خارج اصول – جلسه صد و سوم – امر هفتم: تصویر جامع (بررسی اشکالات نظر مختار)

جلسه ۱۰۳ – PDF

جلسه صد و سوم

امر هفتم: تصویر جامع (بررسی اشکالات نظر مختار)

۱۳۹۳/۰۲/۰۳

 

خلاصه جلسه گذشته

عرض کردیم نسبت به وجهی که برای تصویر جامع مورد پذیرش واقع شد اشکالاتی مطرح است که این اشکالات باید پاسخ داده شود، اشکال اول را در جلسه گذشته پاسخ دادیم.

بررسی اشکال دوم

اشکال این بود که بنا بر وجهی که امام (ره) از تصویر جامع ارائه داد افراد صحیح و فاسد از دایره موضوع‏له خارج می‏شوند در نتیجه نزاع بین صحیحی و اعمی معنی نخواهد داشت، اینکه موضوع‏له و جامع یک امری باشد که هم طبق قول صحیحی و هم طبق قول اعمی قابل ارائه باشد لازمه‏اش این است که نزاعی باقی نماند و اصلاً نزاع بین صحیحی و اعمی سالبه به انتفاء موضوع خواهد شد.

این اشکال هم وارد نیست؛ چون صحیحی مثلاً اطلاق لفظ «صلاه» را که برای هیئت خاص حالّ در اجزاء خاص وضع شده بر فاسد جامع معظم اجزاء تجویز نمی‏کند، یعنی صحیحی می‏گوید: درست است که لفظ «صلاه» برای هیئه الخاصه الحالّه فی المواد الخاصه وضع شده و این هیئت و ماده، تام است و این لفظ فقط بر افراد صحیح منطبق است لذا استعمال لفظ «صلاه» در فرد فاسد را مُجاز نمی‏داند یعنی چنین استعمالی را حقیقی نمی‏داند بلکه مجازی می‎‏داند، ولی اطلاق لفظ «صلاه» بر فرد صحیحی که حتی معظم اجزاء را هم ندارد صحیح است؛ مثلاً از نظر صحیحی با اینکه موضوع‏له لفظ «صلاه» عبارت از هیئت خاصی است که در مواد خاص حلول کرده لکن استعمال این لفظ در نماز شخص مسافر، نماز شخص خوابیده، نماز غرقی و امثال آن صحیح می‏باشد اما نمی‏توان این لفظ را در نماز کسی که چهار رکعت خوانده و همه اجزاء را انجام داده اما سجده را ترک کرده به نحو حقیقی استعمال کرد و استعمال لفظ صلاه در چنین نمازی، مجازی خواهد بود، پس اگر موضوع‏له را همان معنایی فرض کنیم که امام (ره) فرموده باز هم نزاع صحیحی و اعمی به قوت خود باقی خواهد بود؛ چون صحیحی این استعمال را در بعضی موارد جایز می‏داند و در برخی موارد دیگر جایز نمی‏داند ولی اعمی به طور کلی اطلاق لفظ «صلاه» را بر همه موارد صلاه جایز می‏داند و معتقد است لفظ «صلاه» بر همه افراد نماز اعم از صحیح و فاسد اطلاق می‏شود لذا طبق تصویر امام (ره) از تصویر جامع باز هم نزاع بین صحیحی و اعمی به قوت خودش باقی خواهد بود.

البته اینکه لفظ «صلاه» بر چه مواردی قابل اطلاق و بر چه مواردی قابل اطلاق نیست باید در جای خودش مورد بحث واقع شود لکن آنچه مسلم است این است که موارد استعمال این لفظ از نظر صحیحی متفاوت است.-

بررسی اشکال سوم

اشکال سوم این بود که بر فرض از اشکال دوم صرف نظر کنیم و کلام امام (ره) برای تصویر جامع را بپذیریم ثمره عملی برای نزاع بین صحیحی و اعمی باقی نخواهد ماند. بین اشکال دوم و سوم فرق است، در اشکال دوم این مسئله مطرح شد که بر فرض پذیرش کلام امام (ره) اصلاً موضوعی برای نزاع بین صحیحی و اعمی باقی نخواهد ماند و سالبه به انتفاء موضوع خواهد بود ولی در اشکال سوم مستشکل می‏گوید: بر فرض نزاع هم منتفی نشود اما این نزاع صرفاً یک نزاع علمی خواهد بود و هیچ ثمره عملیه‏ای بر آن مترتب نخواهد شد، چون طبق تصویر امام (ره) لفظ عبادت برای معنای عامی وضع شده که هم با قول صحیحی و هم با قول اعمی سازگار است و این بدان معناست که موضوع‏له از نظر اعمی و صحیحی یک چیز است لذا تمسک به اطلاق برای اعمی و صحیحی یکسان است لذا نمی‏توان گفت تمسک به اطلاق برای صحیحی جایز نیست ولی برای اعمی جایز است چون جهتی که برای عدم جواز تمسک به اطلاق طبق نظر صحیحی ذکر شده منتفی می‏شود.

ما چند ثمره برای نزاع بین صحیحی و اعمی ذکر کردیم، البته ثمراتی را که ما بیان کردیم حول الفاظ عبادات بود لکن در الفاظ معاملات هم مطلب از همین قرار است و ما برای اینکه این بحث را بر الفاظ معاملات هم منطبق کنیم ان شاء الله بعداً ثمره نزاع و تصویر جامع در رابطه با الفاظ معاملات راهم در خاتمه بحث صحیح و اعم متعرض خواهیم شد.

اما اجمالاً بعضی از ثمراتی را که در بحث صحیح و اعم ذکر کردیم از بقیه مهمتر بود، مهمترین ثمره که مورد قبول همه است جواز تمسک اعمی به اطلاق و عدم جواز تمسک صحیحی به اطلاق بود، گفته شد صحیحی چنانچه شک در شرطیت یا جزئیت چیزی داشته باشد برای نفی شرطیت و جزئیت نمی‏تواند به اطلاق تمسک کند؛ مثلاً اگر صحیحی شک کند سوره جزء نماز است یا نه نمی‏تواند به اطلاق ادله نماز تمسک کند و بگوید سوره جزء نماز نیست؛ چون طبق نظر صحیحی اگر احتمال داده شود سوره جزء نماز است یا نه کأن شک دارد اصلاً بدون سوره عنوان صلاه محقق می‏شود یا نه چون به نظر او اساساً عنوان صلاه بر نماز غیر صحیح منطبق نمی‏شود بنابراین به نظر صحیحی اصلاه عنوان صحیح بر نماز بدون سوره منطبق نمی‏شود لذا اگر در جایی در اصل تحقق عنوان شک شود نمی‏توان به اطلاق دلیل اخذ کرد، پس صحیحی نمی‏تواند برای نفی شرطیت و جزئیت به اطلاق ادله تمسک کند اما اعمی می‏تواند به اطلاق ادله تمسک کند؛ زیرا از نظر اعمی دلیل مطلق که می‏گوید: «اقیموا الصلاه» هم بر فرد صحیح منطبق است هم بر فرد فاسد لذا اگر در شرطیت و جزئیت چیزی شک کند مثلاً شک کند سوره جزء نماز است یا نه شک او شک در محصِّل عنوان نیست و هر چند سوره هم به حسب واقع جزء نماز باشد تأثیری در تحقق عنوان صلاه نخواهد داشت لذا او می‏تواند به اطلاق تمسک کند.

به نظر ما طبق تصویری هم که امام (ره) از جامع ارائه داد باز ثمره عملیه قابل تصویر است؛ چون الفاظ عبادات مثل لفظ «صلاه» در محیط شرع بر موارد مشابه آن صلاه اولیه اطلاق شده، یعنی درست است واضع لفظ «صلاه» را برای هیئت خاصه‏ای وضع کرده که در اجزاء خاصه حلول کرده اما این لفظ در محیط شرع و بین متشرعه به مواردی که این ویژگی را داشته اطلاق شده و از نظر صحیحی این لفظ فقط بر همه مراتب از صحیح قابل اطلاق است، یعنی صلاه که یک هیئت خاصی دارد که در اجزاء خاصی حلول کرده همه جا قابل انطباق نیست بلکه در یک موارد خاصی که مشابه آن مرتبه عالی هستند قابل انطباق است، پس ولو صحیحی موضوع‏له لفظ «صلاه» را یک معنای عام می‏داند که اعمی هم همان را قائل است اما این گونه نیست که از نظر صحیحی اطلاق لفظ «صلاه» بر همه موارد جایز باشد، حال وقتی از نظر او اطلاق این لفظ در همه جا جایز نیست و در محیط شرع هم مطلب از همین قرار است پس اگر شارع دلیل مطلقی آورده و گفته «اقیموا الصلاه»لفظ مطلقی که او استعمال می‏کند این گونه نیست که هم معنای صحیح و هم معنای فاسد را از این لفظ اراده کرده باشد، پس اگر چه طبق نظر صحیحی موضوع‏له لفظ «صلاه» یک معنای عامی است اما باز از نظر همین صحیحی لفظ «صلاه» که برای یک معنای عام وضع شده در ادله شرعیه در مطلق افراد اعم از صحیح و فاسد استعمال نشده بلکه فقط در افراد صحیح استعمال می‏شود و نمی‏شود از این لفظی که در صحیح استعمال شده معنایی غیر صحیح اراده شده باشد لذا باز هم طبق نظر صحیحی تمسک به اطلاق جایز نیست.

بررسی اشکال چهارم

اشکال چهارم این بود که بر فرض ما از اشکالات سه‏گانه قبلی صرف نظر کنیم و بگوییم این تصویری که امام (ره) از جامع ارائه کرده با وجوه دیگری که از جامع ارائه شد متفاوت است و بر فرض بپذیریم نزاع بین صحیحی و اعمی منتفی نیست و ثمره عملیه هم بر این نزاع مترتب می‏شود اما مشکل دیگری که این تصویر دارد این است که شامل بعضی از افراد نمی‏شود مثلاً لفظ «صلاه»، نماز میت و نماز غرقی را شامل نمی‏شود.

به نظر می‏رسد در مورد صلاه میت بتوان این اشکال را توجیه کرد، یعنی در انطباق وجهی که امام (ره) از تصویر جامع ارائه داده بر نماز میت مشکلی مشاهده نمی‏شود، چون طبق این وجه لفظ «صلاه» برای عبادت خاصی وضع شده که هیئت خاصی دارد و در اجزائی حلول کرده و با آن اجزاء اتحاد پیدا کرده مثل اتحاد صورت و ماده و این بر نماز میت هم منطبق می‏شود چون این نماز هم دارای هیئت خاصی است، همچنین اجزاء خاصی هم مثل تکبیر و ذکر دارد لذا بیان امام (ره) شامل نماز میت هم می‏شود.

اما در رابطه با نماز غرقی مشکل است بتوان کلام امام (ره) را بر آن منطبق کرد؛ چون در نماز غرقی نه هیئت خاصی وجود دارد و نه جزئی تا گفته شود این هیئت خاص در آن جزء حلول کرده و با آنها اتحاد پیدا کرده است، بلکه نماز غرقی صرف یک توجه قلبی است و هیئت و جزئی ندارد تا این تصویر از جامع شامل آن هم بشود. لذا در مورد نماز غرقی باید قضیه را به گونه‏ای دیگر توجیه کرد و گفت اصلاً نماز غرقی، صلاه نیست و مجازاً به آن صلاه گفته می‏شود ولی این توجیه هم پذیرفته شده نیست چون این اصطلاح (صلاه غرقی) در کتب آمده، اینکه «الصلاه لایترک بحالٍ» شامل نماز در همه حال میشود، مگر اینکه کسی بگوید نماز غرقی اصلاً صلاه نیست. بر فرض این توجیه هم قابل قبول نباشد چاره‏ای نداریم جز این که بگوییم این اشکال متوجه این وجه است اما حداقل این است که محذور این وجه از سایر وجوهی که قبلاً گفته شد کمتر است. بعلاوه این مشکل فقط در مورد صلاه وجود ولی در مورد سایر عبادات این اشکال مطرح نمی‏شود چون در مورد سایر عبادات گفته نشده که در هیچ حالی ترک نمی‏شودلذا با اینکه این تصویری که امام (ره) ارائه داد شامل نماز غرقی نمی‏شود ولی این اشکال به اصل مسئله لطمه‏ای وارد نمی‏کند.

از آنچه تا کنون ذکر کردیم نتیجه می‏گیریم چاره‏ای از تصویر جامع نیست و وجهی هم برای تصویر جامع ارائه شد که هم طبق قول صحیحی و هم طبق قولی اعمی قابل قبول است.

بحث جلسه آینده: دو بحث دیگر باقی مانده؛ اول بررسی ادله صحیحی و اعمی و اینکه حق در مسئله چیست؟ آیا حق با صحیحی است یا اعمی؟ بعد از این مطلب هم به ثمرات نزاع و تصویر جامع در الفاظ معاملات اشاره‏ای خواهیم داشت.

آثار خصومت با یکدیگر

امام باقر (ع) می‏فرمایند: «ایاکم و الخصومه فانها تفسد القلب و تورث النفاق»؛ از دشمنی با یکدیگر بپرهیزید که دشمنی و خصومت با یکدیگر قلب را فاسد می‏کند و می‏میراند و نفاق را به انسان هدیه می‏دهد و برای او به ارث می‏گذارد. دل‏ها باید پر از مهر و محبت باشد لکن ما انسان‏ها از محبت قلبی نسبت به یکدیگر دریغ می‏ورزیم، به ظاهر نسبت به همدیگر ارادت می‏ورزیم و لساناً به هم محبت می‏کنیم لکن قلب‏ها گرفتار خصومت شده و از محبت خالی است. لذا انسان باید از دشمنی و نفاق دوری کند چون باعث فساد قلب و ایجاد خصومت و دو روئی در انسان می‏گردد و وقتی نفاق و خصومت در قلب انسان خانه کرد باعث می‏شود انسان ظاهراً ابراز محبت کند ولی قلباً با دیگران دشمنی و خصومت داشته باشد. إن شاء الله خداوند متعال به ما توفیق دهد تا قلب خود را از رذائلی مثل خصومت و نفاق پاک کنیم.