أَنْ يَحْمَدَ اللَّهَ عَلَى صَاحِبِهِ وَ يَعْلَمَ أَنَّ ذَلِكَ نِعْمَةٌ مِنْهُ عَلَيْهِ وَ وَجَبَ أَنْ يُحْسِنَ صُحْبَةَ نِعْمَةِ اللَّهِ وَ يُكْرِمَهَا وَ يَرْفَقَ بِهَا وَ إِنْ كَانَ حَقُّكَ عَلَيْهَا أَغْلَظَ وَ طَاعَتُكَ بِهَا أَلْزَمَ فِيمَا أَحْبَبْتَ وَ كَرِهْتَ مَا لَمْ تَكُنْ مَعْصِيَةً فَإِنَّ لَهَا حَقَّ الرَّحْمَةِ وَ الْمُؤَانَسَةِ وَ مَوْضِعُ السُّكُونِ إِلَيْهَا قَضَاءُ اللَّذَّةِ الَّتِي لَا بُدَّ مِنْ قَضَائِهَا وَ ذَلِكَ عَظِيمٌ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه‏»؛
می فرماید: حق آن کسانی که با ازدواج به ملک تو در می‎آیند این است که بدانی خداوند تبارک و تعالی آن‎ها را مظهر آرامش، راحتی، انس و مراقبت از تو قرار داده است، بعد می‎فرماید: بر شما است که خداوند را به خاطر دیگری شکرگزار باشد و (مرد و زن) بداند که این نعمتی از جانب خدا است و لازم است همنشینی این نعمت را نیکو بدارد و به او احترام گذارد و با او مهربانی کند گرچه حق او بر تو باشد و اطاعت تو نسبت به آنچه که او دوست می‎دارد یا از آن کراهت می‏دارد، مادامی که معصیت نباشد لازم‎تر است، چرا که او حق مهربانی و انس و الفت دارد و کانون آسایش و آرامش و برخورداری و بهره‎مندی را دارد که باید اداء شود و این حقی عظیم است و برای حسن انجام آن توان و پناهی جز خدا نیست.
این دیگر اوج تکریم نسبت به زنان است و حقوقی که در زندگی نسبت به مرد دارد، تا مادامی که معصیت خدا نباشد، می‏گوید: اطاعت تو نسبت به او در آنچه که او دوست می‏دارد یا از آن کراهت دارد لازم‎تر است، یعنی مراعات خواسته او لازم‎تر است تا مراعات خواسته خودت، به هر حال تعابیر بلندی در این کلام نورانی امام سجاد (علیه السلام) بیان شده است.
این چند روایت اجمالا کافی است برای اینکه بدانیم ائمه معصومین (علیهم السلام) و پیامبر گرامی اسلام چه دیدگاهی در مورد زنان داشتنند و اینکه به نظر آنان زن باید تکریم شود.

محور سوم: نمونه ‏های تاریخی
در طول تاریخ بویژه در تاریخ اسلام از زنان به نیکی یاد شده که بعضا مراتب و مدارج عالیه کمال را طی کردند و همانطور که در جلسه قبل نیز عرض کردم در مواردی حتی به تعبیر قرآن الگو و اسوه شده‏اند. این زنان برخی در خود قرآن مورد ستایش واقع شدند و برخی نیز در تاریخ نام آنها ثبت و ضبط شده است و به عنوان شخصیت‏های برجسته مورد توجه قرار گرفتند.

قبل از اسلام
1.حضرت مریم: در قرآن نام حضرت مریم به عنوان یک زن برجسته برده شده است. قرآن درباره مریم دختر عمران و مادر حضرت عیسی (علیه السلام) می‎فرماید: «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَئِکَةُ یَمَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَکِ عَلَى‏ نِسَآءِ الْعَلَمِینَ» ؛
این نشان می‎دهد که ایشان بر همه زنان عالم برتری داشته است، البته درست است که این یک فرد استثناء است ولی معلوم می‎شود در جنسیت زن برای رشد و کمال هیچ مانعیتی وجود ندارد.

سوال
استاد: منافات ندارد، إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَکِ وَطَهَّرَکِ تو را پاک گردانیده است، اگر آن مسائل به نحو کلی درباره زنان بود اصلا قابلیت تطهیر معنا نداشت. بالاخره معلوم می‎شود آن مذمت‎ها نسبت به جنس زنان قابل قبول نیست، زیرا بالاخره اگر یک قابلیت محدود داشته باشد یک حد و اندازه‎ای داشته باشد، از حد و اندازه خودش که نمی‎تواند بالاتر رود، این آیه آن نگاه را نفی می‏کند.
2. بالقیس: بالقیس که ملکه سرزمین صبا بود وقتی به محضر حضرت سلیمان رسید خودش تاج و تخت و پادشاهی کشور پهناور صبا را در اختیار حضرت سلیمان قرار داد. خداوند تبارک و تعالی در قرآن می‎فرماید: «قَالَتْ رَبِّ إِنِّى ظَلَمْتُ نَفْسِى وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَنَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَلَمِینَ‏» ؛
اعتراف می‏کند و می‏گوید: من به خودم ظلم کردم و اکنون برای رب و پروردگار جهانیان، خودم را تسلیم می‏کنم وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَنَ.
3. مادر حضرت موسی (ع): در مورد مادر حضرت موسی (علیه السلام) نیز این تجلیل صورت گرفته است.
4. همسر فرعون: در جلسه قبل نیز بیان کردیم که قرآن همسر فرعون را یکی از زنانی که اسوه و الگو حتی برای مردان است معرفی کرده. یعنی در خود قرآن می‎بینیم از زنانی نام برده شده است که برجستگی‏ها و کمالاتی داشتند. پس در طول تاریخ قبل از اسلام زنانی بودند که کمالاتی داشتند و قدرتی داشتند و مورد تکریم قرار گرفتند که در قرآن به اسم چند نفر از آن‏ها اشاره شده است.

بعد از اسلام

در خود دوره اسلامی و در صدر اسلام از زمانی که پیامبر گرامی اسلام مبعوث به رسالت شد نیز زنانی در دامن اسلام پرورش یافتند که برتر از زنانی که نام برده شد بودند.
1. حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیه): ایشان دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که آیه قرآن در مورد او نازل شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آنچنان او را مورد تکریم قرار می‏داد که مورد حسادت واقع شده بود. نقل قضایا و داستان‎ها در این مورد به طول می‏انجامد، ولی قدر مسلم این است که حضرت زهرا (سلام الله علیه) با اینکه زن بودند، به او الهام بلکه وحی می‏شد، بعد از فوت رسول خدا ملائکه با او در ارتباط بودند و این حاکی از یک ظرفیت روحی ویژه است. ملکات و فضائلی که از ایشان نقل می‏کنند، علمشان، عبادتشان، کرامتشان، ایثارشان، گذشتشان، صبوری و شجاعتشان کانه مجموعه فضائل انسانی در چنین شخصیتی جمع شده بود، همسر حضرت علی (علیه السلام) است، این خودش افتخاری است برای حضرت علی (علیه السلام) و برای ایشان، ام الائمه است، مادر امامان معصوم (علیهم السلام) و این‏ها چیزهایی است که نمی‏شود از کنارش به راحتی عبور کرد.
2. حضرت خدیجه: ایشان همسر گرامی رسول خدا است. خدیجه بنت خویلد که هم در زندگی رسول خدا نقش داشته و هم در زندگی حضرت علی (علیه السلام). خدیجه زن ثروتمندی بود که قبل از اسلام سرمایه او مشغول کسب و کار وتجارت بود و بعد از آن هم خودش و هم اموال و سرمایه‏اش در خدمت اسلام و ترویج شریعت محمدی قرار گرفت و خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به او با احترام و تکریم برخورد می‏کرد علاوه بر خدماتی که ایشان به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) کرد به حضرت علی (علیه السلام) نیز خدمت کرد. خود رسول خدا درباره خدیجه قسم می‏خورد که خداوند بهتر از خدیجه را به من نداده است، در دورانی که همه مردم به من کافر بودند او به من ایمان آورد و زمانی که مرا تکذیب می‏کردند او مرا تصدیق کرد. این روایت در جوامع روایی شیعه و سنی آمده است.
3. فاطمه بنت اسد: ایشان خود صاحب کمالات و فضایل و مادر حضرت علی (علیه السلام) بوده است و حضرت علی (علیه السلام) در دامن او تربیت شد، کسی بود که در خانه خدا وضع حمل کرد و حضرت علی (علیه السلام) را به دنیا آورد. در مورد فاطمه بنت اسد داستان زیاد است که هم کرامت‏هایی داشتند و هم اینکه چه تکریمی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نسبت به او داشت. وقتی از دنیا رفت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره او فرمود: او مادر من بود. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) او را با پیراهن خود دفن کرد و پیراهن خود را به عنوان کفن قرار داد و در هنگام مرگ او گریه می‎کرد.
4. ام سلمه: درمورد ام سلمه موارد متعددی از این فضیلت‏ها و کرامت‏ها نقل شده است. خود پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از چهار زن اسم برده که اینها بهترین زنان جهان هستند: « مریم بنت عمران، آسیه دختر مزاحم، خدیجه دختر خویلد و فاطمه دختر محمد» این زنان را به عنوان بهترین زنان در جهان نام بردند.
شما هر چه جلوتر می‏آیید در وقایع مختلف نقش برجسته و فضیلت‎های زنان بسیاری را می‏بینیم که هم از نظر علمی و هم از نظر عملی نه تنها از بسیاری از مردان چیزی کم نداشتند بلکه به مراتب در جهات علمی و تقوایی و کمال، برتر و جلوتر از آن‎ها بودند. نتیجه
پس ملاحظه فرمودید که در قرآن به طور کلی در ایمان و عقل و مشورت و کسب فضائل و کمالات و تقوا به هیچ وجه مرزبندی جنسیتی نکرده و برای همه اعم از زن و مرد این امکان را فراهم دانسته که به کمالات و قله‏های کمال دست پیدا کنند.
روایات را نیز ملاحظه کردید. گزارش‏های تاریخی را نیز به طور مجمل و مختصر عرض کردیم. حال اگر بخواهیم در مورد زن از دیدگاه اسلام یک نظام معرفتی ارائه دهیم، آن قدر مؤلفه‎های بسیار مهمی وجود دارد که شاید در کمتر دین و مکتبی این چنین زن را مورد تکریم و احترام قرار داده باشد، محبوب انبیاء بودن، اینکه مایه آرامش هستند، اینکه مایه سکونت و سکینه هستند و اینکه می‎توانند خدمات فراوان و بسیاری به مردم و دین کنند، اینکه از نظر ایمان و تقوا بعضی از اینها الگو برای دیگران هستند. رئوس دیدگاه اسلام نسبت به زن در ابعاد مختلف با این سه محوری که گفتم کاملا قابل استفاده است. اگر بخواهیم یک فهرستی از این اصول ارائه دهیم، یک فهرست بلند و بالایی است، همانطوری که در بیان شبهه گفته شد که در این شش موضع حضرت علی (علیه السلام) این مطالب را راجع به زنان گفته است، ما هم می‎توانیم بگوییم در آیات و روایات و نقل‎های معتبر تاریخی بویژه در تاریخ اسلام این فهرست بلند و بالا و این فضائل و برجستگی‎ها را می‎بینیم که نسبت به زنان گفته شده و این بسیار مهم است.
اما دو مرحله دیگر مانده تا پاسخ کامل این مانع داده شود. در مرحله دوم ما یک کلیاتی را به عنوان کلیدها و اصولی که با آن کلید و اصول می‎توانیم این موارد را تحلیل کنیم ذکر می‏کنیم که تقریبا یک پاسخ کلی بر همین مبنا و آنچه که گفته شد می‎باشد و بعد یک پاسخ جزیی و تفصیلی نسبت به موارد شبهات می‏دهیم و اینکه چه توجیهاتی می‏توانیم برای این کلمات ذکر کنیم.

«والحمدلله رب العالمین»