جلسه هفدهم – انسان موجودی نیازمند و در جستجوی کمال مطلق

بازدیدها: 2

جلسه 17 – PDF

جلسه هفدهم
انسان موجودی نیازمند و در جستجوی کمال مطلق
04/05/1398

مروری بر مطالب گذشته
حق الله الاکبر بر انسان این است که انسان او را عبادت کند. امام سجاد فرمودند: «… اَمّا حَقُّ اللّه الاکْبَرُ فَاِنَّكَ تَعْبُدُهُ …»
در بحث از به این حق بزرگ خداوند یعنی عبادت، بعد از بیان حقیقت عبادت، نوبت به بیان فلسفه عبادت رسید. مقدمه‎ای را توضیح دادیم. گفتیم کمال هر موجودی در فعلیت یافتن همه استعدادهای اوست. بر این اساس کمال انسان در فعلیت یافتن استعدادهای مختلف اوست و گفتیم: چون انسان دو بعد دارد هم بعد نظری و هم بعد عملی، کمال او در تعالی این دو جهت است.
انسان موجودی نیازمند و در جستجوی کمال مطلق
برای تکمیل بحث و نتیجه‎گیری نهایی به این نکته نیز توجه شود که به طور کلی انسان فطرتاً به دنبال کمال مطلق است. انسان موجودی است نیازمند و فقیر. دلیل بر نیازمندی انسان بسیار است، از وجدان گرفته تا ادله عقلی و نقلی بسیاری در این رابطه می‎توانیم اقامه کنیم. بدیهی‎ترین آن این است که اگر انسان به خودش رجوع کند به راحتی نیازمندی و نقصش را در می‎یابد. نیاز در انسان به هیچ وجه قابل انکار نیست، لذا این فقر و نیاز او را سوق می‎دهد به سمت چیزهایی که کامل‎ترند و در صدد است با رفتن به سوی موجودات کامل‎تر به کمال دست پیدا کند. اساساً انسان به دنبال کمال مطلق است و حد یقفی برای امیال و آرزوهای انسان نیست. این آرزوهای دور و درازی هم که انسان دارد همه بر همین اساس است زیرا دنبال کمال مطلق است. اگر آرزو می‎کند که بر کرات دیگر تسلط پیدا کند به خاطر میل به کمال مطلق است. وقتی فطرت انسان این‎چنین باشد، طبیعتاً همه انسان‎ها به دنبال این کمال هستند. مشکل اصلی این است که در تشخیص مصادیق کمال، اشتباه می‎کنند. تمام انسان‎ها بلا استثناء عاشق کمال مطلق هستند، از بدترین و فاسدترین انسان تا سالم‎ترین و صالح‎ترین انسان‎ها و اساسا هر حرکتی که انسان انجام می‎دهد در همین راستا است، چه حرکت‎هایی که زشت‎ترین افراد انجام می‎دهند و چه حرکاتی که بهترین افراد انجام می‎دهند، تمام کارهایی که انسان برای برآوردن نیازهای طبیعی انجام می‎دهد نیز به خاطر همین است. حتی غذا خوردن معمولی انسان در همین راستا قابل تفسیر است، کسی که گرسنه است برای رفع این نقص غذا می‎خورد، این شخص نیاز دارد و می‎خواهد خودش را کامل کند. کسی که به دنبال درآمد است و به دنبال تأمین معاش و یا به دنبال تحصیل علم است در واقع می‎خواهد به کمال برسد. همه انسان‏ها در هر زمینه‎ای و به هر اندازه‎ای که تلاش می‎کنند برای رفع نیاز، جبران نقص‎ها و وصول به کمال است. حال کمالاتی که افراد برای خودشان تصویر می‎کنند مختلف است، مراتبش، خودش همه چیزش متفاوت است. کسی که تمام هم و غمش برای وصول به یک قدرتی است، در واقع برای اینکه به این کمال برسد تلاش می‏کند، یعنی این را کمالی می‎داند و برای رسیدن به آن حرکت می کند تا به آن کمال برسد، اگر سفاک‎ترین انسانهای روی زمین را که دستشان به خون هزاران نفر آلوده است در نظر بگیرید نیز به خاطر رسیدن به چیزی که به زعم خودش، کمال است خون‎ریزی کرده است به خاطر اینکه نیاز داشته به کمالی به نام قدرت و سلطه و تحقیر دیگران، لذا حرکتش به سمت آن رفته است، بر این اساس به یک معنا می‎توانیم بگوییم همه انسان‎ها برای خودشان یک معبود دارند، یک اله دارند که برای رسیدن به آن تلاش می‏کنند. معبود یک شخصی ثروت است، معبود شخص دیگر قدرت، معبود شخص دیگر هوای نفس، دیگری علم و دیگری خداوند تبارک و تعالی است. خداوند تبارک و تعالی در قرآن می‎فرماید: « أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ»  آیا هیچ وقت شخصی را دیدید که هوای نفس خود را خدای خود گرفت، انسان هوای نفس خودش را خدای خود می‎گیرد، به حسب ظاهر اینطور نیست و اگر از او سوال کنید می‎گوید: نه ابدا من او را معبود و خدای خود نگرفتم ولی همین که به دنبال تأمین خواسته‎های نفسانی خود حرکت می‎کند، یعنی این را یک کمال دیده و برای رفع نیاز و نقصی که در خودش دیده در این مسیر حرکت می‎کند، این حرکت یعنی یک حرکت پرستش گونه، این پرستش است. پرستش چیزی جز این نیست، پرستش یعنی عبادت، عبادت و پرستش یعنی حرکت انسان برای دست‎یابی به  چیزی که او را کمال می‎داند، حال ببینیم ما کمال را چه می‎دانیم، اگر کسی کمال را در برآورده شدن شهوت بداند تمام حرکت و سکناتش معطوف به رسیدن این قله است، لذا آن را پرستش می‎کند. این نکته مهم و کلیدی است، او را عبادت می‎کند و اله قرار داده است. معبود قرار دادن یعنی آن کشش درونی انسان به سوی چیزی که آن را کمال می‎داند.
خلاصه بحث
برای پاسخ به اینکه چرا باید عبادت کنیم، فلسفه عبادت چیست و چرا باید خدا را عبادت کنیم دو مقدمه گفتیم:
1. اساسا کمال هر موجودی و از جمله انسان در فعلیت یافتن استعدادهایی است که در او نهفته است و این استعدادها و قوه‎ها هم در بعد نظری و معرفتی و هم در بعد عملی وجود دارد و کسی  که می‎خواهد کامل شود باید این استعدادها را به فعلیت برساند، هم دانش و فهم او به عالم هستی کامل شود و هم ملکات اخلاقی و فضائل اخلاقی را در وجود خودش تقویت کند.
2. اساس حرکت انسان در این دنیا بسوی هر چیزی بر مبنای کمال طلبی و عشق به کمال مطلق است. همه انسان‎ها بلا استثنا به دنبال کمال مطلق هستند و همه حرکاتشان در آن مسیر است. امام خمینی فرمود: آقای ریگان بدون اینکه خودش بفهمد به دنبال خداست، زیرا او فکر می‎کند خدا آن قدرتی است که او باید پیدا کند، خدای خودش را سلطه بر دنیا قرار داده است. چون انسان این‎طور است و عاشق کمال مطلق است، همه حرکاتش در این چارچوب است منتهی در تعیین مصداق کمال مطلق اشتباه می‎کند. کمال مطلق به معنای واقعی کلمه الله است، پس ما باید خدا را عبادت کنیم چون نیازمند و ناقص هستیم وبرای رفع نیاز خودمان باید به او نزدیک شویم، به سوی او حرکت کنیم، برای رفع نقص خودمان باید به او تقرب بجوییم و تقرب به او جز در سایه این عبادات نیست. نفس حرکت به سوی خدا هم در بعد نظری و هم در بعد عملی در واقع پرستش و عبادت است.