جلسه سی و هفتم – موانع محتوایی اعتبار – مانع چهارم: مذمت زنان در نهج البلاغه

جلسه 37 – PDF

 

جلسه سی و هفتم

موانع محتوایی اعتبار – مانع چهارم: مذمت زنان در نهج البلاغه

1399/02/27

خلاصه جلسه گذشته

آخرین مانع محتوایی اعتبار نهج البلاغه که فی نفسه نیز به عنوان یکی از معضلات و شبهات درباره نهج البلاغه مطرح شده و اذهان بسیاری را به خودش مشغول کرده و البته پاسخ‎های گوناگونی به آن داده شده است این است که در مواضع متعددی از نهج البلاغه حضرت علی (علیه السلام) زنان را مذمت کرده است. این قضیه در چند مورد در نهج البلاغه به مناسبت‏های مختلف مطرح شده است. مواردی در نهج البلاغه نقل شده که بر اساس آن حضرت علی (علیه السلام) مطالبی را در مورد زنان مطرح کردند که به هر حال مخصوصا در دوران معاصر پذیرش آن‎ها بسیار مشکل است، از مجموع خطبه‎ها و نامه‎ها و حکمت‎ها حداقل شش مورد را می‏توانیم ذکر کنیم.

مورد اول: قبل از آغاز جنگ جمل حضرت علی علیه السلام حضرت در خطبه 153 نهج البلاغه هنگامی که به سوی بصره برای مقابله با اهل جمل می رفتند می‎فرمایند: «إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا; وَ إِنَّ السِّبَاعَ هَمُّهَا الْعُدْوَانُ عَلَى غَیْرِهَا; وَ إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ الْفَسَادُ فِیهَا»؛

حیوانات و چهارپایان همه همشان معطوف شکم‎هایشان است، درندگان همشان در عداوت و دشمنی با دیگران است و همت زنان معطوف به زینت زندگی و فساد در آن است. وَ إِنَّ النِّسَاءَ هَمُّهُنَّ زِینَةُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ الْفَسَادُ فِیهَا این خیلی تعبیر عجیبی است که زنان را فقط به فکر زینت زندگی و فساد در حیات دنیا معرفی کرده‎اند.

مورد دوم: حضرت در خطبه 79 نهج البلاغه در بصره بعد از جنگ جمل حضرت علی (علیه السلام) طی خطبه‏ای این بار شدیدتر از خطبه قبلی نسبت به زنان می‏فرماید: « مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الْإِيمَانِ نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ نَوَاقِصُ الْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِيمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ فِي أَيَّامِ حَيْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَيْنِ كَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِيثُهُنَّ عَلَى الْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِيثِ الرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ»؛

ای مردم، زنان از جهت ایمان ناقصند، از جهت بهره اقتصادی کاستی دارند، از نظر عقل هم دچار نقصان هستند، اما کاستی و نقص ایمان آنان به این دلیل است که در ایام عادت از نماز و روزه باز می‎مانند، اما نقص عقل آنها از این جهت است که شهادت دو نفر از آنها به اندازه شهادت یک مرد دانسته شده است و اما نقص آن‎ها در فایده اقتصادی و بهره اقتصادی به این جهت است که سهم ارث آنها نصف سهم مردان است. پس از سه جهت می‎فرماید این‎ها نقصان دارند، بعد نتیجه می‎گیرند، وَ كُونُوا مِنْ خِيَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لَا تُطِيعُوهُنَّ فِي الْمَعْرُوفِ حَتَّى لَا يَطْمَعْنَ فِي الْمُنْكَرِ، حال که زنان این سه نقص عمده را دارند پس از بدان آنان بپرهیزید و از نیکان آنان بر حذر باشید و مراقب باشید و در اعمال خیر بی‎قید و شرط از آن‎ها اطاعت نکنید تا در اعمال بد خویش از شما انتظار پیروی نداشته باشند.

حضرت دیگر هر آنچه که ممکن بود و می‏توان تصور کرد در مورد زنان فرموده است. اینکه ایمانشان ناقص است، از نظر عقلی کمبود دارند، از نظر اقتصادی کاستی دارند، اینکه از بدان آنها باید پرهیز کرد و از خوبانشان بر حذر باشید، اینکه در اعمال نیک از آنان اطاعت نکنید.

مورد سوم: در نامه 31 نهج البلاغه در وصیت نامه‏ای به امام مجتبی (علیه السلام) می‎فرمایند: «وَ إِيَّاكَ وَ مُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْيَهُنَّ إِلَى أَفْنٍ وَ عَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْنٍ وَ اكْفُفْ عَلَيْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِكَ إِيَّاهُنَّ فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَيْهِنَّ وَ لَيْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِكَ مَنْ لَا يُوثَقُ بِهِ عَلَيْهِنَّ وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا يَعْرِفْنَ غَيْرَكَ فَافْعَلْ وَ لَا تُمَلِّكِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَيْحَانَةٌ وَ لَيْسَتْ بِقَهْرَمَانَةٍ وَ لَا تَعْدُ بِكَرَامَتِهَا نَفْسَهَا وَ لَا تُطْمِعْهَا فِي أَنْ تَشْفَعَ لِغَيْرِهَا وَ إِيَّاكَ وَ التَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ يَدْعُو الصَّحِيحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَ الْبَرِيئَةَ إِلَى الرِّيَبِ»؛

از مشورت با زنها خود داری کن زیرا فکر و رأی آنان ناتوان و اراده آنها سست و ضعیف است، آنگاه به وسیله پوشش و حجاب از دیدار نامحرمان چشم آنان را بازدار، یعنی نگذار آنها به نامحرمان نگاه کنند، چون سخت‎گیری حجاب بر ایشان نتیجه دائمی دارد و بیرون رفتن آنها از خانه ضررش کمتر از وارد کردن کسی که در مورد ایشان اطمینان نداری نیست. اگر می‎توانی کاری کن زنان مردان دیگر را نشناسند و زن را نسبت به آنچه که به او مربوط نیست مسلط نگردان زیرا زن همچون گیاهی است خوشبو نه انسانی قهرمان، در تکریم او از آنچه که در حد اوست عبور نکن، چه اینکه او را به طمع می‎اندازد که واسطه دیگران شود و بپرهیز از غیرت ورزیدن نابجا که درست کار را به نادرستی می‎کشاند و پاکدامن را به بدگمانی می‎خواند.

در این نامه نیز چند محور مطرح شده است، اینکه از مشورت با آنها باید پرهیز شود، اینکه فکر اینها ناتوان است، اراده آنان سست و ضعیف است. این موارد غیر از آن موارد قبلی است. دو مسئله مهم در مورد اول بیان شده بود یعنی اینکه همّشان زینت دنیا است و دوم اینکه همه همّشان فساد در زندگی دنیا است. در مورد دوم نیز چند مورد مطرح شده بود که بیان شد، اینجا نیز چند مسئله بیان شد است، عدم مشورت با زنان، ضعف فکر و ناتوانی در اندیشه و تفکر، سستی و ضعف در اراده، اینکه کاری کند زنان اساسا مردان را نشناسند، زن مثل گیاه است نه قهرمان، عدم احترام بیش از حد. این موارد چیزهایی است که ممکن است در مورد هر کسی بگوییم اما اینکه این‏ها را بپوشانی و مخفی نگه داری از اینکه دیگران را ببینند یا اینکه بد گمانی باعث می‎شود او به کار بد تشویق شود، از مواردی است که اینجا بیان شده است

مورد چهارم: حضرت در نامه 14 نهج البلاغه پیش از جنگ صفین تقریبا مطالب قبل را در ضمن توصیه‏هایی که به لشکریان خود می‎فرمود بیان کرده است: «وَ لاتَهيجُوا النِّساءَ بِاَذًى وَ اِنْ شَتَمْنَ اَعْراضَكُمْ، وَ سَبَبْنَ اُمَراءَكُمْ، فَاِنَّهُنَّ ضَعيفاتُ الْقُوى وَ الاْنْفُسِ وَ الْعُقُولِ.»

مواظب باشید زنان را با اذیت و آزردن به هیجان در نیاورید هر چند متعرض آبروی شما شوند یا به بزرگان شما ناسزا بگویند زیرا قوه و توان و جانشان ضعیف است.

این هم تقریبا همان مطالبی است که در خطبه و نامه قبلی ذکر شد، ولی  اینجا حضرت می‎فرماید: ضَعيفاتُ الْقُوى وَ الاْنْفُسِ وَ الْعُقُولِ یعنی دامن ضعف را توسعه داده و می‎گوید زنان موجوداتی هستند که به زودی متعرض آبروی شما می‎شوند و زود به هیجان می‎آیند.

مورد پنجم: حضرت علی (علیه السلام) در حکمت 238 نهج البلاغه می‎فرمایند: «الْمَرْأَةُ شَرٌّ كُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِيهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا»؛

زن همه‏اش شر و درد سر است و بدتر آنکه چاره‎ای جز بودن با او نیز نیست.

اینجا حضرت از زنان به عنوان شر یاد می‎کند و این مطلب عجیبی است.

مورد ششم: حضرت در حکمت 61 نهج البلاغه می‏فرماید: «الْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ، حُلْوَةُ اللَّسْبَةِ»؛

زن عقربی است که نیش او شیرین است. اینکه حضرت زن را تشبیه به عقرب کرده است خیلی مسئله مهمی است.

این شش مورد کافی است که شبهه و اشکال و سوال را پیرامون این موضوع سامان دهد که چطور حضرت علی (علیه السلام) درباره زنان چنین توصیفاتی به کاربرده است. با این مواردی که از خطبه و نامه‏ و حکمت‎ بیان شد چیزی حدود 15 مورد حضرت علی (علیه السلام) به نوعی (یا به تندی یا با کمی تخفیف) زنان را مورد مذمت قرار داده است، این‏ها را باید چه کرد؟ آیا این‎ها واقعا از حضرت علی (علیه السلام) صادر شده است؟ اگر صادر شده است چه توجیهی می‎توانیم بیان کنیم؟ اینجا مواضع دیدگاه‎های مختلفی وجود دارد، پاسخ‎هایی داده شده و حالا این را باید با تحقیق بیشتر و تفسیر مورد رسیدگی قراردهیم.

                                                                                                                                                                                        «والحمدلله رب العالمین»