جلسه پنجاه و پنجم
مقام چهارم: استثناء مؤونه – جهه اولی: استثناء مؤونه تحصیل
۱۳۹۴/۱۱/۰۵
جدول محتوا
مقام چهارم: استثناء مؤونه
در امر خامس از اموری که به عنوان متعلق خمس و ما یجب فیه الخمس ذکر شده عرض کردیم در چهار مقام بحث میکنیم؛ مقام اول پیرامون اصل وجوب خمس فی مازاد عن مؤونه السنه بود. در مقام دوم پیرامون موضوع خمس در این مورد بحث کردیم. مقام سوم بحث از مواردی بود که محل اختلاف واقع شده است که آیا اینها متعلق خمس هستند یا نیستند؟ اما مقام چهارم درباره استثناء مؤونه است یعنی در خصوص ارباح یا مطلق فائده (بنابر اختلافی که در موضوع خمس در این مقام هست)، خمس بعد از کسر مؤونه سنه واجب میشود. ما این را در سایر موارد نداشتیم. در سایر موارد بحث استثناء مؤونه سنه مطرح نبود؛ نه در غنائم و نه در غوص و نه در کنز و نه در معدن. اما اینجا این مسئله مطرح شده؛ اصلاً عنوان امر خامس هم «ما یفضل عن مؤونه السنه» قرار داده شده است. باید دید به چه دلیل مؤونه سنه استثناء شده و اساساً استثناء مؤونه سنه در چه محدوده و چه موضوعاتی ثابت است؟
پس مقام چهارم عمدتاً پیرامون استثناء مؤونه سنه است. لکن از آنجا که به طور کلی در همه مواردی که متعلق خمس است، (چه در امور اربعه گذشته و چه در این امر) مؤونه تحصیل هم استثناء شده، بنابراین لازم است اینجا هم از استثناء مؤونه تحصیل بحث کنیم و هم از استثناء مؤونه سنه لذا ما عنوان مقام چهارم را استثناء المؤونه قرار دادیم.
به حسب مقتضای ادله چه آیه و چه روایات، خمس در هر غنیمت و فائدهای ثابت است لکن یک چیز از همه موارد استثناء شده و آن هم هزینهها و مخارجی است که برای تحصیل و بدست آوردن مال صورت میگیرد. یک بخش هم هزینهها و مؤونه معیشت و مخارجی است که برای خود و عیالش میکند که این مورد فقط در امر خامس مطرح است. علی ای حال بحث در مقام رابع در دو جهت پیگیری میشود. جهت اولی استثناء مؤونه تحصیل است و جهت ثانیه استثناء مؤونه سنه است.
جهه اولی: استثناء مؤونه تحصیل
ما سابقاً به مناسبتهایی در لابلای مباحث گذشته به این مطلب اشاره کردیم، مثلاً اگر خاطرتان باشد در بحث غنائم جنگی این مسئله مطرح شد که اگر تحصیل غنائم جنگی و انتقالش از میدان جنگ تا جایی که بین مقاتلین تقسیم شود، متوقف هزینه و مؤونه باشد، این هزینه ها کسر میشود، در باب معدن هم این را داشتیم ولی اینکه یک بحث کامل و مستقل درباره استثناء مؤونه تحصیل مطرح شود، قبلاً نداشتیم لذا الان این بحث را کلاً به عنوان استثناء مؤونه تحصیل در همه موارد که خمس در آن واجب است، مطرح میکنیم.
ادله استثناء
این مسئله تقریباً از قطعیات دانسته شده یعنی همه این را مسلّم دانستهاند که خمس زمانی واجب میشود که هزینههای صرف شده برای تحصیل مال کسر شود اما با اینکه از قطعیات دانسته شده، چند دلیل هم بر این امر اقامه شده که این ادله را ذکر میکنیم و بعد بحث از جهت ثانیه را دنبال میکنیم.
دلیل اول: صدق عنوان فائده در صوت استثناء
دلیل اول بر استثناء مؤونه تحصیل این است که به طور کلی موضوع خمس در همه موارد عبارت است از فائده و غنیمت. این از آیه غنیمت بدست میآید و از روایات هم قابل استفاده است «واعلموا ان ماغنمتم فأن لله خمسه»، ما غنمتم أی مااستفدتم؛ صدق عنوان غنیمت در صورتی است که مؤونه تحصیل کسر شود و الا تا زمانی که این هزینهها کسر نشود از نظر لغت و عرف به چیزی که حاصل شده عنوان فائده و غنیمت منطبق نمیشود، به عبارت دیگر خروج مؤونه از موضوع خمس تخصصی است.
مثلاً اگر کسی برای تحصیل کنز یا استخراج معدن یک هزینهای کند لکن آنچه که استخراج شده از نظر قیمت مساوی باشد با هزینههایی که او صرف استخراج کرده. از نظر عرف و لغت نمیگویند که این شخص فائده برده است. اگر کسی یک میلیون تومان خرج کرده تا چیزی را از معدن خارج کند، آن چیزی هم که خارج شده به اندازه یک میلیون میارزد، اینجا از نظر عرف فائدهای نصیب او نشده است. این واضح است که اساساً عنوان فائده و غنیمت در جایی صدق میکند که هزینههایی که برای تحصیل آن مال صورت گرفته کسر شود، اگر بعد از کسر هزینههای مصرف شده چیزی اضافه آمده بر آن عنوان فائده صدق میکند. پس مهم ترین دلیل بر استثناء مؤونه تحصیل این است که مؤونه تحصیل تا کسر نشود عنوان فائده منطبق نمیشود.
دلیل دوم: روایات مطلقه
دلیل دوم روایات مطلقه است؛ منظور از روایات مطلقه یا روایات عامه، روایاتی است که به طور کلی وجوب خمس را بعد از مؤونه قرار داده ولی خصوص مؤونه تحصیل ذکر نشده است. به طور کلی این تعبیر آمده که «الخمس بعد المؤونه»؛ این عام و مطلق است. چند روایت در اینجا وجود دارد:
روایت اول: صحیحه بزنطی: «کَتَبْتُ إِلى أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام: الْخُمُسُ أُخْرِجُهُ قَبْلَ الْمَؤُونَهِ أَوْ بَعْدَ الْمَؤُونَهِ؟»؛ آیا من خمس را قبل از مؤونه باید بپردازم یا بعد از مؤونه؟ «فَکَتَبَ: بَعْدَ الْمَؤُونَهِ».
این روایت تصریح کرده که خمس بعد از مؤونه ثابت است. تقریب استدلال به این روایات را عرض خواهم کرد.
روایت دوم: صحیحه علی بن مهزیار عن محمد بن الحسن الأشعری؛ البته در مورد این روایت بعضی از نظر سندی اشکال کردهاند. «قال: کتب بعض أصحابنا إلى أبی جعفرٍ الثّانی (علیه السلام): أخبرنی عن الخمس، أعلى جمیع ما یستفید الرّجلُ من قلیلٍ و کثیرٍ من جمیع الضّروب، و على الصُّنّاع، و کیف ذلک؟ فکتب بخطّه: الخُمُسُ بَعدَ المَؤونَهِ.» ؛ بعضی از اصحاب ما به امام باقر (ع) نامه نوشت و عرض کرد درباره خمس به ما بفرمایید آیا بر همه آن چیزهایی که شخص به دست میآورد من جمیع الضروب چه کم و چه زیاد خمس ثابت است؟ این چگونه است؟ امام (ع) در پاسخ مرقوم فرمودند: «الخمس بعد المؤونه». ظاهرش این است که در همه اینها خمس ثابت است ولی بعد از مؤونه.
در این دو روایت کلام امام (ع) «الخمس بعد المؤونه» مطلق است یعنی به طور کلی خمس را بعد از مؤونه واجب کرده و این دلالت بر استثناء مؤونه تحصیل نیز دارد چون لفظ مؤونه هر دو نوع را شامل میشود، چه مؤونه تحصیل و چه مؤونه سنه؛ بنابراین بعد المؤونه که در کلام امام آمده، بإطلاقه شامل مؤونه تحصیل هم میشود. پس خمس بعد از مؤونه تحصیل ثابت میشود.
اشکال
البته یک اشکالی به استدلال به این دو روایت شده؛ اشکال این است که اینجا اطلاقی در کار نیست؛ اصلاً کلمه مؤونه یک عنوانی است که صرفاً اشتراک ظاهری بین مؤونه سنه و مؤونه تحصیل دارد. حقیقت مؤونه سنه از حقیقت مؤونه تحصیل کاملاً متفاوت است. ما نمیتوانیم بگوییم مؤونه اطلاق دارد و هر دو مؤونه را شامل میشود چون اگر اینها دو مصداق از یک حقیقت بودند میتوانستیم بگوییم «المؤونه» اطلاق دارد و شامل هر دو نوع مؤونه میشود. لکن اینها کاملاً دو حقیقت متفاوتاند. تنها اشتراکشان این تشابه ظاهری است که به این میگویند مؤونه و به آن هم میگویند مؤونه. بنابراین اصلاً این روایات مطلق نیست تا بخواهد مؤونه تحصیل را دربر بگیرد.
پاسخ
این اشکال به نظر ما وارد نیست برای اینکه حقیقت مؤونه یک چیز بیشتر نیست. مؤونه یعنی هزینهها؛ حال این هزینهها تارهً اضافه میشود به تحصیل و اخری اضافه میشود به عیال و اهل. اینکه گفته شود ما معنای مؤونه را پس از اضافه به یک مضاف الیه میتوانیم بدست بیاوریم و فرق بین مؤونه تحصیل و مؤونه سنه با توجه به مضاف الیه اینها معلوم میشود، این حرف نمیتواند موجب اختلاف در حقیقت مؤونه تحصیل و مؤونه سنه باشد. هر دو مؤونه است و هر دو هم هزینه است منتهی یکی هزینه تحصیل مال است و یکی هزینه زندگی و معیشت و اهل و عیال است. اتفاقاً همین که این مؤونه اضافه میشود به تحصیل یا سنه و ما با این اضافه میتوانیم فرق اینها را بفهمیم، این خودش دلیل بر این است که حقیقت مؤونه یک چیز بیشتر نیست.
برای اینکه این مسئله روشن شود، کلمه وجود را در نظر بگیرید؛ وجود هم به واجب اضافه میشود و هم به ممکن. ما میگوییم وجود الواجب و وجود الممکن در حالی که بین این دو نهایت بُعد است و چه بسا اساساً ما نتوانیم اینها را با هم مقایسه کنیم اما در عین حال با اینکه حقیقت وجود هم به واجب اسناد داده میشود و هم به ممکن، این موجب اختلاف در حقیقت وجود نمیشود. ما نحن فیه هم نظیر وجود است؛ میگوییم حقیقت مؤونه یک چیز است. مؤونه اگر به تحصیل اضافه شود قطعاً معنایش متفاوت است با مؤونه سنه ولی اصل مؤونه در هر دو یک حقیقت بیشتر نیست. وجهی ندارد که ما بگوییم حقیقت مؤونه اذا اُضیفت الی التحصیل، با حقیقت مؤونه اذا اُضیفت الی الأهل و العیال متفاوت میشود. بنابراین جای این اشکال نیست که اینجا مؤونه اطلاق ندارد و نمیتوانیم به اطلاقش اخذ کنیم و نتیجه بگیریم استثناء مؤونه تحصیل را. لذا این اشکال به نظر ما وارد نیست.
روایت سوم: روایت از علی بن مهزیار عن ابن شجاع نیسابوری (نیشابوری) است. [قسمتی از روایت را میخوانم.] یک کسی از امام سؤال میکند که من زمینی داشتم و روی آن کار کردم و صد کُر حنطه و گندم برداشت کردم بعد میگوید: «و ذهب منه بسبب عماره الضیعه ثلاثون کرّاً و بقی فی یده ستون کرّا؛ ماالذی یجب لک من ذلک و هل یجب لإصحابه من ذلک علیه شئٌ؟ فوقع (ع): لی منه الخمس مما یفضل عن مؤونته»؛ بعد میگوید از این صد کُر، سی کُر برای آبادانی زمین و حفظ هزینه شده است «و بَقیَ فی یده ستون کُرّا» و شصت کُر برایش مانده است یعنی در حقیقت میخواهد بگوید این زراعتی که بدست آمده سی کُرّ آن هزینه کاشت و داشت و برداشت بوده و شصت کُر هم برایش مانده است. (البته ده کُر هم به عنوان زکات داده است). حالا در مجموع سی کُر رفته و شصت کر برایش مانده. سؤال میکند که چه مقدار از این سهم شما است؟ امام (ع) در پاسخ فرمودند: «لی منه الخمس مما یفضل عن مؤونه»؛ یک پنج از آن چیزی که از مؤونه اش اضافه آمده است؛ یعنی یکپنجم از شصت کُر.
ظاهر سؤال در واقع این است که راوی دارد سوال میکند از مؤونه تحصیل چون میگوید این شصت کُر را هزینه کرده و سی کُر برایش مانده است؛ در سؤال سخن از مؤونه تحصیل است که بالاخره آیا خمس به مجموع اینها تعلق میگیرد یا به آن شصت کُر باقیمانده بعد از کسر مؤونه پس ظاهر سؤال مربوط به مؤونه تحصیل است اما امام (ع) جوابشان مطلق است. میفرماید خمس در مازاد بر مؤونه ثابت است. این مؤونه هم مؤونه سنه را در بر میگیرد و هم مؤونه تحصیل را پس این روایت هم بإطلاقه شامل مؤونه تحصیل میشود. یعنی این هزینههایی که برای تحصیل مال کرده باید کسر شود و بعد خمس واجب میشود.
پس این سه روایت بإطلاقها یا عمومها شامل مؤونه تحصیل میشوند. و بنابراین میتوانیم به استناد این روایات، مؤونه تحصیل را مستثنی بدانیم. البته در این روایت اخیر از نظر سندی بعضی اشکال کردهاند اما بر فرض این روایت هم اشکال باشد، در بین این سه روایت، روایت صحیحهای که قابل استناد باشد، وجود دارد.
دلیل سوم: روایات خاصه
دلیل سوم روایات خاصه است؛ منظور از روایات خاصه روایاتی است که دلالت بر استثناء مؤونه تحصیل بخصوصها میکند. اینها دیگر مثل قبل نیست که مطلق مؤونه را استثناء کند و ما مؤونه تحصیل را هم به عنوان اینکه یک نوع از انواع مؤونه است مشمول روایات بدانیم. اینجا بخصوص روایت ناظر به مؤونه تحصیل است و دارد آن را استثناء میکند. اینجا هم سه روایت وجود دارد لکن بعضی از این روایات به طور کلی مؤونه تحصیل را استثناء کرده در همه موارد، در همه ارباح و بعض به طور خاص مثلاً در معدن استثناء کرده ولی ما از راه الغاء خصوصیت میتوانیم آن را تسرّی دهیم به همه موارد. پس در این روایات به خصوصه بحث از استثناء مؤونه تحصیل است.
«الحمد لله رب العالمین»