امیرالمؤمنین علی علیه السلام میفرمایند: «من ساس نفسه ادرک السیاسه». کسی که نفس خودش را سیاست کند، سیاست را درک کرده است.
آنچه که متفاهم از لفظ سیاست است تدبیر دیگران است حال این سیاست میتواند در حد یک جمع کوچک خانوادگی باشد یا در یک مدرسه یا در یک شهر و یا در یک مملکت باشد بالاخره سیاست فارغ از آن معنای مصطلح امروزی آن در واقع به معنای این است که کسی با فکر و تدبیر برای اداره امور برنامه ریزی کند و اهدافش را تعقیب کند. اینجا حضرت علی (ع) بر یک نکته اساسی تأکید میکنند و آن اینکه سیاست النفس هم سیاست است بلکه بالاتر حقیقت سیاست را کسی درک میکند که خودش را سیاست کند. سیاست النفس یک معنای وسیعی دارد و هم به امور معنوی ارتباط دارد و به امور مادی هم به امور دنیایی انسان مربوط میشود و هم به امور آخرتی انسان این خیلی مهم است کسی خودش را سیاست کند نه از جنس سیاستهای معمول و متعارف و رایج در دنیا بلکه سیاست نفس یعنی نفس و قوای نفس و تمایلات آن را بشناسد و نفس اماره و نفس لوامه را بشناسد و مدیریت کند هوای نفس و خواستههای نفس را؛ اصل و اساس سیاست این است.
لذا امیر المؤمنین (ع) گاهی که گفته میشد معاویه خیلی سیاست مدار و زیرک است میفرمود اگر من بخواهم آن گونه عمل کنم از همه آنها بیشتر میتوانم ولی من اهل آن گونه سیاست نیستم. سیاست نفس یک مبنایی است برای سیاست بر دیگران. کسی که خودش را سیاست کند طبق فرموده امام(ع) سیاست را درک کرده، کسانی که خود را سیاست نمیکنند و به نام سیاستمدار شهرت دارند سیاست بازند ولی حقیقت سیاست را درک نکردهاند و تصور میکنند اهل سیاستند و سیاست میفهمند چرا که حقیقت سیاست، سیاست نفس است.

