جلسه ۳۱ – PDF

جلسه سی و یکم

جاعل حکم شرعی ۲ پیامبر اکرم(ص)

۱۳۸۹/۰۸/۲۹

خلاصه بحث گذشته

با توجه به تعطیلات مدتی بین بحث ما فاصله افتاده و باید اشاره­ای به بحث گذشته داشته باشیم. بحث ما در این بود که جاعل حکم شرعی کیست؟ گفتیم قطعا خداوند تبارک و تعالی جاعل است و حکم شرعی را خود خداوند تبارک و تعالی جعل می­کند و در مورد پیامبر(ص) هم عرض کردیم که به استناد آیات و روایاتی می­توانیم پیامبر(ص) را جاعل حکم شرعی به حساب آوریم.

ولی این مقام جعل حکم شرعی بالاصالۀ برای پیامبر(ص) ثابت نیست چون جعل حکم مربوط به کسی که دارای ولایت باشد و ولایت منحصر در خدا است پس جعل حکم هم منحصرا در خداوند است و او است که ولی و خالق این عالم است و تنها او حق امر و نهی و دستور دارد مگر اینکه خداوند تبارک و تعالی به دیگری این اذن را اعطا کند که او هم بتواند حکم شرعی را جعل کند یا این حق را تفویض کند. بحث ما در همین تفویض جعل به پیامبر(ص) بود که بعضی از آیات را ذکر کردیم.

اما بحث جلسه گذشته در روایات بود وگفتیم روایات را می­توان به شش طایفه به حسب تعابیری که در آنها ذکر شده تقسیم کرد. اما این تقسیم بندی الزاما به این معنا نیست که چند طائفه مستقل باشد چون بعضا قابل ارجاع به یکدیگر هستند ولی عمده این است که تعابیر با هم متفاوت است.

در دسته اول از روایات تفویض به نحو مطلق ذکر شده و نفرموده که چه چیزی تفویض شده ؛ این روایات عبارت بودند از روایات اول، دوم، هشتم و نهم « باب التفویض الی رسول الله و الی الائمۀ علیهم السلام فی امر الدین » ؛ این چهار روایت مورد بررسی قرار گرفت.

در دسته دوم روایاتی بیان شد که در آنها تصریح شده امر خلق به پیامبر(ص) تفویض شده تا چگونگی اطاعت آنها معلوم شود.

دسته سوم

اما دسته سوم روایاتی است که در آن تصریح شده که امر دین به پیامبر تفویض شده، روایت ششم این باب که دارای سند خوبی است که عبارت است از:« محمد بن یحیى، عن أحمد بن محمد، عن محمد بن سنان، عن إسحاق بن عمار، عن أبی عبدالله (علیه السلام) قال: إن الله تبارک وتعالى أدب نبیه (صلى الله علیه وآله) فلما انتهى به إلى ما أراد، قال له: ” إنک لعلى خلق عظیم ” ففوض إلیه دینه فقال: ” وما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا ” وإن الله عزوجل فرض الفرائض ولم یقسم للجد شیئا وإن رسول الله (صلى الله علیه وآله) أطعمه السدس فأجاز الله جل ذکره له ذلک، وذلک قول الله عزوجل: ” هذا عطاؤنا فامنن أو أمسک بغیر حساب» [۱]

محل بحث ما «ففوض الیه دینه» است که تعبیر به تفویض در دین آمده، محل بحث ما در این دسته ذیل روایت نیست چون ذیل روایت مربوط به دسته بعدی است که آن را ذکر خواهیم کرد.

دسته چهارم

طائفه چهارم روایاتی است که تصریح می­کند امر دین و امت به پیامبر تفویض شده تا امور بندگان را تدبیر و سیاست کند.

در روایت چهارم همان باب آمده: علی بن إبراهیم، عن أبیه، عن ابن أبی عمیر، عن عمر بن اذینه. عن فضیل بن یسار قال : سمعت أبا عبدالله (علیه السلام) یقول لبعض أصحاب قیس الماصر : إن الله عزوجل أدب نبیه فأحسن أدبه فلما أکمل له الادب قال: ” إنک لعلى خلق عظیم ” ، ثم فوض إلیه أمر الدین والامه لیسوس عباده، فقال عزوجل: ” ما آتاکم الرسول فخذوه وما نهاکم عنه فانتهوا ” وإن رسول الله (صلى الله علیه وآله) کان مسددا موفقا مؤیدا بروح القدس، لا یزل ولا یخطئ فی شئ مما یسوس به الخلق، فتأدب بآداب الله…» [۲]

این نکته خیلی مهمی است که قبل از تفویض اشاره می­شود که خداوند پیامبرش را تربیت کرد و ادب او را نیکو گرداند همچنین استناد می­شود به آیه شریفه «اِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»، پس اول پیامبر(ص) به لطف الهی این شایستگی را پیدا کرد و بعد امر دین و امت به او تفویض شد تا امر عباد را سیاست کند.

و ادامه حدیث هم مربوط می­شود به دسته پنجم از روایات که در جای خود آن را مورد بحث قرار خواهیم داد.

پس دسته چهارم روایاتی است که تصریح می­کند به اینکه امر دین و امت به پیامبر(ص) تفویض شده تا بتواند بندگان را تدبیر کند.

دسته پنجم 

در بعضی از روایات فقط وضع و جعل را برای پیامبر(ص) ذکر کرده که سابقه جعل هم نداشته و پیغمبر اقدام به جعل کرده.اینجا سخنی از تفویض نیست.

۱-در روایات هفتم این چنین آمده :« الحسین بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء، عن حماد بن عثمان، عن زراره، عن أبی جعفر (علیه السلام) قال: وضع رسول الله صلى الله علیه آله دیه العین ودیه النفس وحرم النبیذ وکل مسکر، فقال له رجل: وضع رسول الله (صلى الله علیه وآله) من غیر أن یکون جاء فیه شئ؟ قال: نعم لیعلم من یطع الرسول ممن یعصیه ».

که اصل دیه چشم و نفس در قرآن آمده اما این پیامبر(ص) است که مقدار آن را جعل و معین کرده است. همچنین در قرآن فقط حرمت خمر بیان شده اما حرمت نبیذ یعنی شرابی که از کشمش اخذ شده و حرمت هر مسکری توسط پیغمبر بیان شده. در ادامه حدیث سوال می­شود که آیا پیغمبر خودش بدون اینکه چیزی آمده باشد وضع کرده؟ که امام(ع) می­فرماید بله؛ تا مطیع و عاصی نسبت به پیغمبر مشخص شود.

سوال: این سخن که پیامبر بدون اینکه در قرآن چیزی آمده باشد می­تواند جعل کند با این سخن امام رضا(ع) که می­فرماید هر حدیثی که از ما شنیدید بپرسید از کجای قرآن آمده منافات دارد؟

استاد: اینکه گفته شده غیر از قرآن چیزی نمی­گوییم یعنی اینکه از چهارچوب قرآن خارج نمی­شویم و قرآن به منزله یک چارچوبی برای همه چیز است و به عنوان قانون اساسی است اما این همه جزئیات در کلام ائمه(ع) هست که در قرآن بیان نشده، پس این جعل و وضع پیامبر با قرآن منافاتی ندارد بلکه پیامبر تکمیل کرده و همچنین در ادامه حدیث چهارم که شاهد مثال این دسته هم هست آمده« فأجاز الله عزوجل له ذلک» از طرف دیگر عقیده ما این است که معصومین با اذن خداوند تبارک وتعالی و بر اساس علمی که دارند آن جزئیات را جعل و بیان می­کنند و الا این منظور نیست که ائمه من عند انفسهم سخنی بگویند.

آن چیزی که در این جعل و وضع مهم است این است که بر خلاف قرآن نباشد، در حدیث هم آمده مخالف قرآن را بر جدار بکوبید. پس به شرط اینکه مخالف قرآن نباشد هیچ منعی از جعل و منافاتی در روایات نیست.

۲- همچنین برای این دسته پنجم ذیل روایت ششم که بحثش گذشت را می­توان به عنوان شاهد ذکر کرد. « و إن الله عزوجل فرض الفرائض ولم یقسم للجد شیئا وإن رسول الله (صلى الله علیه وآله) أطعمه السدس فأجاز الله جل ذکره له ذلک » که خداوند تبارک و تعالی فرائض را تقسیم کرد ولی برای جد چیزی قرار نداد و پیغمبر(ص) سهمی را برای جد جعل کرد. این هم نشان می­دهد که وضع و جعل رسول الله تحقق پیدا کرده در حالی که قبلش چیزی نبود.

۳-همچنین ذیل روایت چهارم باب این تعبیر آمده: « ثم إن الله عزوجل فرض الصلاه رکعتین، رکعتین عشر رکعات فأضاف رسول الله (صلى الله علیه وآله) إلى الرکعتین رکعتین وإلى المغرب رکعه فصارت عدیل الفریضه لا یجوز ترکهن إلا فی سفر وأفرد الرکعه فی المغرب فترکها قائمه فی السفر والحضر فأجاز الله عزوجل له ذلک فصارت الفریضه سبع عشره رکعه، ثم سن رسول الله (صلى الله علیه وآله) النوافل أربعا وثلاثین رکعه مثلی الفریضه فأجاز الله عزوجل له ذلک والفریضه والنافله إحدى وخمسون رکعه منها رکعتان بعد العتمه جالسا تعد برکعه مکان الوتر وفرض الله فی السنه صوم شهر رمضان وسن رسول الله (صلى الله علیه وآله) صوم شعبان وثلاث أیام فی کل شهر مثلی الفریضه فأجاز الله عزوجل له ذلک وحرم الله عزوجل الخمر بعینها وحرم رسول الله (صلى الله علیه وآله) المسکر من کل شراب فأجاز الله له ذلک کله وعاف رسول الله (صلى الله علیه وآله) أشیاء وکرهها ولم ینه عنها نهی حرام إنما نهى عنها نهی اعافه وکراهه، ثم رخص فیها» [۳] الحدیث.

در این حدیث موارد متعددی ذکر شده که پیامبر جعل کرده، از قبیل اینکه دو رکعت به نمازهای ظهر و عصر و یک رکعت به نماز مغرب اضافه کردند و همچنین در مورد روزه های مستحب و مواردی از این قبیل که در جلسه آینده به بررسی آن خواهیم پرداخت.


[۱] . کافی، ج۱، ص۲۶۷

[۲] . کافی، ج۱،ص ۲۶۶

[۳] . همان